انرژی 19 بازدید
مبین و دماوند در مسیر احیا با اتکا بر توان و دانش داخلی؛

پارس جنوبی دوباره می‌ایستد

بامدادجنوب_حجت عبدالهی‌پور
توقف تولید در ۳ یوتیلیتی مهم صنعت پتروشیمی در دو منطقه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر و پارس جنوبی در پی حملات دشمن صهیونی و وارد شدن خسارات شدید به این تاسیسات، شرایطی متفاوت و اضطراری را در دو هاب بزرگ پتروشیمی کشور رقم زده است. توقف موقت صادرات بسیاری از محصولات پایه به‌منظور تامین نیاز داخلی، نشانه‌ای آشکار از فشاری است که هم‌اکنون بر زنجیره تولید و تامین صنایع پایین‌دستی وارد می‌شود؛ صنایعی که از بسته‌بندی و نساجی گرفته تا لاستیک، شوینده‌ها، کودهای شیمیایی و قطعه‌سازی، همگی به‌واسطه کمبود مواد اولیه با محدودیت‌های جدید روبه‌رو شده‌اند.
این در حالی است که ایران در دهه گذشته یکی از مهم‌ترین بازیگران بازار منطقه‌ای و آسیایی پتروشیمی بوده و ظرفیت صادراتی گسترده‌ای در متانول، پلی‌اتیلن، پروپیلن، آروماتیک‌ها، اوره، آمونیاک و مشتقات گازی داشته است؛ اما آسیب‌دیدن زیرساخت‌های انرژی و یوتیلیتی در هاب‌های ماهشهر و عسلویه سبب شد تا بخشی از تولید این زنجیره عظیم دچار اختلال شود که پیامد آن نه‌تنها کاهش عرضه صادراتی، بلکه افزایش تنش در صنایع داخلی و تغییر اولویت‌های توزیع مواد اولیه بوده است.
ماهشهر و عسلویه، دو قطب بزرگ صنعت پتروشیمی کشور، با بیش از ۴۰ مجتمع فعال و بیش از ۵۰ میلیون تن ظرفیت تولید سالانه، عملاًستون فقرات تولیدات میان‌دستی و نهایی کشور هستند. در ماهشهر، ۲۱ مجتمع فعال از بندر امام و مارون گرفته تا اروند، تندگویان، بوعلی و امیرکبیر، بخش قابل توجهی از خوراک صنایع پلاستیک، بسته‌بندی، شوینده‌ها، سوخت و صنایع شیمیایی را تامین می‌کنند. در عسلویه نیز وجود مجتمع‌های عظیمی همچون نوری، جم، زاگرس، پردیس، آریاساسول، کاویان و مروارید، این منطقه را به یکی از موثرترین قطب‌های انرژی در سطح خاورمیانه تبدیل کرده است.
با این ابعاد و گستردگی، هرگونه اختلال در شبکه برق صنعتی، بخار، آب خنک‌کن، نیتروژن یا اکسیژن -که شاهرگ‌های حیاتی واحدهای فرآیندی محسوب می‌شوند- بی‌درنگ تبدیل به بحران می‌شود. طی روزهای اخیر، بروز چند رخداد هدفمند علیه تاسیسات حیاتی، باعث خروج مقطعی چند یوتیلیتی از مدار شد؛ مسئله‌ای که موجی از توقف‌ها، کاهش ظرفیت تولید، افزایش ریسک عملیاتی و اختلال در برنامه‌ریزی صادرات را به همراه داشت. بازار سرمایه نیز تحت تاثیر این وضعیت، با افزایش نوسان و نگرانی‌های جدید درباره عملکرد عملیاتی شرکت‌های پتروشیمی مواجه شد.
این اتفاقات علاوه بر آثار فوری بر تولید، پیامدهای زنجیره‌ای نیز برای ایران در بازارهای منطقه‌ای به دنبال دارد. کاهش عرضه به‌صورت طبیعی باعث محدودشدن صادرات، افزایش نوسانات قیمتی، دشوارتر شدن رقابت در بازارهای آسیایی و کاهش انعطاف‌پذیری ایران در قراردادهای بلندمدت می‌شود. صنایع پایین‌دستی نیز با کاهش پلی‌اتیلن، PVC، پروپیلن، متانول و سایر محصولات پایه، با کاهش ظرفیت تولید و افزایش هزینه تمام‌شده روبه‌رو شده‌اند.
