جامعه 3 بازدید
نصرالله اسدی در گفت‌وگو با بامداد جنوب:

عنوان «معلم» را به تمام مناصب ترجیح می‌دهم

بامدادجنوب_غلامحسین کروبی

در بوشهر، بعضی نام‌ها فقط نام یک مدیر یا معلم نیستند؛ بخشی از حافظه جمعی یک نسل‌اند. نصرالله اسدی برای بسیاری از دانش‌آموزان و فرهنگیان بوشهری چنین چهره‌ای است؛ معلم ریاضیات، مدیر دبیرستان تاریخی سعادت، استاد دانشگاه، مدیر و بنیانگذار در عرصه آموزش عالی و مدارس سما و همچنین عضو چهار دوره شورای اسلامی شهر بوشهر؛ اما شاید مهم‌ترین عنوان او همان باشد که سال‌هاست در بوشهر و شهرهای مختلف استان، از زبان شاگردان و همکارانش شنیده می‌شود: «استاد»؛ عنوانی که این بار نه یک مدرک اداری، بلکه حاصل چند دهه ارتباط مستقیم با نسل‌های مختلف دانش‌آموزان است؛ نسلی که امروز برخی از آنان وزیر، وکیل، مدیر، استاد دانشگاه و صاحب مسئولیت در ایران و دیگر نقاط جهان‌اند. او معتقد است که معلمی، نه صرفاً انتقال دانش که برافروختن چراغی در مسیر خودشناسی و مسئولیت‌پذیری است. اسدی در تمام این سال‌ها، چه در کلاس‌های درس و چه در صحن شورای شهر، «انسان» را محور توسعه دانسته و باور دارد که آبادانی بوشهر، پیش از خشت و سنگ، در گرو دانایی و تعلق‌خاطرِ شهروندان است. خبرنگار بامداد جنوب با این استاد پیشکسوت بوشهری گفت‌وگویی داشته‌ که در ادامه می‌خوانید.

استاد، اگر بخواهیم قصه زندگی شما را از ابتدا شروع کنیم، باید از کجا آغاز کنیم؟

از کودکی و خانواده. هر انسانی بخشی از شخصیتش را از خانه و محله‌ای که در آن بزرگ شده می‌گیرد. برای من هم بوشهر فقط محل زندگی نبود؛ مدرسه زندگی بود. بعدها که وارد آموزش و معلمی شدم، فهمیدم بزرگ‌ترین سرمایه هر جامعه، انسان‌هایی هستند که تربیت می‌شوند.

چه شد که معلم شدید؟

علاقه به آموزش و ریاضیات از همان سال‌های جوانی با من بود. معلمی برای من فقط انتقال فرمول و حل مسئله نبود. همیشه اعتقاد داشتم دانش‌آموز باید یاد بگیرد فکر کند، سؤال بپرسد و اعتمادبه‌نفس داشته باشد. شاید به همین دلیل است که بعد از گذشت سال‌ها، هنوز وقتی شاگردان قدیمی را می‌بینم، خاطرات کلاس برایم زنده می‌شود.

یکی از مهم‌ترین مقاطع زندگی حرفه‌ای شما، حضور در دبیرستان سعادت بوشهر است؛ مدرسه‌ای که خودش بخشی از تاریخ فرهنگی جنوب ایران است.

سعادت برای من فقط یک مدرسه نبود. آنجا با نسلی از جوانان کار کردم که بعدها هرکدام در گوشه‌ای از کشور و حتی خارج از ایران منشأ اثر شدند. مدیریت مدرسه مسئولیت بزرگی بود؛ چون مدیر فقط مسئول ساختمان و برنامه امتحانات نیست، بلکه با شخصیت و آینده جوانان سروکار دارد.

سندی که در اختیار «بامداد جنوب» قرار گرفته، کارنامه تحصیلی یکی از دانش‌آموزان دبیرستان سعادت در سال ۱۳۶۲ است؛ کارنامه‌ای متعلق به احمد می‌دری که امروز وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی است و امضای شما به عنوان مدیر دبیرستان سعادت در پای آن دیده می‌شود.

