عبدالخالق عبدالهی
عبدالخالق عبدالهی

دستِ‌ بندِ دکتر رضایی

97 بازدید

در خبرها خواندم که دکتر ابراهیم رضایی این بار به عنوان سخنگوی کمیسون امنیت ملی مجلس انتخاب نشد. بنده این فقدان را به مردم دشتستان تبریک و شاد باش عرض می‌کنم. فقدان مگر تبریک دارد؟ الان عرض می‌کنم.
می‌گویند توی جنگ سربست چغادک یکی از تفنگچی‌ها همین که تیر اول در رفت سنگر را ول کرد و گریخت‌. بعد از جنگ، خان او را احضار کرد و گفت: مرد حسابی! توی جنگ کجا بودی چرا نچکاندی؟ جواب داد: دستم بند بود. خان پرسید: دستت بندِ چی بود؟ تفنگچی تعظیمی کرد و گفت: قربان، تو یه دستم برنو بود، یه دستم پیشتو(طپانچه)، چطور می‌جنگیدم ؟ این دکتر رضایی ما هم از روزی که سخنگوی کمیسون امنیت ملی شد، نوم خدا جونش همیشه دستش بند بوده، یک دستش میکروفن و بلندگو یک دستش هم توییتر. سخنرانی‌های پرشور می‌فرمود، تهدید می‌کرد و تَک تَک می‌داد، امروز تنگه هرمز را می‌بست، فردا لانیملا می‌کرد، پس فردا فِچ. یک روز آمریکا را اِل می‌کرد و یک روز اعراب را بِل. یکروز می‌فرمود مذاکره‌کنندگان موشک خیبرشکن با خود به پاکستان ببرند یک روز توییت می‌زد ما در جام جهانی با بلژیک صفر- صفر شدیم؛ اما بلژیک آمریکا را چهار بر صفر شکست داد و از این شکست غیرمستقیم امپریالیست، قند توی دلش آب می‌شد. درباره حمله آمریکای جنایتکار به خطه جنوب هم در توییتی فرمود «چیزی نیست ، درد زایمان است.» حتی توییت زده بود: «عضویت ایران در شورای امنیت با حق وتو به عنوان یکی از شروط پایان جنگ لحاظ شود» که این آخری مرغ پخته را به خنده انداخت و ما را مضحکه خاص و عام و بینزه دهن خلق کرد. خلاصه اینکه این تفنگچی دو دست بند، تنها جایی که نمی‌دید یا کم می‌‌دید حوزه انتخابیه دشتستان بود و مردم دشتستان. آقای دکتر رضایی حالا که فرصتی دست داده و فراغتی حاصل شده و از سخنگویی افتاده‌اید، بیایید یک چند روزی هم سخنگوی مردم دشتستان باشید اگر بد بود ادامه ندهید. نیم‌نگاهی هم به دشتستان بیندازید زیر کروز و سنگرشکن یا به تعبیر شما «زیر پرتابه‌های دشمن»، در گرمای 50 درجه با اینترنت لاک‌پشتی و آب الاکلنگی، دادی بزنید، هواری بکشید، نطقی کنید حتی توییتی بزنید؛ بلکه مرکزنشینان دلشان به رحم آید و استان بوشهر را لااقل از جیره‌بندی قطع برق خارج کنند.
آقای دکتر رضایی در این چند سال نمایندگی حضرتعالی بعید می‌دانم پرداختن به سیاست خصوصأ این توییت زدن‌ها فرصتی برای غور در شعر و ادبیات برایتان باقی گذاشته باشد، با این حال بنده یک بیت شعر می‌گویم که توصیف دوستی شما با مردم دشتستان و نمایندگی آنها در مجلس است، بدهید این بیت «ولی دشت بیاضی» را برای‌تان معنا کنند.
چون دید «ولی» قاعده مرحمت دوست
دانست که صد بار ز دشمن بتری هست

بدیهی است هدف از این یادداشت تحقیر و ضعیف‌کشی نیست و اصلا شرط انصاف هم نیست حالا که دکتر رضایی از سخنگویی افتاده ما چوب مواخذه بالا ببریم و افتاده را دست و پای ببندیم که این در مرام و قاموس ما از جوانمردی به‌دور است. هدف این نوشته صرفا یک مطالبه‌گری اجتماعی است و همان‌طور که گفته شد امیدوارم دکتر رضایی این توفیق اجباری را قدر بدانند ‌و زین پس تمرکز و انرژی‌اش را صرف خدمت‌رسانی بیشتر و بهتر به مردم‌فهمیم دشتستان کند.

اشتراک‌گذاری: