انرژی 9 بازدید
قاسم‌علی بازآیی سرپرست سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس شد؛

سکان ‌مهم‌ترین هاب انرژی کشور در دست فرزند بوشهر

بامداد جنوب: انتخاب قاسم‌علی بازآیی به‌عنوان سرپرست سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس مقطعی رخ داده که پارس جنوبی، به‌عنوان مهم‌ترین هاب انرژی کشور، بیش از هر زمان دیگری به مدیری نیاز دارد که هم زبان صنعت را بفهمد، هم پیچیدگی‌های اجتماعی و بوم و جغرافیای منطقه را بشناسد و هم بتواند میان منافع کلان ملی و مطالبات محلی تعادل برقرار کند. از همین‌رو، حضور یک نیروی بومی متخصص و باسابقه در رأس این نهاد مهم برای بخش بزرگی از جامعه صنعتی و افکار عمومی استان بوشهر، پاسخی دیرهنگام به یک مطالبه جدی تلقی می‌شود.

بدیهی است پارس جنوبی یکی از مهم‌ترین کانون‌های تصمیم‌سازی، سرمایه‌گذاری، اشتغال و تنظیم مناسبات اجتماعی در جنوب کشور شناخته می‌شود که در عمل نقشی فراتر از یک دستگاه اجرایی معمول دارد و در نگاه بسیاری از فعالان رسانه، چیزی شبیه شهرداری بزرگ انرژی برای عسلویه و پیرامون آن است. از مدیریت زیرساخت و تردد و خدمات گرفته تا تعامل با صنایع مستقر، نیروهای انسانی، پیمانکاران و جامعه میزبان، همه‌چیز در این نهاد به هم گره خورده است. طبیعی است که در چنین جایگاهی، شناخت و درک واقعی از شرایط منطقه، یک بخشی از اصل حکمرانی مؤثر است.

در ماه‌ها و سال‌های گذشته، رسانه‌های محلی و نخبگان استان بوشهر بارها نسبت به فاصله گرفتن برخی انتصاب‌ها از منطق بومی‌گزینی و شایسته‌گزینی واقعی هشدار داده بودند. نقد اصلی هم این بود که مدیری که از دل منطقه نمی‌آید و با مناسبات پیچیده، ظرفیت‌های انسانی و حساسیت‌های زیست‌محیطی و معیشتی آن آشنا نیست، ناگزیر با تأخیر تصمیم می‌گیرد، دیر می‌فهمد و گاه هزینه‌های بیشتری به منطقه تحمیل می‌کند. در مقابل، مدیر بومی کارآزموده، اگر در سطح ملی هم تجربه اندوخته باشد، می‌تواند این شکاف را پر کند و میان دانش سازمانی و شناخت محلی پیوند بزند.

بازآیی از این حیث، واجد یک امتیاز مهم است. او چهره‌ای است که تجربه مدیریتی در ساختارهای کلان صنعت نفت را در کارنامه دارد. همین ویژگی، انتخاب او را از سطح یک انتصاب سفارشی فراتر می‌برد. شوربختانه بسیاری از مدیران بومی در ساختارهای بزرگ یا در سطح منطقه‌ای مانده‌اند یا اگر به سطوح بالاتر رسیده‌اند، از شبکه کارشناسی عمیق و کاربست مدیریتی لازم برای اداره یک مجموعه پیچیده صنعتی برخوردار نبوده‌اند؛ اما وقتی مدیری از دل استان برمی‌خیزد و در عین حال تجربه کار در بدنه رسمی نفت را هم دارد، می‌تواند پاسخ به این مطالبه بحق باشد که کارآمدی و تخصص باید پیش‌شرط بومی‌گزینی قرار گیرد تا مدیریت منطقه از دام بومی‌گرایی صرف و فاقد کارایی رها شود.

این انتصاب از زاویه دیگری نیز اهمیت دارد و آن هم تقویت بدنه انسانی بومی در پارس جنوبی است. سال‌هاست یکی از اصلی‌ترین مطالبات مردم بوشهر به‌ویژه شهرستان‌های درگیر با صنعت، تحقق سهم واقعی نیروهای بومی در استخدام‌ها، ارتقاها و مدیریت‌هاست. مصوبه ۵۰ درصدی اشتغال نیروهای بومی، اگرچه در سطح شعار و سیاست بارها تکرار شده، اما در عمل همیشه با چالش اجرا، تفسیر و گاه دور زدن روبه‌رو بوده است. طبیعی است که تحقق چنین مصوبه‌ای فقط با صدور دستور ممکن نیست و نیازمند مدیریتی است که از درون منطقه بیاید، فشارهای بیرونی را بشناسد، شبکه‌های غیررسمی اثرگذار را درک کند و در برابر مقاومت‌های سازمانی، اراده اجرایی داشته باشد.

از این حیث، انتصاب بازآیی می‌تواند در باز کردن گره‌های اشتغال بومی نقش‌آفرین باشد؛ نه به این معنا که به‌صورت خودکار همه مشکلات حل خواهد شد، بلکه از این حیث که مسیر گفت‌وگو میان صنعت و جامعه محلی را واقعی‌تر می‌کند. جامعه بومی سال‌هاست از وضعیت نامتوازن بهره‌مندی از ثروت پارس جنوبی گلایه دارد. مردم منطقه می‌بینند که بار سنگین آلودگی، فشار جمعیتی، گرانی، ترافیک، فرسایش زیست‌محیطی و تغییر سبک زندگی بر دوش آنان است، اما سهمشان از فرصت‌های مدیریتی و اشتغال تخصصی، متناسب با این هزینه‌ها نیست. مدیر بومی، اگر واقعا به عدالت منطقه‌ای باور داشته باشد، می‌تواند نخستین گام را در بازتعریف این نسبت بردارد.

