مجلس مطالبات بحق مردم را پیگیری میکند
اردیبهشت 13, 1405
بامدادجنوب_مریم خوئینی
در فضای سیاسی ایران، اختلاف نظر میان جریانها و جناحهای سیاسی امری تازه نیست. هر جریان سیاسی طبیعتاً از زاویه نگاه خود به مسائل کشور، عملکرد دولت و تصمیمهای حاکمیت مینگرد و تلاش میکند دیدگاه خود را به جامعه ارائه دهد. با این حال، در مقاطعی که موضوعاتی همچون امنیت، منافع ملی و قدرت کشور در میان است، یک پرسش مهمتر از رقابتهای سیاسی مطرح میشود: آیا میتوان میان اختلافات جناحی و منافع ملی مرزی روشن ترسیم کرد؟ اظهارنظر اخیر دبیرکل مجمع فرهنگیان ایران اسلامی درباره ضرورت حمایت از اقداماتی که به حفظ امنیت و افزایش قدرت ایران منجر میشود، فارغ از اینکه پیشنهاددهنده آن متعلق به کدام جریان سیاسی باشد، بار دیگر این پرسش را به فضای سیاسی کشور آورده است، اینکه در مسائل ملی، جریانهای سیاسی تا کجا میتوانند از منافع جناحی فاصله بگیرند و بر سر یک نقطه مشترک به توافق برسند. پرسشی که پاسخ آن فقط به مناسبات میان احزاب محدود نمیشود و میتواند بر اعتماد عمومی، انسجام اجتماعی و حتی نحوه مواجهه جامعه با تصمیمهای مهم کشور اثر بگذارد.
ضرورت گفتوگوی جدی میان فعالان سیاسی و اجتماعی
محمدصادق بحرانی از فعالان سیاسی اصولگرای هماستانی در گفتوگو با بامداد جنوب خصوص خطاهای سیاسیون، مبنی بر اشتباه گرفتن منافع ملی با منافع جناحی، گفت: طبیعتاً بشر موجودی ممکنالخطاست و چه به صورت فردی و چه جمعی، امکان بروز خطا وجود دارد. نمیتوان فرد یا جمعی را از خطا مبرا دانست، اما نکته مهم، توجه به خطاهای پرتکرار یا خطاهایی است که در موقعیتهای حساس و خطیر رخ میدهند. باید هم به این خطاها توجه کنیم و هم منشأ آنها را بشناسیم تا بتوانیم میزانشان را کاهش داده و کنترل کنیم؛ هرچند رسیدن به صفر امکانپذیر نیست.
بحرانی ادامه داد: به نظر من یکی از عوامل مهم در شکلگیری خطا، مشربهای فکری و پایههایی است که جهانبینی و ایدئولوژی افراد و گروهها از آن سرچشمه میگیرد. مبدأ خطا معمولاً در همین نقطه است، جایی که دستگاه محاسباتی افراد و جمعها شکل میگیرد. این موضوع در مراحل بعدی، به مسائل جزئیتر تسری پیدا میکند و در موضوعات مختلف، این پشتوانه فکری و دستگاه محاسباتی است که میتواند به فرد کمک کند تصمیم درست بگیرد و تحلیل صحیحی از خود، محیط و جهان پیرامون داشته باشد. این مسأله، شکلدهنده اصلی حرکت درست یا نادرست است.
احساس مسئولیت فدای موجسواری میشود
وی با تأکید بر ضرورت گفتوگوی جدی میان فعالان سیاسی و اجتماعی، تصریح کرد: ما نیاز داریم گفتوگوهای جدی و دقیقی شکل بگیرد تا هم فعالان سیاسی و اجتماعی درک درستتری از موضوعات مهمی مانند امنیت ملی و منافع ملی پیدا کنند و هم بتوانند این مفاهیم را برای مخالفان و مخاطبان خود تبیین کنند.
این فعال سیاسی افزود: متأسفانه در این زمینه با کمبود نیروهایی مواجه هستیم که در میان شخصیتها و نیروهای سیاسی، توان تفکر، تبیین، گفتوگو و صفبندی دقیق داشته باشند. به نوعی تحت تأثیر رسانههای جمعی و عمومی قرار گرفتهایم و شبکههای اجتماعی و گاه «اقتصاد توجه» ما را به دنبال خود میکشند. حتی برخی افراد علمی و دانشگاهی نیز گاهی احساس مسئولیتی را که باید نسبت به جامعه و زمانه خود داشته باشند، فدای اقتصاد توجه میکنند و به سمت موجسواری و سخن گفتن بر اساس علایق و خواستههای عوام میروند.
بحرانی ادامه داد: نتیجه چنین رویکردی، به جای آشنایی مردم با حقوق، وضعیت خود و محیط پیرامونشان، میتواند فریب مردم باشد. طبیعتاً در چنین فضای رسانهزدهای، کسانی که خیرخواه کشور و مردم نیستند نیز میتوانند سوار بر این موج شوند و به جامعه آسیب بزنند.
