زهراغلامی
زهراغلامی

انتخاب رشته؛ دغدغه‌ای که این روزها رهایم نمی‌کند

1 بازدید

چند سال پیش، اگر از من می‌پرسیدند بزرگ‌ترین تصمیم زندگی‌ات چیست، احتمالاً جواب درستی برایش نداشتم. بیشتر روزها به مدرسه می‌رفتم، درس می‌خواندم، امتحان می‌دادم و منتظر تعطیلات بودم؛ اما امسال شرایط فرق کرده است. حالا باید برای ورود به دبیرستان، رشته‌ای را انتخاب کنم که شاید چند سال بعد، مسیر آینده‌ام را مشخص کند. همین موضوع چالشی برایم شده و باعث شده بیشتر از همیشه به تصمیم‌ها و انتخاب‌هایم فکر کنم.

انتخاب رشته شاید وقتی از بیرون نگاهش کنید کار آسانی به نظر بیاید. بعضی‌ها فکر می‌کنند فقط کافی است به نمره‌ها نگاه کنیم و یکی از رشته‌ها را انتخاب کنیم، اما وقتی خودت در این شرایط قرار می‌گیری، می‌فهمی که موضوع خیلی سخت‌تر از این چیزهاست. هرکسی یک پیشنهاد دارد و هرکدام هم دلیل خودش را می‌آورد.

در مدرسه، معلم‌ها درباره توانایی‌ها و استعدادها صحبت می‌کنند. مشاور مدرسه از علاقه و آینده شغلی می‌گوید. در خانه هم هرکدام از افراد خانواده نظر متفاوتی دارند. مثلا پدرم می‌گوید رشته تجربی آینده بهتری دارد، خواهرم که خودش هم ریاضی خوانده است این رشته را پیشنهاد می‌دهد و یکی هم معتقد است هنرستان انتخاب بهتری است. گاهی آن‌قدر ایده‌های مختلف می‌شنوم که نمی‌دانم باید به کدام شان بیشتر فکر کنم.

اما من خودم دوست دارم رشته‌ای را انتخاب کنم که هرروز با عشق و علاقه به سراغ کتاب‌هایش بروم، نه اینکه فقط به خاطر نظر دیگران یا بلد بودن یک‌رشته آن را انتخاب کنم. فکر می‌کنم اگر کسی به کاری علاقه داشته باشد، برای موفق شدن در آن بیشتر تلاش می‌کند. البته می‌دانم علاقه به‌تنهایی کافی نیست و باید توانایی و شرایط هر رشته را هم در نظر گرفت، اما بازهم دوست ندارم تحت تأثیر حرف دیگران تصمیم بگیرم.

گاهی با خودم فکر می‌کنم پنج یا شش سال دیگر کجا خواهم بود. آیا از انتخابی که امروز انجام می‌دهم راضی خواهم بود؟ آیا رشته‌ای که انتخاب می‌کنم، همان چیزی است که واقعاً به آن علاقه دارم یا بعدها آرزو می‌کنم کاش مسیر دیگری را انتخاب کرده بودم؟ شاید هیچ‌کس نتواند از الآن جواب این سؤال‌ها را بداند، اما همین فکرها باعث می‌شود تصمیم گرفتن سخت‌تر شود.

بااین‌حال درسته وقت کمی دارم اما، سعی می‌کنم، بیشتر تحقیق کنم. درباره رشته‌های مختلف مطالعه می‌کنم، با معلم‌ها و کسانی که تجربه بیشتری دارند صحبت می‌کنم و تلاش می‌کنم توانایی‌های خودم را بهتر بشناسم. احساس می‌کنم مهم‌تر از انتخاب یک‌رشته، این است که دلیل انتخابم را بدانم و با آگاهی تصمیم بگیرم.

شاید انتخاب رشته، اولین تصمیم جدی زندگی من باشد؛ تصمیمی که مسئولیت آن فقط بر عهده خودم است. می‌دانم ممکن است بعدها مسیر زندگی تغییر کند یا حتی علاقه‌هایم عوض شود، اما دوست دارم امروز انتخابی داشته باشم که نتیجه فکر کردن، شناختن خودم و تلاش برای ساختن آینده‌ای باشد که واقعاً آن را دوست دارم. شاید همین روزها، آغاز مرحله‌ای باشد که از یک دانش‌آموز فقط انتظار درس خواندن نمی‌رود، بلکه باید یاد بگیرد برای آینده خودش تصمیم بگیرد و مسئولیت آن تصمیم را هم بپذیرد.

اشتراک‌گذاری: