انتظار 18 ساله سالمندان بوشهری برای داشتن «خانه امید»
خرداد 23, 1405
بامداد جنوب: در روزگاری که فضای مجازی و محتواهای سطحی، گوی سبقت را از مطالعه و تعمق ربودهاند، شنیدن خبر پرورش دانشآموزانی که با اعتمادبهنفس، اشعار فاخر حافظ را در قاب تلویزیون میخوانند، نویدبخش حرکتی متفاوت در نظام آموزشی استان بوشهر است. این موفقیت، بیش از هر چیز مدیون نگاهی نوآورانه و بستری است که با همت و مدیریت زنان فرهنگی فراهم شده است. «سیده اسماء شاهطهماسبی»، معاون پرورشی مدرسه کیهان بوشهر، در گفتوگو با ما از تجربهای میگوید که در آن، ادبیات نه یک درس خشک، بلکه پلی برای کشف اعتمادبهنفس کودکان شده است.
خانم شاهطهماسبی، چه شد که غزلهای حافظ را به عنوان ابزار اصلی آموزش مهارتهای زندگی و فن بیان انتخاب کردید؟
آموزش در سالهای نخستین، تنها انتقال دانش نیست، بلکه شکلدهی به شخصیت کودک است. سالها دغدغهی من این بود که آموزش مهارتهای زندگی از قالبهای خشک و تکراری خارج شود. ارادت قلبی من به حافظ، جرقهای شد تا پی ببرم ذهن کودک، قدرت شگفتانگیزی در حفظ موسیقی کلام دارد. غزلهای حافظ تنها شعر نیستند؛ آنها آموزگار خردورزی، امید و اخلاقاند. کودک اگر با داستان و تصویرسازی، با این مفاهیم پیوند بخورد، نه تنها زبان مادریاش را عمیقتر میفهمد، بلکه با هویت فرهنگی خود نیز پیوند میخورد.
بسیاری معتقدند متون کلاسیک برای کودکان سنگین است؛ شما چگونه این مسیر را برایشان هموار کردید که حتی روی صحنه هم اجرا کنند؟
دقیقاً همینجاست که نقش روش آموزش پررنگ میشود. هدف ما تفسیر تخصصی یا عرفانی نیست؛ بلکه انس گرفتن با زبان فاخر است. ما شعر را با داستان، بازی، تصویرسازی و اجرای شفاهی تلفیق کردیم. وقتی کودک غزلی را با صدای رسا میخواند، در واقع تمرین سخنوری، کنترل هیجان، جراتورزی و تمرکز را به طور همزمان انجام میدهد. بسیاری از بچههایی که در ابتدا از صحبت کردن حتی در جمع کوچک همکلاسیها هراس داشتند، امروز با افتخار غزلها را در شبکه استانی اجرا میکنند. این موفقیت «اجرا»، بهترین گواه برای آن است که آموزش خلاقانه، نشدنیها را ممکن میکند.
به نظر شما این فضای حمایتی چه تأثیری بر دستاوردهای دختران و پسران دانشآموز داشته است؟
بسیار عمیق. دستیابی به این موفقیتها بدون حمایتهای دلسوزانه مؤسس فرهیخته مدرسه، سرکار خانم بهرامی و مدیریت محترم مدرسه کیهان، سرکار خانم کاویانی، امکانپذیر نبود. در نگاه مدیریتی ایشان، مدرسه تنها یک محیط آموزشی نیست، بلکه فضایی برای شکوفایی استعدادهاست. آنها نگاهی فرهنگی به مدیریت دارند و بستری را فراهم کردند که خلاقیتِ معلم، محصور در بخشنامهها نماند. این فضایِ امنِ مدیریتی، به من و همکارانم این جرات را داد که ریسک کنیم و طرحهای متفاوتی را اجرا کنیم. این حمایت زنانه، در واقع بستری است که دانشآموز، چه دختر و چه پسر، احساس کند دیده میشود و صدایش شنیده میشود.
بازتاب حضور دانشآموزان شما در شبکه استانی بوشهر برای جامعه و والدین چه بود؟
حضور بیش از ۱۰ نفر از دانشآموزان در شبکه استانی، تنها یک نمایش رسانهای نبود؛ یک جریانسازی بود. وقتی خانوادهها فرزندان خود را با آن اعتمادبهنفس میدیدند، نگاهشان به مقوله «ادبیات» تغییر کرد. آنها دریافتند که فرزندشان در مدرسه فقط «درس» نمیخواند، بلکه دارد «بزرگ» میشود و هویت پیدا میکند. بازخوردها نشان داد که جامعه تشنه دیدن کودکانی است که با ادب و متانت، سخن میگویند. این دانشآموزان عملاً به سفیران فرهنگ استان تبدیل شدند و شوق مطالعه و انس با شعر را در خانههای دیگر نیز زنده کردند.
به عنوان سخن پایانی، فکر میکنید مدارس ما برای تغییر نگاه به آموزش ادبیات، چه اولویتی دارند؟
شعر نباید در قفس کتابهای درسی محبوس بماند. حافظ شیرینسخن، میتواند معلم امید کودکان امروز ما باشد. مدرسه باید محیطی باشد که کودک در آن، فرصت اندیشیدن و سخن گفتن پیدا کند. اگر مدارس ما به این باور برسند که آموزش با عشق و خلاقیت همراه شود، دیوارهای مدرسه فروریخته و اثر آن در کل جامعه دیده خواهد شد. آرزو دارم همه کودکان سرزمینم، با قلبی سرشار از امید و زبانی آراسته به ادب، چراغهای روشن آینده این مرز و بوم باشند.
خرداد 23, 1405
تیر 9, 1405
مهر 17, 1404
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.