او همچنین درباره مرز میان نقد و تضعیف منافع ملی، گفت: نقد، اگر واقعاً نقد باشد، قطعاً به منافع ملی آسیب نمیزند؛ اما اگر عقدهگشایی، تخریب، دروغ، تهمت، تکرار حرف دشمن، تکرار ایدههای شکستخورده یا اصرار بر حرفهای غلط و فریب باشد، اساساً انتقاد نیست و طبیعتاً نسبتی با منافع ملی ندارد.بحرانی تأکید کرد: ما حتماً باید اشکالات خود را بدانیم و برای رفع آنها تلاش کنیم. انتقاد، نق زدن یا خودتحقیری نیست. نمیتوان از واژه «انتقاد» استفاده کرد و پشت این مفهوم ارزشمند، با نق زدن، فریب دادن، دروغ گفتن، تهمت و تخریب به منافع ملی آسیب زد. این دیگر انتقاد نیست، بلکه شارلاتانیسم است. بنابراین، انتقاد مفید و لازم است و در چارچوب منافع ملی تعریف میشود و این دو هیچ تعارضی با یکدیگر ندارند.
بحرانی مهمترین مرز میان نقد و تضعیف منافع ملی را رعایت صداقت، خرد و مسئولیتپذیری دانست و گفت: به نظر من مهمترین مرز نقد با تضعیف منافع ملی، رعایت این اصل است که «جز راست نباید گفت و هر راست نشاید گفت». اگر انسانی اهل تشخیص شرایط باشد و از خرد، دانایی و اصولگرایی لازم برخوردار باشد، حتماً در چارچوب صداقت با جامعه و حتی حاکمیت مواجه میشود و از بیان صادقانه حرفی که ممکن است نادرست باشد نیز ابایی ندارد.
اغلب گفتوگوهای سیاسی، جدل است نه گفتوگو
وی ادامه داد: اگر فرد شرایط را بشناسد و در کنار آن از مسئولیتشناسی، صداقت و خرد لازم برخوردار باشد، حتماً میتواند تشخیص دهد که ورودش به یک موضوع، بیان یا نوشتهاش در شرایط کشور آسیبزاست یا کمککننده. این یک ویژگی درونی است که آثار آن بعدها در رفتار و کنش فرد مشخص میشود، اما در قبال موضوعات مهمی مانند منافع ملی، وجود چنین شرط درونی ضروری است.
این فعال سیاسی با اشاره به اختلاف نظرها و تنوع دیدگاههای سیاسی و اجتماعی در کشور اظهار کرد: در کشور ما، چه در میان مردم و چه در میان فعالان سیاسی، اجتماعی و رسانهای، با اختلاف نظرها و تنوعی از سلیقهها و افکار مواجه هستیم، اما به نظر من دستکم در یکی دو دهه اخیر، این دیدگاهها کمتر خارج از چارچوبهای رسانهزده با یکدیگر گفتوگو کردهاند. گفتوگوی حقیقی و واقعی، بر اساس صداقت، مسئولیتپذیری، خرد و حفظ چارچوب کشور، کمتر شکل گرفته است.
بحرانی افزود: من در اغلب گفتوگوهای سیاسی، بیشتر جدل و یقهگیری دیدهام تا ارجاع به امر ملی و گفتوگوهایی که بتواند برای آینده کشور مفید و مؤثر باشد. اگر نگوییم اصلاً چنین گفتوگویی وجود نداشته، دستکم نمونههای آن بسیار کم بوده است.
وی تأکید کرد: سلیقههای مختلف میتوانند و باید گفتوگوها را شکل دهند. اگر به این گفتوگوها کمک نکنند و بر پایههای مشترک یا اصول مشترک تکیه نگذارند، طبیعتاً شکافها بیشتر خواهد شد و آسیب به کشور و طمعورزی نسبت به کشور افزایش خواهد یافت. ما باید بتوانیم این چارچوبها و نقاط مشترک را میان طیفهای مختلف پیدا کنیم و به آنها برسیم.
به نوعی «تنهایی استراتژیک» دچاریم
این فعال سیاسی اصولگرا با اشاره به آنچه در جریانهای سیاسی کشور مشاهده میکند، گفت: من این مسأله را در جریان اصلاحطلب و تا حدودی کمتر در جریان اصولگرا میبینم؛ جریانی که بهخصوص از جنگ دوازدهروزه به این طرف، امر ملی را جدی گرفته، با موضوع دفاع از کشور همدلی کرده، استدلال آورده و اجازه نداده دشمن و طمعورزان به این آب و خاک بتوانند مردم بیشتری را بفریبند و با خود همراه کنند.
بحرانی ادامه داد: به نظر من باید فضا برای این دو طیف در دل دو جریان اصلی کشور هموارتر شود تا بتوانند بدنه اصلی اجتماع را رهبری، همدل و همراستا کنند و ما بتوانیم از گردنههای سختی که به هر حال بر ما عارض شده، عبور کنیم.
وی با اشاره به چالشهای موجود در کشور گفت: ما مسائل زیادی داریم که باید خودمان برای آنها چارهجویی کنیم. اگر دو جنگ اخیر هیچ چیز به ما ثابت نکرده باشد، دستکم این را نشان داده است که ما به نوعی «تنهایی استراتژیک» دچاریم و باید دستمان به زانوی خودمان باشد. هر جا در ساختار کشور به توان ملی اتکا کردهایم، مانند صنعت دفاعی، نتیجه مثبت گرفتهایم. این دستاورد کمی نیست، بلکه دستاورد بزرگی است و باید به آن تکیه کرد و آن را پایهای برای گفتوگو در سایر حوزهها قرار داد؛ چه در فضای سیاسی و چه در فضای اقتصادی، این موضوع باید برجسته شود.
اردیبهشت 13, 1405
آبان 21, 1404
بهمن 13, 1404
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.