روایت پارمیس از مامانفرح
خرداد 10, 1405
صدایی که میشنوید، صدای یک نسل زدی است که دنیا، قرعه کار را به نام او و همنسلهایش زده و در روزگار نزدیک قرار است چرخدندههای این مرزوبوم باشند. به نظر من تعدادی از سوءبرداشتهایی که این روزها بقیه از ما دارند اینها است:
1: فضای مجازی
میگویند ما «توی دنیای واقعی زندگی نمیکنیم» و همیشه به ما میگویند: «سرتان مدام توی گوشی است!» اما واقعیت این است که ما در اولین نگاه، پس از تولدمان دنیایی را دیدهایم که در و دیوارش فضای مجازی و قابهای روی دیوارش رسانهها بودهاند. ما یاد گرفتهایم با این فضا همراه شویم و کنار بیاییم زیرا در این عصر برای شنیدن اخبار، دوستیابی و حتی درس خواندن و درآمدزایی از گوشی و اینترنت استفاده میشود؛ اما این تفاوت به معنی بیاعتنایی نسبت به آینده و جامعهمان نیست، بلکه ما به دنبال این هستیم که به روشهای جدید دغدغههایمان را حل کنیم.
2: منطقی یا مطیع
افرادی که از ما بزرگتر هستند تعبیرشان این است که نسل جوان سرکش و گستاخ است و حاضر نیست زیر بار حرف دیگران برود. درحالیکه سیستم فکری ما برای پذیرفتن یک ایده یا قانون این است که از دلیل منطقی پیروی کند. «حرف من را گوش کن چون بزرگترم» روی ما جواب نمیدهد. یک گفتوگوی دوطرفه و فعال راهحل بهتری است.
3: فراریهایی که حرف توی کلهشان نمیرود!
میتوان گفت جوانان نسل زدی یکبار هم که شده این جمله را شنیدهاند: «گوش کن، یک روز پشیمان میشوی» ما اشتیاقی به شنیدن پند و نصیحت نداریم؛ اما نیاز داریم تا بزرگترهایمان با همراهی همدلانه ما را درک کنند و با نگاه از دیدگاه ما، راهنماییمان کنند. متر و خط کش به دست شدن، تنها باعث فاصلههای بیشتر میشود و پند و اندرزهای مکرر حکم همین متر و خط کش را دارد. به ما در روشن شدن مسیر کمک کنید و بعد ما آنقدر خلاقیت و هوش داریم که بتوانیم مسیر درست را تشخیص دهیم. به عبارتی، ما ماهی نمیخواهیم، ماهیگیری را به ما یاد دهید!
4: به گنجینههای هم احترام بگذاریم
عقاید انسانها برایشان مانند گنجینه ارزشمندی میماند که حاضرند تا پای جان از آن دفاع کنند. این موضوع برای یک جوان یا نوجوانی که گمان میکند اطرافیانش درکی از دنیای او ندارند حتی حساستر هم میشود. ما انتظار داریم با ما مثل یک انسان بالغ و با هویت رفتار شود، نه کسی که درکی از زندگی و موقعیتهای آن ندارد. پافشاری بر اینکه «نمیدانی زندگی واقعی چگونه است!» باعث میشود ما مصرتر شویم و به نظر میرسد که لجوج و سربههوا هستیم! درحالیکه دفاع از گنجینههایی هستیم که تصور میکنیم دیگران آن را بهحساب نمیآورند.
5: جوانی کردن ممنوع! وقت بزرگ شدن است
تفاوت سبک و روش جوانی کردن ما با نسلهای قبلمان، گاهی اینگونه به نظر میرسد که ما درحالیکه انجام کار نابجایی هستیم. به نظر میرسد اشتباهی به وجود آمده چون «نادرست جوانی کردن» با «جوانی کردن» تفاوت دارد. خواسته ما این است: «از فرصتی که فقط یکبار آن را در اختیارداریم بهخوبی استفاده کنیم» اما خواهناخواه قرار است مسیر بزرگ شدن با اشتباهاتی همراه باشد که در شکلگیری شخصیت آینده ما خالی از نقش نیست.
حرف آخر من بهعنوان یک نسل زدی:
ما در دنیایی بزرگشدهایم ک با دنیای نسل قبل، تفاوت آشکار دارد و اگر گاهی نگران، منتقد یا متفاوت به نظر میرسیم، به خاطر این است که در دنیایی جدید چشم گشودهایم؛ اما ما تلاش میکنیم تا خودمان را با این دنیای جدید وفق بدهیم و در جهان رو به رشد، نگاه وزندگی نوآور و پویا داشته باشیم. در این مسیر وکیل و مدافع ما باشید، نه قاضی.
خرداد 10, 1405
تیر 31, 1405
خرداد 27, 1405