انرژی 4 بازدید
واکاوی دلایل اهمیت قرارداد گاز ایران و ترکیه در معادلات منطقه؛

قراردادی که نفوذ ایران را درمنطقه تقویت می‌کند

بامداد جنوب: قرارداد صادرات گاز ایران به ترکیه که بیش از دو دهه پیش میان دو کشور امضا شد، در سال میلادی جاری (۲۰۲۶) به پایان می‌رسد؛ توافقی که طی این سال‌ها خط لوله تبریز ـ آنکارا را به یکی از مهم‌ترین شریان‌های انتقال انرژی در منطقه تبدیل کرده است. این خط لوله نه‌تنها بستر اصلی صادرات گاز ایران به ترکیه بوده، بلکه به عنوان یکی از پایه‌های همکاری بلندمدت انرژی میان دو همسایه نقش مهمی در معادلات انرژی منطقه ایفا کرده است.

در طول این سال‌ها، ترکیه به‌عنوان کشوری با جمعیت قابل‌توجه و اقتصادی در حال رشد، همواره نیازمند دسترسی به منابع پایدار و قابل اتکای انرژی بوده است؛ در مقابل، ایران نیز از ظرفیت صادرات گاز طبیعی به‌عنوان ابزاری برای ایجاد درآمد پایدار و تقویت جایگاه ژئو‌انرژی خود بهره برده است. به همین دلیل، همکاری گازی تهران و آنکارا فراتر از یک معامله اقتصادی ساده، به یکی از مؤلفه‌های مهم در روابط راهبردی دو کشور تبدیل شده است.

اکنون با نزدیک شدن به پایان این قرارداد بلندمدت، بحث درباره تمدید، بازطراحی یا تعریف چارچوبی تازه برای تداوم صادرات گاز ایران به ترکیه بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است. در شرایطی که تحولات بازار جهانی انرژی و رقابت میان تأمین‌کنندگان گاز در منطقه رو‏به افزایش است، آینده این همکاری می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در حفظ امنیت انرژی ترکیه و نیز تقویت حضور ایران در معادلات انرژی منطقه ایفا کند.

به گزارش مهر، قرارداد صادرات گاز ایران و ترکیه در سال ۱۹۹۶ امضا و در سال ۲۰۰۱ عملیاتی شد و یکی از نخستین قراردادهای بلندمدت گاز منطقه را شکل داد؛ بر اساس این توافق سالانه حدود ۱۰ میلیارد متر مکعب گاز باید از ایران به ترکیه منتقل می‌شد، هرچند در عمل میزان انتقال در برخی سال‌ها کمتر بوده است این قرارداد در واقع مسیر تازه‌ای از تعامل انرژی میان دو همسایه ایجاد کرد که به‌دلیل وضعیت جغرافیایی دو کشور مزیت‌های قابل‌توجهی نسبت به گزینه‌های دیگر داشت.

ترکیه که کشوری فاقد منابع گازی عظیم است برای تامین گاز مورد نیاز صنایع نیروگاه‎ها و بخش خانگی نیازمند دسترسی به منابع ارزان و مطمئن بود و ایران نیز به‎عنوان دومین دارنده ذخایر گاز در جهان طبیعی بود که در جایگاه تامین‎کننده قرار گیرد با گذشت زمان این قرارداد به یکی از ارکان امنیت انرژی ترکیه تبدیل شد و در سال‎های اخیر نیز با وجود کاهش مقداری نسبت به ظرفیت اسمی همچنان حدود ۱۳ درصد از کل واردات گاز ترکیه از ایران تامین شده‌است.

موضوع مهم این است که این قرارداد در سال ۲۰۲۶ به پایان خواهد رسید منابع مختلف زمان پایان را ژوئیه همان سال یا پایان سال میلادی یا آذر ۱۴۰۵اعلام کرده‌اند؛ اما آنچه قطعی است سال ۲۰۲۶ زمان پایان همکاری فعلی است، این همزمانی با فصل افزایش مصرف گاز در ترکیه اهمیت موقعیت را بیشتر می‌کند؛ زیرا ترکیه در آغاز دوره سرد سال با نیاز به گاز پایدار مواجه خواهد بود و پایان قرارداد دقیقا در زمانی رخ می‌دهد که این کشور نمی‎تواند ریسک کمبود انرژی را بپذیرد. این مسئله اهمیت جایگاه ایران را افزایش می‌دهد؛ زیرا ترکیه نمی‌تواند به‌راحتی در مدت کوتاه منبعی جایگزین برای حجمی معادل سالانه چند میلیارد متر مکعب بیابد.

در هفته‎های اخیر آلپ ارسلان بایراکتار، وزیر انرژی ترکیه در چند گفت‎وگوی متفاوت نکاتی درباره سرنوشت این قرارداد مطرح‎کرده که تصویر پیچیده‌ای از وضعیت مذاکرات ارائه می‌دهد. او در حاشیه نشست دیپلماتیک آنتالیا بیان کرده که ترکیه خواهان ادامه واردات گاز از ایران بدون وقفه است و مذاکرات برای تمدید قرارداد ادامه دارد اما در گفت‌وگویی دیگر گفته، مذاکرات رسمی هنوز آغاز نشده و شرایط منطقه از جمله تنش‌های امنیتی مانع شروع گفت‎وگوها شده است. این تضاد ظاهری در سخنان وزیر انرژی ترکیه نشان می‎دهد آنکارا از یک سو اهمیت راهبردی گاز ایران را درک می‌کند و به‎خوبی آگاه است که حذف ناگهانی این منبع برای امنیت انرژی کشور هزینه سنگینی خواهد داشت و از سوی دیگر، تلاش می کند با احتیاط رسانه‎ای و اتخاذ مواضع چندگانه فضای چانه‌زنی در مذاکرات را به سود خود مدیریت کند.