دیدن چنین اسنادی بعد از سال‌ها برای یک معلم بسیار ارزشمند است. معلم شاید نمره‌ای را که روی کاغذ نوشته فراموش کند، اما وقتی می‌بیند دانش‌آموزش به جایگاهی رسیده که به کشور خدمت می‌کند، احساس می‌کند بخشی از رسالتش را انجام داده است.

از میان صدها و شاید هزاران دانش‌آموزی که با شما ارتباط داشته‌اند، چه چیزی بیشتر از همه برایتان ماندگار است؟

موفقیت خودشان. من همیشه به شاگردانم می‌گفتم قرار نیست همه مدیر یا استاد شوند؛ مهم این است که انسان مفیدی برای جامعه باشند. امروز وقتی می‌بینم شاگردان سابقم در کسوت وزیر، نماینده، وکیل، مدیر، پزشک، مهندس، استاد دانشگاه یا در کشورهای مختلف مشغول کار و زندگی‌اند، برایم افتخار بزرگی است. معلم در واقع آینده‌ای را تربیت می‌کند که شاید خودش هیچ‌وقت آن را نبیند.

سال‌ها بعد از دبیرستان سعادت، شما در دانشگاه نیز تدریس کردید و با دانشجویان بسیاری در ارتباط بودید. حال‌وهوای کلاس‌های دانشگاه برای شما چگونه بود؟ هنوز هم با دانشجویانی که روزگاری نزد شما ریاضیات آموخته‌اند، ارتباط دارید؟

دانشگاه برای من ادامه همان مسیر معلمی بود، با این تفاوت که دانش‌آموز دیروز، در دانشگاه تبدیل به جوانی شده بود که خودش باید درباره آینده‌اش تصمیم بگیرد. تدریس ریاضیات در دانشگاه برای من فقط آموزش یک درس نبود؛ همیشه سعی می‌کردم به دانشجو یاد بدهم که چگونه مسئله را ببیند، چگونه فکر کند و برای رسیدن به پاسخ، راه خودش را پیدا کند. ریاضیات اگر درست آموزش داده شود، فقط ذهن را با عدد و فرمول درگیر نمی‌کند؛ به انسان نظم فکری و قدرت تحلیل می‌دهد. من از کلاس‌های دانشگاه خاطرات بسیار زیادی دارم؛ از سؤال‌های ساده و گاهی غیرمنتظره دانشجویان گرفته تا بحث‌هایی که بعد از کلاس ادامه پیدا می‌کرد. بعضی دانشجویان فقط برای گرفتن نمره می‌آمدند، اما برخی واقعاً دنبال فهمیدن بودند و همین گروه، ارتباط عمیق‌تری با استاد پیدا می‌کردند.

وقتی امروز می‌بینید هرکدام از آنها در گوشه‌ای از ایران یا خارج از کشور، در عرصه زندگی، کار، مدیریت، دانشگاه و خدمت اجتماعی فعال هستند، چه احساسی پیدا می‌کنید؟

امروز وقتی یکی از دانشجویان سابقم را می‌بینم که استاد دانشگاه شده، مدیری را می‌بینم که زمانی در کلاس من نشسته، یا می‌شنوم یکی از شاگردان قدیمی‌ام در کشور دیگری مشغول کار و زندگی است، احساس بسیار خوبی پیدا می‌کنم. البته هیچ معلمی نباید موفقیت شاگردش را به حساب خودش بگذارد. شاگرد، حاصل تلاش خودش، خانواده‌اش، استادان متعددش و فرصت‌هایی است که در زندگی به دست آورده است. سهم ما معلمان فقط می‌تواند این باشد که در مقطعی از زندگی او، چراغی روشن کرده باشیم. یکی از لذت‌های بزرگ معلمی این است که بعد از چند دهه، شاگردت را در جایگاهی ببینی که شاید آن روزی که در کلاس نشسته بود، حتی خودش تصورش را هم نمی‌کرد. بعضی از این شاگردان امروز در مدیریت، دانشگاه، پزشکی، مهندسی، اقتصاد، حقوق و حوزه‌های مختلف علمی و اجرایی فعالیت دارند و بعضی نیز خارج از کشور زندگی می‌کنند؛ اما چیزی که برای من از همه مهم‌تر است، نوع ارتباطی است که بعد از سال‌ها باقی می‌ماند. ممکن است سال‌ها یکدیگر را نبینیم، اما وقتی دانشجویی یا دانش‌آموز قدیمی تماس می‌گیرد و با همان لحن سال‌های جوانی می‌گوید «استاد، یادتان هست…»، برای یک معلم این جمله از بسیاری از تقدیرنامه‌ها باارزش‌تر است.