در چنین شرایطی، نقش زیرساخت‌های یوتیلیتی بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است. در قلب این شبکه، دو شرکت بزرگ مبین انرژی خلیج فارس و دماوند انرژی در منطقه پارس جنوبی وظیفه تامین حیاتی‌ترین حلقه‌های پایداری تولید را برعهده دارند؛ حلقه‌هایی که بدون آنها حتی در صورت موجود بودن خوراک و نیروی انسانی، واحدهای پتروشیمی قادر به ادامه فعالیت نیستند. پویایی ۸۰ درصد پتروشیمی‌های مستقر در بزرگ‌ترین قطب انرژی کشور به پایداری این دو یوتیلیتی گره خورده است.
یک کارشناس ارشد انرژی در ارزیابی پیامدهای توقف یوتیلیتی‌های مبین انرژی خلیج فارس و دماوند انرژی بر روند تولید در پارس جنوبی در گفت‌وگو با بامداد جنوب گفت: در صنعت پتروشیمی، یوتیلیتی‌ها شاهرگ حیاتی چرخه تولید به شمار می‌روند. قطع یا اختلال در بخار، برق صنعتی، آب خنک‌کن، نیتروژن و اکسیژن به‌طور مستقیم به معنای توقف واحدهای فرآیندی است. وقتی دو یوتیلیتی اصلی در پارس جنوبی هم‌زمان از مدار خارج می‌شوند، عملا بخش بزرگی از ظرفیت تولید هاب عسلویه تحت تاثیر قرار می‌گیرد.
رضا حاتمی با بیان اینکه پارس جنوبی و ماهشهر مجموعا بیش از ۴۰ مجتمع فعال با ظرفیت بالای ۵۰ میلیون تن در سال دارند و توقف یوتیلیتی‌ها بلافاصله به توقف یا کاهش ظرفیت ده‌ها واحد عملیاتی منجر می‌شود، افزود: در چنین شرایطی، حتی اگر خوراک گاز و نیروی انسانی آماده باشد، واحدهای الفینی، آروماتیکی، متانولی و اوره‌سازی قادر به ادامه فعالیت نیستند. این اتفاق به کاهش عرضه داخلی، محدودیت صادرات، فشار بر صنایع پایین‌دستی و افزایش نوسانات بازار منجر می‌شود.
وی با اشاره به آثار زنجیره‌ای این رخدادها گفت: توقف اخیر‌ فعالیت در مبین و دماوند مهم‌ترین عامل اثر دومینویی در پارس جنوبی است که باعث شد واحدهای الفینی، متانول، آروماتیک و حتی پلیمرها یکی‌یکی از مدار خارج شوند. نوسان فشار بخار و افت نیتروژن مستقیم به قلب واحدهای حساس ضربه می‌زند. بدیهی است توقف یوتیلیتی‌ها اثر فوری و هم‌زمان بر چهار حوزه تولید، بازار داخلی، صادرات و بازار سرمایه دارد. در تولید، کاهش ظرفیت مجتمع‌هایی مانند جم، نوری، زاگرس، آریاساسول، کاویان و مروارید باعث افت حجم محصولات پایه نظیر پلی‌اتیلن، پروپیلن، متانول، آروماتیک‌ها و اوره می‌شود. در بازار داخلی، صنایع بسته‌بندی، نساجی، شوینده، لاستیک، قطعه‌سازی و کشاورزی به‌سرعت تحت تاثیر کاهش مواد اولیه قرار می‌گیرند. در بازار سرمایه، افزایش ریسک عملیاتی و نگرانی از کاهش سودآوری، نوسان در سهام شرکت‌های پتروشیمی را تشدید می‌کند.
