پرونده هستهای ایران به شرایط عادی بازگشت
۱۴۰۴-۰۷-۲۷
بامداد جنوب: مجلس شورای اسلامی کشور در جلسه غیر علنی میزبان سرلشکر موسوی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه بود. حضور همزمان رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و وزیر امور خارجه در مجلس شورای اسلامی، اتفاقی صرفاً تشریفاتی یا خبری نبود؛ این همنشینی، حامل پیامی روشن درباره جهتگیری کلان سیاست خارجی و امنیتی کشور است. در شرایطی که تحولات منطقهای، مذاکرات دیپلماتیک و معادلات بازدارندگی بهشدت در هم تنیده شدهاند، تأکید مقامات ارشد نظامی و دیپلماتیک بر هماهنگی حوزههای دفاع و دیپلماسی، نشانهای از تلاش برای ارائه تصویری یکپارچه از تصمیمسازی در سطح حاکمیت است.
در فضایی که هرگونه دوصدایی میتواند پیامهای متناقض به بیرون مخابره کند، همزمانی حضور سرلشکر موسوی و عباس عراقچی در بهارستان، این پرسش را پیش روی افکار عمومی و ناظران بینالمللی قرار داده است که این سطح از هماهنگی، چه تأثیری بر قدرت چانهزنی ایران، مدیریت بحرانهای پیشرو و مسیر مذاکرات خواهد داشت. آیا دیپلماسی و میدان در حال حرکت روی یک ریل مشترکاند یا این همافزایی، پاسخی ضروری به شرایط پیچیده امروز منطقه و فشارهای بیرونی است؟ پرسشی که پاسخ آن، در گفتوگو با کارشناسان روابط بینالملل قابل واکاوی است.
مذاکرات ایران و از قواعد عادی پیروی نمیکند
اللهکرم مشتاقی، کارشناس روابط بینالملل و دیپلمات هماستانی، در گفتوگو با بامداد جنوب با اشاره به ماهیت متفاوت مذاکرات اخیر میان ایران و آمریکا گفت: از آنجا که مذاکرات میان ایران و آمریکا یک مذاکره معمول نیست و از قواعد عادی مذاکرات پیروی نمیکند، طبیعتاً چارچوب متفاوتی بر آن حاکم است. اساساً در این مرحله، طرفین در حال ارزیابی و سنجش یکدیگر هستند؛ مرحلهای که در آن پیامها، تصاویر، انگارههای ذهنی و ارسال سیگنالها به طرف مقابل، اهمیت ویژهای پیدا میکند. در چنین فضایی، هر یک از طرفها تلاش میکنند اراده و قدرت خود را به نمایش بگذارند و این رفتار، صرفاً محدود به ایران نیست؛ آمریکاییها نیز دقیقاً همین رویکرد را دنبال میکنند.
وی افزود: حضور فرمانده سنتکام در هیأت مذاکرهکننده آمریکا و دیداری که ویتکاف با خلبانی که پهپاد ایرانی را ساقط کرده بود انجام داد، در همین چارچوب قابل تحلیل است. این اقدامات، بخشی از تلاش طرف مقابل برای ارسال پیام و تأثیرگذاری روانی در روند مذاکرات است.
کارشناس روابط بینالملل با تأکید بر ضرورت انسجام داخلی تصریح کرد: با توجه به نوع، سطح و اهمیت این مذاکرات، ما به وحدت همهجانبه نیازمندیم؛ وحدتی که باید حفظ و تقویت شود، مقطعی نباشد و از سطح نمادین فراتر برود. این انسجام، یکی از الزامات سیاست خارجی کشورهاست و در هر مقطعی که دیپلماسی وارد تعامل با کشورهای خارجی یا نهادهای بینالمللی میشود، نیازمند هماهنگی با دستگاههای داخلی متولی آن حوزه است.
هماهنگی میان نظامیان و سیاسیون
مشتاقی ادامه داد: بهعنوان مثال، زمانی که دیپلماسی در حوزههای اقتصادی، تجاری، علمی یا اجتماعی فعال میشود، ناگزیر باید با نهادهای داخلی متولی این حوزهها هماهنگ باشد. اما مهمترین، عالیترین و در عین حال پیچیدهترین سطح هماهنگی، مربوط به ارتباط میان دیپلماسی و میدان است؛ میدانی که در اینجا به معنای حوزه نظامی و امنیتی در نظر گرفته میشود.
