رویداد 7 بازدید
تداوم رایزنی‌های تهران و مسقط؛

دیپلماسی همسایگی در گذرگاه راهبردی جهان

بامدادجنوب_مریم خوئینی

برگزاری گفت‌وگوهای فنی میان ایران و عمان درباره یکی از راهبردی‌ترین آبراه‌های جهان، در صدر خبرهای روز گذشته بود. به گفته اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت امور خارجه، روزهای جمعه و شنبه چند دور گفت‌وگو بین ایران و عمان در سطح معاونان وزرای امور خارجه در تهران برگزار شده است. هرچند این رایزنی‌ها در ظاهر ماهیتی تخصصی و فنی دارند، اما در شرایطی که منطقه طی ماه‌های اخیر دوره‌ای پرالتهاب را پشت سر گذاشته، بسیاری از تحلیلگران آن را فراتر از یک نشست کارشناسی ارزیابی می‌کنند؛ تلاشی برای حفظ امنیت دریانوردی، مدیریت تنش‌ها و تقویت همکاری در گذرگاهی که نه‌تنها برای کشورهای ساحلی، بلکه برای اقتصاد جهانی نیز اهمیتی تعیین‌کننده دارد.

برای استان‌های جنوبی ایران، به‌ویژه بوشهر که بخش مهمی از ظرفیت‌های انرژی، بنادر و تجارت دریایی کشور را در خود جای داده‌اند، هر تحول در تنگه هرمز تنها یک خبر در حوزه سیاست خارجی نیست، بلکه می‌تواند بر امنیت اقتصادی، سرمایه‌گذاری، حمل‌ونقل دریایی و حتی چشم‌انداز توسعه منطقه اثرگذار باشد. از همین رو این پرسش مطرح می‌شود که گفت‌وگوهای فنی تهران و مسقط تا چه اندازه می‌تواند زمینه‌ساز کاهش تنش، افزایش ثبات و گشایش فرصت‌های تازه برای جنوب ایران باشد؟ پرسشی که پاسخ به آن، نیازمند نگاهی فراتر از اخبار روز و بررسی ابعاد سیاسی، امنیتی و اقتصادی این رایزنی‌هاست.

ایران به دنبال نظم جدید در منطقه است

علی ودایع کارشناس‌روابط بین‌الملل در گفت‌وگو با بامداد جنوب در خصوص وضعیت ویژه ژئوپلیتیکی در تنگه هرمز، گفت: نکته‌ای که وجود دارد این است که ما به دنبال یک نظم جدید در منطقه هستیم و وارد یک فرایند جدید شده‌ایم. در این فرایند، ایران مبتنی بر دیپلماسی همسایگی تلاش می‌کند با عمانی‌ها ایفای نقش کند و موضوع را با خود عمان پیش ببرد.

وی با یادآوری نقش عمان به عنوان میانجی همیشگی، یا بگوییم سلطان میانجی‌گری در غرب آسیا، به‌ویژه در پرونده ایران، افزود: اکنون فصل جدیدی که در تنگه هرمز شکل می‌گیرد. عمان می‌تواند در این روند ذی‌نفع یا ذی‌ضرر باشد. بنابراین، برای هر دو طرف، یعنی تهران و مسقط، شاید بهترین گزینه این باشد که در حوزه تنگه هرمز، فارغ از تراکنش‌های دیپلماتیک سنتی‌شان، با احتیاط به سمت همکاری حرکت کنند. کمااینکه در چند نوبت مشاهده کردیم طرف عمانی در سازمان ملل متحد، در رابطه با هنجار جدیدی که پیرامون خلیج فارس و دریای عمان شکل گرفته، ایفای نقش کرده است.

این کارشناس حوزه بین‌الملل در پاسخ به این پرسش که این رایزنی‌ها صرفاً ماهیت فنی دارد یا می‌توانیم آن را بخشی از روند کاهش تنش‌های منطقه بدانیم؟ بیان کرد: بخشی از تنشی که اکنون در منطقه مشاهده می‌کنیم، مربوط به وضعیت امنیتی جدیدی است که در تنگه هرمز رقم خورده است. در نگاه طرف عمانی، کلید گشایش وضعیت جدید منطقه، یا حتی به نوعی پادزهر اختلافات در حوزه‌های مختلف، از جمله پرونده هسته‌ای و حتی موضوع موشکی میان ایران و آمریکا، می‌تواند همین موضوع باشد. در آن سوی میدان، در خود آمریکا نیز درباره تنگه هرمز می‌توان گفت مسئولان آمریکایی تحت فشار منتقدان داخلی قرار دارند. یعنی این پرسش مطرح است که «آمریکا آمد حمله کند تا مسأله هسته‌ای را حل کند، اما حالا یک موضوع جدید دیگر پیش آمده است».

ودایع ادامه داد: در قلب این ماجرا، طرف عمانی تلاش می‌کند با حل‌وفصل یا تعریف منافع مشترک برای تهران و واشنگتن، از کانال مسقط و با محوریت تنگه هرمز، به سمت کنترل تنش یا حل‌وفصل برخی اختلاف‌ها و درگیری‌های بعدی حرکت کند.

