زخم سوگ؛ چگونه با نبود فرزند کنار بیاییم؟
بامداد جنوب: در این شماره از «اتاق مشاوره»، گفتوگوی مادری داغدار که دو سال از فوت فرزند جوانش گذشته را با دکتر محمدرضا بحرانی میخوانید.
آقای دکتر، دو سال از فوت پسرم میگذرد، اما انگار زمان برای من متوقف شده است. او جوان و پرانرژی بود و در یک تصادف از دستش دادیم. همسرم، دخترم، دامادم و نوهام خیلی به من محبت میکنند، اما دلم دیگر شاد نمیشود. بیشتر روزها بیحوصلهام و حس میکنم بخشی از وجودم را از دست دادهام. آیا این حالوهوا طبیعی است؟
از دست دادن فرزند، یکی از عمیقترین دردهایی است که یک انسان میتواند تجربه کند و غم شما کاملاً قابل درک است. با این حال، اگر پس از دو سال هنوز اندوه شدید، بیانگیزگی، کنارهگیری از زندگی و ناتوانی در لذت بردن از روابط خانوادگی ادامه داشته باشد، ممکن است سوگ با افسردگی در هم آمیخته شده باشد و نیاز به توجه جدیتری داشته باشد.
گاهی عذاب وجدان دارم که چرا من زنده ماندهام و او نه. حتی کنار نوهام هم شادیام ماندگار نیست.
این احساس گناه در میان والدین داغدار شایع است، اما باید به خودتان یادآوری کنید که شما مسئول آن حادثه نبودهاید. ذهن شما همچنان درگیر «اگرها» و «کاشها»ست. نقطه آغاز درمان، پذیرش این واقعیت است که گذشته تغییر نمیکند، اما میتوان شیوه زندگی با این فقدان را آموخت. برای عبور سالمتر از این مرحله چند اقدام توصیه میشود: احساسات خود را سرکوب نکنید و درباره پسرتان با خانواده صحبت کنید؛ برنامه روزانه منظمی شامل پیادهروی و دیدار با عزیزان داشته باشید؛ بهجای تمرکز بر لحظه حادثه، خاطرات ارزشمند زندگی فرزندتان را مرور و حتی ثبت کنید؛ و اگر علائم ادامه داشت، از رواندرمانی تخصصی در حوزه سوگ و افسردگی کمک بگیرید. هدف درمان، فراموش کردن فرزند نیست؛ هدف این است که یاد او در قلب شما بماند، اما زندگی امروزتان نیز دوباره فرصت جریان یافتن پیدا کند. فرزندتان بخشی از داستان زندگی شماست، نه پایان آن.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.