رویداد 6 بازدید
فرصتهای از دسترفته برای حضور زنان در صحنههای کلیدی؛

جای خالی یک زن در میز مذاکرات

بامدادجنوب_مریم خوئینی

در حالی که در سال‌های اخیر شاهد حضور فعال بانوان در عرصه سیاست هستیم، نگاهی به ترکیب تیم مذاکره‌کننده ایران در نشست اخیر پاکستان، حقیقتی تلخ را بازگو می‌کند. حقیقت این است: در میان لشکر نزدیک به هشتاد نفره‌ای که به عنوان کارشناس، دیپلمات و مشاور، تیم مذاکره ایران را تشکیل می‌دادند، حتی برای یک بانوی دیپلمات، صندلی پیش‌بینی نشده بود.

این عدد «صفر» در مقابل «هشتاد»، فراتر از یک اتفاق ساده است؛ این یک بیانیه‌ غیررسمی از سوی ساختار قدرت است که می‌گوید در سرنوشت‌سازترین لحظاتِ صلح و جنگ، جایی برای نگاه، تخصص و تدبیرِ نیمی از جمعیت کشور وجود ندارد. حتی اگر چهره‌های دانشگاهی و صاحب‌نامی چون الهه کولایی به دلیل محدودیت‌های سیاسی در حاشیه باشند، سوال اینجاست که در میان خیلِ عظیمِ کارشناسان وزارت امور خارجه، آیا حتی یک زنِ شایسته برای حضور در این تیم هشتاد نفره وجود نداشت؟ این غیبتِ مطلق، در حالی رخ می‌دهد که طرف‌های مقابل و حتی میانجی‌های منطقه‌ای، آگاهانه از ظرفیت زنان برای تلطیف فضای مذاکره و پیشبرد اهدافِ پیچیده استفاده می‌کنند.

برای واکاوی بررسی پیامدهای این غیبت، با یکی از کارشناسان روابط بین‌الملل به گفتگو نشسته‌ایم تا از او درباره جای خالی زنان در میز مذاکرات بپرسیم و اینکه چرا هنوز هم کلماتی که بر سر میزهای دیپلماتیک رد و بدل می‌شود، لحنی کاملاً مردانه دارد؟ آیا ما با یک خلأ کادرسازی روبه‌رو هستیم یا اراده‌ای نانوشته مانع از آن می‌شود که نگاهِ ظریف و صلح‌جوی زنانه وارد سیاست خارجی شود؟ مهم‌تر از آن، چرا ایران هرگز بی‌نظیر بوتو یا ایندیرا گاندیِ خود را در عرصه قدرت وارد نکرده است؟

از علی ودایع، کارشناس روابط بین‌الملل پرسیدیم، ما در ایران دیپلمات‌های زن توانمندی تربیت کرده‌ایم، اما در میزهای مذاکرات کلان خبری از آن‌ها نیست. به نظر شما اگر در مذاکرات فعلی زنان ایرانی حضور داشتند اولویت‌های ما بر سر این میز تغییر می‌کرد؟ اوگفت: از منظر راهبردی و استراتژیک، آنچه امروز در تیم‌های ما وجود دارد شاید در حد کمال باشد، اما به طور قطع حضور یک دیپلمات زن، ادبیات حاکم بر میز را تغییر می‌دهد. در عرصه بین‌الملل مشاهده می‌کنیم که دیپلمات‌های زن توانایی چانه‌زنی متفاوتی نسبت به مردها دارند. اتفاقاً برخلاف تصور عمومی، تجربه نشان داده که خانم‌ها، دیپلمات‌های‌ به‌مراتب سرسخت‌تری هستند، نکته کلیدی اینجاست که توانایی نفوذ کلام آن‌ها نسبت به آقایان بسیار بیشتر است.

وی تصریح کرد: در عرصه روابط بین‌الملل، ما همواره شاهد فراز و فرود در این زمینه بوده‌ایم. برای مثال در ژاپن وقتی چهره‌ای مثل خانم سانائه تاکایچی روی کار می‌آید، ادبیاتی که به کار می‌برد حتی از ادبیات مردهای سامورایی هم خشن‌تر و سرسخت‌تر است. این نشان می‌دهد که وقتی زنان به این جایگاه‌ها می‌رسند، مدل رفتاری‌شان لزوماً تکرار الگوهای گذشته نیست. در اروپا و دیگر نقاط جهان هم شاهد همین تغییر هستیم.

این کارشناس روابط بین‌الملل در پاسخ به این پرسش که در جنوب غرب آسیا، حضور زنان در عرصه سیاست با موانع جدی روبه‌روست و چرا نمونه‌هایی مثل بی‌نظیر بوتو در پاکستان در ساختار ما تکرار نشده است؟ بیان کرد: این موضوع چند وجه دارد. وجه اول این است که ما در جامعه خاورمیانه همچنان با یک «نگاه مردسالارانه» جدی مواجه هستیم. اگر بخواهیم به صورت سلسله‌مراتبی به این بن‌بست نگاه کنیم، باید از ریشه شروع کنیم. واقعیت این است که حتی وقتی وارد دانشکده‌های روابط بین‌الملل یا علوم سیاسی می‌شوید، جو غالب کاملاً مردانه است. در واقع علوم سیاسی در ایران یک رشته‌ مردانه تعریف شده است و این به طور مستقیم نشأت گرفته از نگاه ساختاری جامعه است. پس ما با یک زنجیره روبه‌رو هستیم اول نگاه سنتی جامعه، دوم بحث تربیت در ساختار آکادمیک و در نهایت جای خالی آن‌ها بر سر کرسی‌های مذاکره که شما به درستی به آن اشاره کردید.

ودایع در پاسخ به این پرسش که ما تجربه موفقی مثل مرضیه افخم را داشتیم که از بدنه خودِ وزارت خارجه به سخنگویی رسید و بعد به عنوان سفیر راهی مالزی شد چرا این مسیر ادامه پیدا نکرد؟ گفت: نمی‌توانم بگویم حضور خانم افخم صد در صد یک تجربه موفق و متمایز بود، جالب است بدانید که دقیقاً در همان دوره، ساختار با چالش‌های جدیدی مواجه شد. در نهایت اگر بخواهم خلاصه بگویم، چهار مانع اصلی مانع رسیدن زنان به صندلی‌های اصلی مذاکره می‌شود اول، نگاه کلان جامعه؛ دوم، محدودیت‌ها در تحصیلات آکادمیک و تکمیلی؛ سوم، ساختار حاکم بر دستگاه‌های اجرایی و در نهایت، آن «کرسی نهایی» که باید به آن‌ها سپرده شود اما نمی‌شود. استادی داشتیم که همیشه می‌گفت زنان در موقعیت‌های حساس، حتی خشن‌تر و قاطع‌تر از مردها ظاهر می‌شوند. لذا غیبت آن‌ها، محروم کردن دیپلماسی از یک قدرت چانه‌زنیِ نفوذناپذیر است.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.