سیاستورزی در ایران؛ میان منافع ملی و رقابت جناحی
بامدادجنوب_مریم خوئینی
در سالهای اخیر، همزمان با افزایش تنشهای سیاسی حتی رسانهای، مفاهیمی چون منافع ملی، مصالح عمومی و نقد بیش از گذشته وارد ادبیات جریانهای سیاسی شدهاند مفاهیمی که گاه به باور برخی فعالان سیاسی، به ابزاری برای توجیه رفتارهای جناحی یا حذف صداهای منتقد تبدیل میشوند. در چنین فضایی، مرزبندی میان نقد واقعی، رقابت سیاسی و حفظ منافع ملی به یکی از چالشهای مهم عرصه سیاست و رسانه بدل شده است.
در این همین راستا میتوان به سخنان اخیر اسماعیل گرامیمقدم قائم مقام حزب اعتماد ملی در گفتوگو با ایرنا اشاره کرد که گفته بود: «تعیین سیاستهای کلان کشور بر عهده عالیترین سطوح تصمیمگیری است که همگی با هدف تأمین منافع ملی تصمیمگیری میکنند. بنابراین، وقتی آگاهیم که سازوکار مشخصی برای اتخاذ تصمیمات کلان در کشور وجود دارد، حرکت برخلاف آن و سنجش این تصمیمات با معیارهای تنگ جناحی و اقدام علیه آن، اقدامی مغایر با منافع ملی است و خساراتی بهمراتب بیشتر از یک توافق نامطلوب به همراه خواهد داشت».
نقد، نقد است، پسوند ندارد
در همین زمینه، خضر خلیلی، فعال سیاسی اصلاحطلب، در گفتوگو با بامداد جنوب در خصوص مفهوم کلی نقد گفت: اساساً نقد، هیچ پسوندی ندارد. نقد، فرایندی است که در آن یک پدیده را ارزیابی میکنید و بر اساس درک و دریافت خود، نقاط قوت و ضعف آن را مطرح میکنید. بهکار بردن تعابیری مانند نقد خیرخواهانه یا نقد مغرضانه اصطلاح دقیقی نیست و بعضا نوعی ترفند برای فرار از مواجهه با حقیقت است، روشی که معمولاً مسئولانی که مورد انتقاد هستند برای بیاعتبار کردن نقد منتقدان به کار میبرند. نقد، همان نقد است.
وی ادامه داد: برای مثال، من بر اساس دانش و تجربه خودم ممکن است روزنامه بامداد جنوب را نقد کنم. اینکه این نقد تا چه اندازه به واقعیت نزدیک است، چقدر صادقانه بیان شده و تا چه حد توانسته حقیقت را نشان دهد و مفید و موثر باشد، به ارزیابی عموم ناظران یا شخصی که مورد نقد قرار گرفته بازمیگردد. بنابراین، من با واژههایی که بهعنوان پسوند در کنار نقد قرار میگیرند، موافق نیستم.
خلیلی در عین حال تأکید کرد: اعتبار افراد و منتقدان به کیفیت نقدشان وابسته است. اگر در نقدی که مطرح میکنیم منافع شخصی و مصالح باندی یا جناحی دخالت داشته باشد، به مرور زمان مخاطب متوجه این موضوع خواهد شد و اعتبار سیاسی و رسانهای من کاهش پیدا میکند. در مقابل، هرچه نقد واقعیتر و منصفانهتر باشد، به همان میزان اعتبار منتقد افزایش خواهد یافت و حرفش شنیده میشود.
وی با اشاره به اهمیت رعایت مصالح عمومی و خیر عمومی در فعالیت رسانهای، بیان کرد: روح رسانهداری و روزنامهنگاری مبتنی بر رعایت مصالح و خیر عمومی جامعه است و اگر غیر از این باشد، اساساً کار باطلی انجام شده است. شما بهعنوان روزنامهنگار و صاحب تریبون، مستقیما یا غیرمستقیم به نیابت از خود جامعه فرصت اظهار نظر و ارائه نقد پیدا میکنید و اخلاقا مکلف هستید بر مبنای خیر عمومی جامعه سخن بگویید، نه بر اساس منافع شخصی، باندی یا جناحی. فرصت و امکان نقد در واقع امانتیست که جامعه به ما اعتماد کرده و به ما سپرده و باید در خدمت به جامعه بهکار گرفته شود، خوب است موضوع از این زاویه نیز مورد توجه قرار گیرد.
این فعال سیاسی با اشاره به اینکه برخی اوقات جریانهای سیاسی به نام منافع ملی، عملاً منافع جناحی خود را دنبال میکنند، گفت: در واقع، یکی از آفتهای فعالیت سیاسی در ایران، بهویژه در سالهای اخیر، همین پیگیری منافع شخصی و باندی و جناحی در پوشش منافع ملی بوده است. متأسفانه بارها با دروغ بزرگی به نام مصالح عمومی مواجه میشویم که در واقع پوششی برای تأمین منافع شخصی و باندی است.