با این حال، باید واقع‌بین بود. یک انتصاب هرچقدر هم امیدبخش باشد، به‌تنهایی تضمین‌کننده تحول نیست. آنچه این انتخاب را معنادار می‌کند، نوع رویکردی است که مدیر جدید در پیش خواهد گرفت. اگر بازآیی بتواند از ظرفیت کارشناسان بومی، نخبگان دانشگاهی استان، مدیران میانی کارآمد و نیروهای جوان متخصص استفاده کند، این انتصاب به الگویی قابل دفاع تبدیل می‌شود؛ اما اگر تغییر فقط در سطح عنوان باقی بماند و ساختارهای ناکارآمد قبلی بدون اصلاح ادامه پیدا کنند، شور اولیه جامعه نیز به‌تدریج فرسوده خواهد شد.

یکی از اصلی‌ترین چالش‌های منطقه ویژه پارس، شکاف میان بدنه مدیریتی و واقعیت اجتماعی منطقه است. در سال‌های گذشته، بخشی از انتقادات رسانه‌های محلی ناظر به همین موضوع بود که چرا برخی تصمیم‌ها به‌جای آنکه از مسیر کارشناسی و نیازسنجی واقعی عبور کنند، تحت تأثیر ملاحظات بیرونی یا رقابت‌های غیرشفاف قرار می‌گیرند. چنین وضعیتی، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت به ثبات ظاهری بینجامد، اما در بلندمدت اعتماد عمومی را تضعیف می‌کند. انتخاب مدیری که سابقه‌اش درون همین ساختار تعریف شده و به‌دلیل بومی بودنش، حساسیت بیشتری نسبت به منطقه دارد، می‌تواند تا حدی این بی‌اعتمادی را کاهش دهد.

از سوی دیگر، باید توجه داشت که انتصاب یک مدیر بومی، خودبه‌خود به معنای نفی شایسته‌سالاری نیست؛ بلکه اگر درست فهمیده شود، دقیقاًدر امتداد شایسته‌سالاری است. مسئله این نیست که صرفاً از میان نیروهای بومی انتخاب شود، بلکه این است که از میان نیروهای بومی، فرد واجد صلاحیت و مستقل انتخاب شود. بنابراین بازآیی زمانی می‌تواند این انتصاب را به یک نقطه عطف تبدیل کند که در سیاست‌گذاری‌های خود، معیار را بر کارآمدی، شفافیت، نظم اداری، پاسخگویی و استفاده از سرمایه انسانی منطقه بگذارد.

طبیعتا پارس جنوبی امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدیریتی آرام، کارشناسی، کم‌حاشیه و در عین حال مقتدر است که بتواند میان خواسته‌های تولید، فشارهای اجتماعی، الزامات محیط‌زیستی و انتظارات جامعه محلی جمع کند. از این زاویه، انتصاب بازآیی اگرچه هنوز در آغاز راه است، اما نشانه‌ای امیدبخش از چرخش به سمت استفاده از ظرفیت‌های درون‌استانی محسوب می‌شود؛ چراکه می‌توان در عین حفظ استانداردهای حرفه‌ای، به نیروهای بومی اعتماد کرد و مسئولیت‌های بزرگ را به آنان سپرد.

اکنون چشم‌ها به آینده و خط مشیء بازآیی در مدیریت این نهاد کلان صنعتی دوخته شده؛ به اینکه آیا این سرپرستی به بازتعریف رابطه صنعت و جامعه منجر می‌شود یا نه. آیا مصوبه ۵۰ درصدی بومی‌گزینی از سطح وعده فراتر می‌رود؟ آیا نیروهای متخصص بوشهری در بدنه مدیریتی و کارشناسی مجال بیشتری می‌یابند؟ آیا سازمان منطقه ویژه پارس از حالت نهاد صرفا اجرایی و دور از مردم، به نهادی پاسخگوتر و هم‌افق‌تر با منطقه تبدیل می‌شود؟ پاسخ به این سوالات سرنوشت واقعی این انتصاب را تعیین خواهد کرد.

در پایان می‌توان گفت انتخاب قاسم‎علی بازآیی، دست‌کم از بعد کارشناسی، پاسخی مثبت به مطالبه دیرپای جامعه صنعتی و بومی استان بوشهر است که سال‌هاست بر کنار هم نشستن تجربه، تخصص و شناخت واقعی از منطقه تاکید دارد. اگر این انتخاب به تقویت بدنه بومی، افزایش اعتماد عمومی، بهبود سازوکارهای اشتغال و کاهش فاصله میان صنعت و مردم بینجامد، می‌توان آن را آغاز فصل تازه‌ای در مدیریت پارس جنوبی دانست که در آن، بوشهر نه فقط میزبان ثروت ملی، بلکه شریک واقعی در مدیریت آن باشد.

 

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.