در گفت‌وگو با شاگردان قدیمی معمولاً چه توصیه‌ای دارید؟

من همیشه به شاگردانم گفته‌ام که موفقیت فقط رسیدن به یک مقام یا عنوان نیست. اگر پزشکی هستی و به بیمار با احترام رفتار می‌کنی، اگر مهندسی و درست کار می‌کنی، اگر مدیر هستی و حق مردم را رعایت می‌کنی، اگر استاد دانشگاهی و دانشجو را درست تربیت می‌کنی، یا حتی اگر یک شهروند عادی هستی و برای خانواده و جامعه‌ات انسان مفیدی هستی، موفق شده‌ای. معلم شاید در طول زندگی‌اش هزاران نفر را ببیند، اما اگر بتواند در زندگی حتی چند نفر اثر مثبت و ماندگار بگذارد، عمر حرفه‌ای‌اش بی‌ثمر نبوده است. برای من، دیدن مسیر زندگی شاگردانم یکی از شیرین‌ترین بخش‌های دوران معلمی است.

بعد از آموزش، وارد عرصه مدیریت و دانشگاه شدید و سپس مسیرتان به شورای شهر بوشهر رسید. در این خصوص توضیح می‌دهید؟

بله. تجربه آموزش به من آموخته بود که مدیریت یعنی شنیدن، تصمیم گرفتن و پاسخ‌گو بودن. در دانشگاه و حوزه آموزش عالی نیز همین نگاه را دنبال کردم و در شکل‌گیری و توسعه فعالیت‌های دانشگاه آزاد و مدارس سما در بوشهر نقش داشتم. بعد، ورود به شورای شهر فرصت دیگری بود تا از زاویه‌ای متفاوت برای شهرم خدمت کنم.

شما چهار دوره عضو شورای اسلامی شهر بوشهر بودید؛ دوره‌ای طولانی که کمتر چهره‌ای توانسته تجربه کند! این موفقیت چطور حاصل شد؟

من خودم را نماینده مردم می‌دانستم، نه صاحب منصب. شورا برای من ادامه همان کلاس درس بود؛ با این تفاوت که این بار دانش‌آموزان، شهروندان بودند و مسائل، مسائل شهر. عمران، فضای سبز، معابر، خدمات شهری، فرهنگ و آینده بوشهر دغدغه‌های اصلی بودند.

اگر به آن سال‌ها نگاه کنید، مهم‌ترین درس مدیریت شهری برایتان چیست؟

اینکه شهر را نباید فقط با ساختمان و خیابان سنجید. شهر، انسان است. اگر شهروند احساس آرامش، احترام و تعلق نکند، هیچ پروژه عمرانی به‌تنهایی شهر را آباد نمی‌کند.

پس از سال‌ها معلمی، مدیریت و فعالیت اجتماعی، اگر قرار باشد یک عنوان را برای خودتان انتخاب کنید؟

همان «معلم». چون خیلی از عنوان‌ها با حکم می‌آیند و با پایان مسئولیت تمام می‌شوند؛ اما اگر معلم توانسته باشد در زندگی یک انسان اثر بگذارد، آن اثر شاید تا پایان عمر باقی بماند.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.