وی با اشاره به شرایط کنونی کشور گفت: در تاریخ جمهوری اسلامی ایران، کمتر مقطعی را میتوان یافت که به اندازه امروز، چنین سطحی از هماهنگی میان میدان و دیپلماسی وجود داشته باشد. امروز این هماهنگی بهطور عینی برقرار است و تقریباً هیچ اختلافی میان فرماندهان نظامی و مقامات سیاسی و متولیان دیپلماسی مشاهده نمیشود. این واقعیت را میتوان از بیانیههای نیروهای نظامی و همچنین سخنرانیها و مواضع آقای عراقچی بهعنوان نماد دیپلماسی کشور، بهروشنی استنتاج کرد.
مشتاقی در پاسخ به این پرسش که برخی منتقدان معتقدند پررنگ شدن حوزه دفاعی میتواند دست دیپلماسی را ببندد، گفت: نهتنها با این نقد موافق نیستم، بلکه برعکس، پررنگ بودن حوزه دفاعی دست دیپلماتها را پُرتر میکند. در طول تاریخ جمهوری اسلامی ایران، هر جا که از نظر دفاعی و تسلیحاتی آمادگی بیشتری داشتیم، قدرت چانهزنی دیپلماتهای ما نیز بالاتر بوده است. البته این موضوع صرفاً به تسلیحات محدود نمیشود؛ هر جا که وحدت، هماهنگی و پشتوانه مردمی وجود داشته، دیپلماتها با اعتمادبهنفس بیشتر و توان بالاتری در مذاکره با طرف خارجی حاضر شدهاند.
میدان و دیپلماسی پشتیبان یکدیگرند
وی در پاسخ به این پرسش که آیا دیپلماسی ایران امروز «پشتیبان میدان» است یا میدان «پشتوانه دیپلماسی»، گفت: این دو رابطهای کاملاً متقابل دارند؛ درست مانند دو روی یک سکه یا دو تکه از یک اسکناس. اگر تنها یک بخش آن را داشته باشید و بخش دیگر را نه، آن اسکناس ارزشی نخواهد داشت؛ نه میتوان با آن خرید کرد و نه در بازار از آن استفادهای برد. بنابراین، میدان و دیپلماسی پشتیبان یکدیگرند و هیچکدام بر دیگری برتری ندارد.
مشتاقی در پایان تأکید کرد: شما میتوانید خبرهترین و مسلطترین دیپلماتها را در اختیار داشته باشید، اما اگر از پشتوانه نظامی برخوردار نباشید، کار پیش نخواهد رفت. در مقابل، اگر قویترین تسلیحات را داشته باشید اما نتوانید در عرصه بینالمللی، حقوقی و مذاکراتی این توانمندیها را به منافع ملموس تبدیل کنید، این تسلیحات نیز کارکرد واقعی خود را از دست خواهند داد.
در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، نسبت میان «میدان» و «دیپلماسی» همواره یکی از محورهای محل بحث و گاه محل سوءبرداشت بوده است. در سالهای گذشته، بهویژه در مقاطع حساس مذاکراتی یا بحرانهای منطقهای، هرگونه نشانه از ناهماهنگی میان دستگاه دیپلماسی و نهادهای دفاعی میتوانست بهسرعت بهعنوان شکاف در تصمیمسازی کلان تعبیر شود و پیامهای متناقضی به بیرون مخابره کند. تجربه نشان داده است که چنین دوگانگیهایی، نهتنها قدرت چانهزنی کشور را کاهش میدهد، بلکه محاسبات طرف مقابل را نیز به سمت آزمونوخطا و فشار بیشتر سوق میدهد.
در مقابل، هرگاه سیاست خارجی ایران توانسته با اتکا به یک تصویر منسجم و هماهنگ از اراده سیاسی و توان بازدارندگی عمل کند، مسیر مدیریت بحرانها و پیشبرد مذاکرات با هزینههای کمتری همراه بوده است. شرایط امروز منطقه، پیچیدگی مذاکرات جاری و همزمانی فشارهای سیاسی، رسانهای و امنیتی، بار دیگر ضرورت این هماهنگی را برجسته کرده است.
۱۴۰۴-۰۷-۲۷
۱۴۰۵-۰۲-۱۳
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.