بازسازی «نظمِ درونی» در ذهن کودکان پس از جنگ
۱۴۰۵-۰۱-۳۰
روزنامه «بامداد جنوب» به ایستگاه سههزارمین شماره رسید؛ خسته نباشید صمیمانهای میگویم به تمامی عوامل و دستاندرکارانی که در این مسیر کوشیدهاند. صفحه «جامعه» در روزنامهها، ظرفیت همراه کردن تمامی مخاطبان را دارد؛ چراکه برای خواندن آن نیازی نیست حتماً علاقهمند به فرهنگ یا ورزش باشید و یا حتی دغدغههای اقتصادی را دنبال کنید. همه ما هر روز در متن جامعه تردد میکنیم و این صفحه میتواند آینه تمامنمای زیست روزمرهی ما باشد. در واقع، صفحه جامعه توان آن را دارد که از بسیاری از وقایع پیرامونمان رمزگشایی کند. در ادامه، به بخشی از انتظاراتی که به باور من از یک صفحه اجتماعی تراز میرود، میپردازم:
نخستین و مهمترین انتظار این است که مخاطب، تصویر خود یا بخشی از جامعهای را که در آن زندگی میکند، در این صفحه تماشا کند. این رویکردِ دوسویه بسیار حیاتی است؛ اگر مخاطب ردپای زندگی خود را در روزنامه بیابد، درک میکند با رسانهای روبهروست که مطالبش صرفاً پشت میز نشینی تهیه نشده و همین امر، بذر اعتماد را در دل او میکارد. از سوی دیگر، گاهی انتشار مطلبی از لایههای پنهان جامعه که مخاطب از آن بیاطلاع بوده یا به عمقش پی نبرده است، هم تأثیرگذاری رسانه را به اثبات میرساند و هم سطح آگاهی عمومی را ارتقا میدهد.
دوم، شیوه روایتگری است. از دیرباز، روایت کردن عمیقترین اثر را بر ذهنها گذاشته است؛ اما رویکرد این روایتگری بسیار حائز اهمیت است. اگر گزارشها تنها به اعداد و ارقام خشک محدود شوند، برای مخاطب قابل تجسم و درک نخواهند بود. گزارشهای اجتماعی باید آمیزهای از مشاهدات میدانی، یادداشتهای تحلیلی و روایتهای مستندی باشند که ضمن پرهیز از سطحینگری، پیوندی عمیق با مخاطب برقرار کنند.
مورد سوم، مطالبهگری مسئولانه است. صفحه اجتماعی باید زبان گویای مردم باشد؛ مطالبهای که آگاهانه، منصفانه و مستند طرح شود. طرحِ صرفِ مشکلات بدون پیگیری و بدون شنیدن پاسخِ مسئولان، ناقص است. انتظار میرود این صفحه نهتنها مسئلهای را روایت کند، بلکه روند حل آن را نیز مجدانه دنبال کرده و از مسئولان محلی توضیح بخواهد. مردم به صفحهی جامعهای که در کنار بازتاب مسائل جاری، زبانی مطالبهگرانه دارد، اعتماد بیشتری میکنند.
چهارم، حفظ تعادل میان آسیبها و ظرفیتهاست. جامعه صرفاً مجموعهای از بحرانها نیست. در کنار گزارش از آسیبهای اجتماعی، باید به ظرفیتها، موفقیتها و الگوهای مثبت نیز نگریست. حضور نسلهای جوان در متن جامعه، پویایی و کنشگری ایجاد میکند و هر نسل با زاویهدید و توان ویژهی خود، افقهای جدیدی را میگشاید که پرداختن به آن، شناخت ما را از جامعه عمیقتر میکند. معرفی کنشگران اجتماعی، معلمان خلاق و فعالان مدنی میتواند نگاه تکبعدی به «جنوب» را تغییر دهد.
پنجم، زبان و لحن است. انتظار میرود این صفحه از زبانی ساده، روان و ملموس بهره بگیرد، از شعارزدگی دوری کند و با لحنی صمیمانه با مخاطب سخن بگوید. در این مسیر، صداقت و صراحت نقشی کلیدی ایفا میکنند.
در نهایت، رسانه نیز همچون هر اثر تألیفی دیگری، فراز و فرودهای خاص خود را دارد؛ گاهی مؤثرتر ظاهر میشود و گاهی کماثرتر. بسیاری از مواردی که برشمردم، همواره مدنظر «بامداد جنوب» بوده و هست. این نوشتار شاید بیشتر یادآوریِ دانستهها باشد؛ چراکه صفحه جامعهی «بامداد جنوب» همواره کوشیده است پلی استوار میان مردم و مسئولان ایجاد کند. به این امید که این صفحه، تنها بخشی از یک روزنامه باقی نماند، بلکه به برگی ماندگار از حافظهی اجتماعی جنوب بدل شود.