خلیلی افزود: این مسأله نهتنها به فعالیت سیاسی آسیب زده، بلکه خسارت بزرگتری نیز به اعتماد عمومی و ملی و اعتماد به رسانهها وارد کرده است.
سیاست خارجی جای بازی جناحی نیست
وی در پاسخ به این پرسش که اگر یک توافق از نظر جناح شما ایدهآل نباشد اما بخشی از مشکلات کشور را حل کند، آیا باید از آن حمایت کرد؟ گفت: بله. سیاست خارجی و بهطور کلی مسائل مرتبط با امنیت ملی، در همه کشورهای دنیا که سیاستورزی در آنها مبتنی بر عقلانیت است، فراتر از دعواهای جناحی دیده میشود. من در کمتر کشوری دیده یا شنیدهام که مسائل سیاستخارجی تا این اندازه به ابزار تسویه جناحی تبدیل و به کوچه و خیابان کشیده شود.
این فعال سیاسی اصلاحطلب تأکید کرد: موضوعاتی مانند سیاست خارجی، پیچیده و راهبردی هستند و باید در سطح نخبگان و کارشناسان دنبال شوند. واقعاً احمقانه است که این مسائل به گروکشیهای جناحی تبدیل شود. نه فقط سیاست خارجی، بلکه بسیاری از موضوعات کلان و امنیتی کشور نیز به دعواهای جناحی کشیده میشود و همین مسأله خسارتهای فراوانی به کشور وارد کرده است. اینکه امروز مردم اعتماد خود را به جریانهای سیاسی از دست دادهاند و اصلاحطلب و اصولگرا را شبیه هم میبینند، یکی از دلایلش این است که در عمل مشاهده کردهاند احزاب و فعالان سیاسی دو جریان بهجای در نظر گرفتن مصالح عمومی و خیر جامعه، همچنان درگیر دعواهای جناحی و باندی هستند.
هنوز ناپختگی در فعالیتهای سیاسی دیده میشود
خلیلی در ادامه در خصوص نقش رسانهها و تریبونهای سیاسی در دوقطبیسازی نیز گفت: همانطور که تأکید کردم، هدف از فعالیت سیاسی باید تأمین حداکثری مصالح عمومی جامعه و منافع ملی باشد. از نظر اخلاق سیاسی اگر جایی متوجه شویم در یک موضع سیاسی اشتباه کردهایم، نباید بر ادامه آن اصرار کنیم و باید راهحل بهتر را بپذیریم.
وی یادآور شد: ممکن است در مسایل سیاسی بعضا نتوانیم از ایدهای که تا دیروز موافق آن بودیم همچنان دفاع کنیم و متوجه اشکالات دیدگاه خود بشوبم، حداقل این است که باید سکوت کنیم و سنگاندازی نکنیم تا آن ایده درست اجرا شود و مصلحت جامعه تأمین شود ولو اینکه جریان مقابل ما در افکار عمومی برنده باشد.
خلیلی بیان کرد: متأسفانه یکی از پدیدههایی که به شکل عجیبی در جامعه ما گسترش یافته، دامن زدن به درگیریهای جناحی و انتقال دعواهای باندی به عرصه امنیت ملی و سیاست خارجی است؛ معضلی که در کمتر کشوری با این شدت دیده میشود. هر دو جناح نیز در این زمینه سابقه دارند و بارها سیاست خارجی را به بازیهای جناحی تبدیل کردهاند؛ اقدامی که خسارتبار بوده است. به نظر من، یک انقلاب اخلاقی و فرهنگی لازم است تا عرصه سیاست در کشور از این آفت پاک شود.
رئیس سابق خانه احزاب بوشهر در پایان در پاسخ به این پرسش که آیا احزاب سیاسی در ایران به بلوغ لازم برای تفکیک «رقابت سیاسی» از «امنیت ملی» رسیدهاند؟ گفت: بهطور کلی، خیر. با وجود اینکه بیش از صد سال سابقه فعالیت سیاسی و حزبی در ایران وجود دارد، به دلیل ناپایداری فعالیتهای حزبی و انتقال نیافتن تجربیات، همچنان با نوعی ناپختگی در فعالیت سیاسی مواجه هستیم.
وی همچنین یادآور شد: البته در برخی رخدادها بهویژه در ماجرای تهاجم ظالمانه اخیر دشمن به کشور، مواضعی از برخی احزاب دیدهام که نشاندهنده پختگی و خیراندیشی سیاسی بوده است. برای نمونه، میتوانم به مواضع نهضت آزادی اشاره کنم که مسئولانه، دلسوزانه و عاقلانه بود حتی عاقلانهتر و همگرایانهتر از برخی جریانهای سیاسی که در سالهای اخیر در مصدر امور کشور قرار داشتهاند و از فعالیت سیاسی خود نیز منافع بردهاند. با این حال هرچند چنین نمونههایی وجود دارد، اما در مجموع باید بگویم احزاب سیاسی در این زمینه هنوز نمره قابل قبولی نمیگیرند.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.