حاتمی تاکید کرد که اثر این رخدادها تنها محدود به توقف یک واحد یا یک محصول نیست، بلکه «کل اکوسیستم پتروشیمی» از آن متاثر می‌شود، تصریح کرد: بازگشت پایداری به صنعت پتروشیمی، مستلزم مجموعه‌ای از اقدامات کوتاه‌مدت و بلندمدت است. نخستین اقدام افزایش ظرفیت پشتیبان (Backup Utility Capacity) است. ضروری است یوتیلیتی‌ها به سامانه‌های رزرو بخار، برق صنعتی و نیتروژن مجهز شوند تا در شرایط اضطراری بخشی از ظرفیت قابل جایگزینی باشد و شبکه از توقف کامل مصون بماند.
به عقیده این کارشناس انرژی، دومین گام، ایجاد مرکز فرماندهی مشترک یوتیلیتی‌های پارس جنوبی است. وجود یک ساختار هماهنگ برای پایش لحظه‌ای مصرف، مدیریت بار اضطراری و جلوگیری از خاموشی‌های ناگهانی، می‌تواند از گسترش دامنه بحران در میان مجتمع‌ها جلوگیری کند.
حاتمی، نوسازی تجهیزات فرسوده و افزایش سطح اتوماسیون صنعتی را راهکار حیاتی دیگر دانست و افزود: زیرساخت‌های یوتیلیتی در برخی بخش‌ها نیازمند جایگزینی، به‌روزرسانی نرم‌افزاری و تجهیز به سامانه‌های هوشمند پایش و عیب‌یابی است. این کار زمان واکنش در شرایط حساس را به حداقل می‌رساند.
او در ادامه بر تنوع‌بخشی به منابع انرژی و ایجاد مسیرهای موازی انتقال تاکید کرد: وجود خطوط انتقال دوگانه برای بخار و برق صنعتی در برخی مجتمع‌ها ضروری است تا در صورت بروز اختلال، مسیر جایگزین فعال باقی بماند و از توقف زنجیره تولید جلوگیری شود.
به گفته این کارشناس، بازنگری در برنامه‌های اورهال و تعمیرات پیشگیرانه نیز اهمیت ویژه‌ای دارد؛ وقتی زیرساخت‌های یوتیلیتی در معرض ریسک قرار می‌گیرند، لازم است برنامه‌های تعمیراتی بازنگری شود و تیم‌های واکنش سریع در حالت آماده‌باش دائم باشند تا از گسترش پیامدهای احتمالی جلوگیری شود.
حاتمی یکی از محورهای اساسی پایداری در صنعت را توسعه ظرفیت صنایع پایین‌دستی داخل کشور دانست و گفت: هرچه زنجیره ارزش در داخل کامل‌تر و متنوع‌تر شود، آسیب‌پذیری کشور در برابر نوسانات خارجی و اختلال‌های ناگهانی کمتر خواهد شد. تاب‌آوری واقعی صنعت پتروشیمی تنها زمانی حاصل می‌شود که تعادل میان زیرساخت، انرژی و صنایع پایین‌دستی برقرار گردد.
وی با تاکید بر اهمیت یوتیلیتی‌ها توضیح داد: پایداری صنعت پتروشیمی، به‌ویژه در عسلویه و ماهشهر، کاملا به عملکرد شرکت‌های یوتیلیتی گره خورده است. مبین انرژی و دماوند انرژی دو ستون اصلی این ساختار هستند. بازگشت کامل این دو شرکت به مدار، شرط نخست ثبات تولید، حفظ سهم ایران در بازارهای صادراتی و جلوگیری از اختلال در صنایع داخلی است. صنعت پتروشیمی بدون یوتیلیتی، تنها مجموعه‌ای از تجهیزات غیرفعال است.
آنچه به دنبال حملات دشمن صهیونی در جنگ اخیر در پارس جنوبی و ماهشهر رخ داد، صرفا توقف چند واحد خدماتی یا کاهش موقت تولید نبود؛ این رخداد، آزمونی جدی برای سنجش میزان تاب‌آوری زیرساخت‌های حیاتی صنعت پتروشیمی کشور به‌شمار می‌آید. صنعت پتروشیمی ایران طی سال‌های گذشته با اتکا به توسعه ظرفیت اسمی، افزایش تنوع محصولات و گسترش بازارهای صادراتی، جایگاه مهمی در اقتصاد ملی و منطقه‌ای به‌دست آورده است؛ اما تجربه اخیر نشان داد که بنیان این قدرت، بیش از هر چیز، بر پایداری شبکه یوتیلیتی استوار است.
یوتیلیتی‌ها در ساختار صنعتی، غالبا به‌عنوان بخش‌های پشتیبان دیده می‌شوند، اما واقعیت آن است که در هاب‌هایی مانند پارس جنوبی، آن‌ها نقش «قلب تپنده» را ایفا می‌کنند. برق صنعتی، بخار، آب خنک‌کن، نیتروژن و سایر سرویس‌های جانبی، نه‌تنها پیش‌نیاز تولید، بلکه تضمین‌کننده ایمنی، کیفیت و استمرار عملیات هستند. هرگونه اختلال در این حلقه، به سرعت به زنجیره‌ای از توقف‌ها، کاهش ظرفیت، آسیب به تجهیزات حساس، افزایش هزینه‌های تعمیرات و از دست رفتن فرصت‌های صادراتی منجر می‌شود.
پیامدهای این وضعیت، فراتر از محدوده جغرافیایی عسلویه و ماهشهر است. صنایع پایین‌دستی که خوراک خود را از مجتمع‌های بزرگ پتروشیمی تأمین می‌کنند، نخستین حلقه‌هایی هستند که تحت فشار قرار می‌گیرند. کاهش عرضه پلیمرها، متانول، آروماتیک‌ها و سایر محصولات پایه، به افزایش هزینه تمام‌شده، کاهش ظرفیت تولید و حتی تعویق سفارش‌ها در بخش‌هایی چون بسته‌بندی، کشاورزی، نساجی، قطعه‌سازی و صنایع مصرفی منجر می‌شود. این چرخه در نهایت بر بازار سرمایه، صادرات غیرنفتی و جریان ارزآوری کشور نیز اثرگذار خواهد بود.
از سوی دیگر، بازارهای منطقه‌ای و آسیایی که طی سال‌های گذشته به محصولات ایرانی عادت کرده‌اند، در شرایط کاهش عرضه، به‌سرعت به سمت تامین‌کنندگان جایگزین حرکت می‌کنند. بازیابی این سهم بازار، حتی پس از بازگشت کامل ظرفیت تولید، همواره ساده و فوری نخواهد بود. از این منظر، پایداری یوتیلیتی‌ها مستقیماً با اعتبار تجاری و موقعیت رقابتی ایران در بازار جهانی پیوند خورده است.
با این حال، رخدادهای اخیر می‌تواند نقطه عطفی برای بازنگری راهبردی در نگاه به زیرساخت‌های انرژی باشد. اگر افزایش ظرفیت پشتیبان، ایجاد مرکز فرماندهی مشترک یوتیلیتی‌ها، نوسازی تجهیزات، توسعه مسیرهای انتقال موازی، بازنگری در برنامه‌های تعمیراتی و تکمیل زنجیره ارزش داخلی به‌صورت جدی و نظام‌مند دنبال شود، این بحران می‌تواند به فرصتی برای ارتقای استانداردهای تاب‌آوری صنعتی تبدیل شود.
پارس جنوبی سال‌هاست که موتور محرک بخش مهمی از اقتصاد غیرنفتی کشور محسوب می‌شود؛ اما تجربه اخیر نشان داد که قدرت این موتور، به استحکام اجزای پنهان آن وابسته است. مبین انرژی و دماوند انرژی تنها تامین‌کننده خدمات فنی نیستند، بلکه ستون‌های اصلی استمرار تولید در بزرگ‌ترین قطب پتروشیمی خاورمیانه‌اند. هر میزان سرمایه‌گذاری در این بخش، در واقع سرمایه‌گذاری در امنیت تولید، ثبات بازار داخلی و حفظ جایگاه صادراتی کشور است. در نهایت، می‌توان گفت که صنعت پتروشیمی ایران امروز بیش از توسعه ظرفیت اسمی، به توسعه «پایداری عملیاتی» نیاز دارد.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.