امنیت همه به هم گره خورده است

وی در پاسخ به این پرسش که تداوم این گفت‌وگوها میان ایران و عمان می‌تواند حامل پیامی برای دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس و فعالان حوزه کشتی‌رانی داشته باشد؟ تصریح کرد: یک مفهوم درباره امنیت در غرب آسیا وجود دارد؛ امنیت همه بازیگران در این منطقه به هم گره خورده است. یا همه دارای امنیت، ثبات و آرامش هستند، یا هیچ‌کس ثبات و آرامش ندارد. این موضوع شاید اکنون، نسبت به قبل از جنگ، با لحن جدی‌تری از سوی بازیگران غرب آسیا درک و فهم شود. اما متأسفانه برخی بازیگران حاشیه‌ای منطقه به دنبال توسعه تنش هستند و نمی‌خواهند نظم جدید را بپذیرند.

این کارشناس روابط بین‌الملل ادامه داد: در مقابل، مدلی که از سوی عمان و حتی قطر مشاهده می‌کنیم، نه‌تنها از سوی بازیگران فرامنطقه‌ای، بلکه از سوی اروپا نیز تلویحاً پذیرفته شده است. بحث هزینه خدمات دریایی در تنگه هرمز نیز نشان می‌دهد که همه بازیگران در نهایت به سمت همکاری یا تأمین منافع مشترک حرکت می‌کنند.

ودایع با اشاره به اهمیت این موضوع برای بوشهری‌ها، با توجه به وجود زیرساخت‌های انرژی و دریایی در این استان، بیان کرد: دو نکته وجود دارد: یک بُعد، بعد امنیتی ماجراست. آن‌قدر درباره نظم جدید تنگه هرمز هیاهو شده که گاهی فرایندهای بعدی نادیده گرفته می‌شود. اما در بُعد اقتصادی، مسأله این است که آورده‌ای که از محل هزینه خدمات دریایی، یا حتی مشارکت مستقیم ایران در تردد کشتی‌ها ایجاد می‌شود که البته نمونه‌های مشابه آن نیز وجود دارد می‌تواند شکوفایی اقتصادی را برای مناطق پیرامونی و سواحل جنوبی کشور رقم بزند.

ودایع با بیان این‌که در این میان برخی تمایل ندارند تنش در منطقه کم شود، یادآورشد: اینها چند دسته هستند. برخی از بازیگران غرب آسیا، مانند اسرائیل، هویت و بقای خود را در توسعه تنش تعریف می‌کنند. مشخصاً هر میزان تنش در منطقه افزایش پیدا کند، بقای آن‌ها نیز به همان میزان تضمین و منافعشان تأمین می‌شود. برخی دیگر از بازیگران منطقه نیز به دلیل نگرانی از تغییرات ژئوپلیتیکی و تغییر وزن‌کشی قدرت، به‌ویژه درباره ایران یا حتی عمان، ممکن است با این روند همراه نباشند. به هر حال، میان کشورهای حوزه خلیج فارس نیز رقابت‌هایی وجود دارد؛ حتی میان عمان و عربستان. بنابراین، برخی بازیگران منطقه‌ای که از تغییر وزن‌کشی‌های ژئوپلیتیکی ناخرسند هستند، در زمین بازی جنگ‌طلبان بازی خواهند کرد.

تنگه هرمز و بازیگران فرامنطقه‌ای

وی افزود: اما یک نکته ویژه را باید در نظر گرفت و آن، بازیگران فرامنطقه‌ای هستند که در این حوزه منافع دارند. این بازیگران نیز چند دسته‌اند. نخست، آمریکا که با تجاری‌سازی امنیت، به دنبال تأمین منافع خود است. بخشی از رفتاری که امروز از سوی دونالد ترامپ مشاهده می‌کنیم، فارغ از سطح تنش‌ها، در همین چارچوب قابل تحلیل است. آمریکا به دنبال تأمین منافع اقتصادی خود است. اگر طرف آمریکایی احساس کند در این معادله ذی‌نفع خواهد بود، از آن حمایت خواهد کرد؛ حتی اگر برخی شرکای تجاری‌اش در شورای همکاری خلیج فارس از این موضوع ناخرسند باشند.

این کارشناس حوزه بین‌الملل تصریح کرد: چینی‌ها نیز بازیگران بسیار مهمی هستند؛ زیرا هم در ایران منافع دارند و هم در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس. افزون بر این، نوسان قیمت نفت و افزایش قیمت انرژی برای چین بیش از بسیاری از بازیگران دیگر آثار منفی دارد. بنابراین، قابل پیش‌بینی است که چین، حتی بیش از میانجی‌هایی مانند اسلام‌آباد، عمان و قطر، در روند مذاکرات ایران و آمریکا پیرامون تنگه هرمز ایفای نقش کند.

ودایع گفت: دسته سوم، بازیگران فرامنطقه‌ای اقتصادی هستند که بقای اقتصادی آن‌ها به نوسانات قیمت نفت وابسته است؛ از جمله اتحادیه اروپا و همچنین کشورهای شرق آسیا مانند کره جنوبی و ژاپن. این کشورها نیز هم ذی‌نفع و هم ذی‌ضرر هستند، اما در نهایت، همانند چین، تمایل دارند سطح تنش کنترل شود؛ حتی اگر این موضوع با پذیرش سازوکار پرداخت عوارض تردد در تنگه هرمز همراه باشد.

 

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.