ترکیه در سال‌های اخیر سیاست تنوع ‎بخشی به منابع انرژی را دنبال می‌کند؛ اما همچنان بخش بزرگی از نیاز گازی خود را از روسیه و ایران تامین می‌کند. روسیه از طریق دو خط لوله بلو‎استریم و ترک‎استریم حدود ۳۵ درصد گاز ترکیه را تامین می‎کند و واردات از ایران نیز بخش مهم دیگری از نیاز آنکارا را تشکیل می‌دهد ترکیه همچنین تلاش کرده با توسعه زیرساخت‎های ال‎ان‎جی امکان واردات از روسیه، قطر، آمریکا و سایر کشورها را افزایش دهد؛ اما با وجود صدور مجوز واردات بلندمدت ال‎ان‌جی روسیه این واردات هنوز شروع نشده و زیرساخت‌ها نیز در سطحی نیست که جایگزین کامل گاز خط لوله شود. افزون بر این، تغییرات مربوط به بازار جهانی ال‌ان‌جی باعث شده قیمت و دسترسی به ال‌ان‎جی نوسان داشته باشد و ترکیه نتواند به این گزینه به عنوان جایگزینی پایدار تکیه کند.

در این شرایط ترکیه پیشنهاد کرده قرارداد با مدت کوتاه پنج ساله تمدید شود و خرید سالانه حدود ۱۰ میلیارد متر مکعب ادامه یابد این پیشنهاد با منافع بلندمدت ایران سازگار نیستآ؛ زیرا مدت کوتاه به معنای بی‌ثباتی در برنامه‎ریزی صادرات و همچنین عدم بهره‎برداری از ظرفیت ژئو انرژی ایران است. ایران باید به‎دنبال تمدید بلندمدت حداقل بیست و پنج سال باشد تا هم درآمد پایدار داشته باشد و هم نفوذ انرژی خود را در بازار ترکیه افزایش دهد و از مزیت‎های خط لوله فعلی حداکثر استفاده را ببرد.

ترکیه کشوری است که رشد مصرف انرژی آن بالاست و نیاز به واردات در سال‌های آینده نیز ادامه خواهد داشت. ایران اکنون در موقعیت ویژه‎ای قرار دارد؛ زیرا ترکیه در کوتاه‎مدت منبعی برای جایگزینی گاز ایران ندارد نه آذربایجان توان افزایش صادرات پایدار دارد، نه واردات ال‎ان‌جی توان رقابت با قیمت گاز ایران را دارد و نه روسیه قادر است در شرایط فعلی ظرفیت خطوط لوله به ترکیه را افزایش دهد. از این رو، ایران می‌تواند با طراحی یک بسته پیشنهادی مناسب موقعیت خود را در این بازار تثبیت کند.

افزایش حجم صادرات یکی از گزینه‌های مهمی است که ایران می‎تواند مطرح کند اگر حجم صادرات به ۲۰ تا ۳۰ میلیارد متر مکعب افزایش یابد، ترکیه نه تنها نیاز بیشتری را از ایران تامین می‌کند، بلکه فرصت جدیدی برای انتقال بخشی از این گاز به اروپا نیز فراهم می‌شود. ایران می‎تواند با ارائه تخفیف پلکانی همکاری در پروژه‎های ذخیره‎سازی گاز و ارائه اطمینان بلندمدت از تداوم صادرات ترکیه را به همکاری طولانی‌تر متقاعد کند. این موضوع هم برای ترکیه به دلیل اطمینان از امنیت انرژی مفید است و هم برای ایران که به‌دنبال درآمد مطمئن و تقویت نقش منطقه‎ای است.

با تحلیل شرایط سه سناریو قابل تصور است؛ نخست تمدید کوتاه‎مدت که مورد علاقه ترکیه است اما برای ایران مفید نیست؛ دوم تمدید بلندمدت که می‏تواند برای هر دو طرف سودمند باشد و سوم عدم تمدید که با توجه به محدودیت‏های ترکیه بسیار بعید است. سناریوی دوم یعنی قرارداد بلندمدت با حجم بیشتر و تعهد پایدارتر محتمل‏ترین گزینه به نظر می‎‏رسد زیرا ترکیه نمی‏تواند ریسک متوقف شدن گاز ایران را بپذیرد و ایران نیز به دنبال تثبیت نقش ژئو انرژی خود است.

در مجموع صادرات گاز ایران به ترکیه نه تنها یک رابطه تجاری، بلکه یک رابطه راهبردی است و تاثیر گسترده‌ای در امنیت انرژی منطقه دارد. ایران اکنون در موقعیت ویژه‌ای قرار دارد و می‌تواند از این فرصت برای تقویت جایگاه خود استفاده کند، اگر ایران با برنامه و نگاه بلندمدت وارد مذاکرات شود، امکان تمدید قرارداد برای چند دهه آینده و حتی افزایش قابل توجه صادرات وجود دارد. ترکیه به گاز ایران نیاز دارد و ایران نیز می‌تواند از این نیاز برای تقویت نفوذ خود در منطقه و کسب درآمد پایدار بهره ببرد. اکنون زمان تصمیم‌گیری هوشمندانه است و آینده همکاری دو کشور به نحوه مدیریت این مقطع حساس وابسته است.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.