ایران صادرات نفت را حفظ میکند
مرداد 7, 1404
بامداد جنوب: قیر معمولا زمانی دیده میشود که جادهای تازه آسفالت شده باشد، خیابانی پس از ماهها انتظار ترمیم شود یا پروژهای عمرانی در نقطهای از کشور به مرحله اجرا برسد؛ اما پشت این ماده سیاه و بهظاهر کمحاشیه، صنعتی قرار دارد که در سالهای اخیر یکی از مسیرهای مهم ارزآوری در زنجیره نفتی ایران بودهاست. این صنعت نه مانند نفت خام در مرکز توجه افکار عمومی قرار دارد و نه مانند بنزین هر روز به شکل مستقیم در زندگی روزمره دیده میشود؛ با این حال، هم به توسعه زیرساختهای کشور پیوند خورده، هم به صادرات، هم به اشتغال و هم به جایگاه ایران در بخشی از بازار جهانی فرآوردههای نفتی.
جنگ اخیر و افزایش ناامنی و بیثباتی در منطقه، بار دیگر اهمیت این صنعت را نشان داد. بالا رفتن ریسک حملونقل دریایی، افزایش هزینه بیمه محمولهها، احتیاط بیشتر خریداران خارجی، دشوارتر شدن نقلوانتقال پول و نگرانی از اختلال در مسیرهای دریایی، مجموعه عواملی بودند که میتوانستند صادرات قیر ایران را با اختلال جدی مواجه کنند. با اینحال، بازار قیر ایران بهطور کامل از هم نپاشید. صادرات کندتر و پرهزینهتر شد، اما متوقف نشد. همین واقعیت پرسشی اساسی را پیش روی تحلیلگران قرار میدهد که چرا صنعتی که همزمان زیر فشار جنگ، تحریم و نوسانهای داخلی قرار دارد، همچنان توانسته در بازار جهانی باقی بماند و آیا این تابآوری میتواند در بلندمدت ادامه پیدا کند؟
برای رسیدن به جواب این سوال، باید به ساختار واقعی صنعت قیر ایران نگاه کرد که هم ظرفیتهای قابلتوجهی دارد و هم محدودیتهای جدی. در این میان، دادههایی که از سوی سیدرضا حسینی، کارشناس حوزه انرژی ارائه شده، تصویر دقیقتری از وضعیت فعلی صنعت ارائه میدهد. وی با اشاره به ساختار تولید قیر در کشور میگوید: ظرفیت اسمی تولید قیر ایران با وجود بیش از ۳۰ واحد فعال، حدود ۲۴ میلیون تن در سال برآورد میشود. با این حال، این ظرفیت در عمل بهطور کامل مورد استفاده قرار نمیگیرد.
حسینی با اشاره اینکه به دلیل محدودیت در دسترسی به خوراک اصلی این صنعت یعنی وکیومباتوم (VB)، تولید واقعی قیر ایران تنها حدود ۲۵ تا ۳۵ درصد ظرفیت اسمی است، توضیح میدهد که تولید سالانه وکیومباتوم در کشور حدود ۱۲ میلیون تن است و بخشی از این حجم نیز در سایر فرایندهای پالایشی، بهویژه تولید نفت کوره، مصرف میشود. همین موضوع باعثشده بخش قابلتوجهی از ظرفیت بالقوه کارخانههای قیرسازی بلااستفاده بماند. به بیان دیگر، گلوگاه صنعت قیر نه در تعداد کارخانهها، بلکه در دسترسی به خوراک قرار دارد.
به گفته این کارشناس انرژی، با وجود این محدودیتها، ایران همچنان یکی از بازیگران مهم بازار جهانی قیر محسوب میشود. برآوردها حاکی از آن است حجم تجارت جهانی قیر سالانه حدود ۲۲ تا ۲۴ میلیون تن است و ایران در سالهای مختلف ۲۰ تا ۳۰ درصد از این بازار را در اختیار داشتهاست. بر همین اساس، ایران در رتبه چهارم تا ششم تولیدکنندگان جهان و در جایگاه سوم تا پنجم صادرکنندگان قیر قرار میگیرد.
حسینی در توضیح روند صادرات نیز به آمار سالهای اخیر اشاره و تصریح میکند: در سال ۱۴۰۱ تولید قیر ایران حدود شش میلیون تن بود که از این میزان ۱.۵ تا دو میلیون تن در داخل کشور مصرف و حدود چهار میلیون تن صادر شد. در سالهای بعد با افزایش تقاضای صادراتی، تولید به حدود ۹ میلیون تن رسید. در همین دوره، سال ۱۴۰۲ رکورد صادرات قیر ایران ثبت شد و حجم صادرات به حدود ۷.۶ میلیون تن رسید. در سال ۱۴۰۳ این رقم به حدود ۶.۸ میلیون تن کاهش یافت و برآوردها برای سال ۱۴۰۴ نیز صادراتی در حدود هفت تا ۷.۳ میلیون تن را نشان میدهد.
این آمار یک نکته مهم را بازیادآوری میکند و آن هم این است که صنعت قیر ایران حتی در شرایط فشار خارجی، هنوز جایگاه خود را در بازار جهانی حفظ کردهاست. با این حال، همین آمارها از شکنندگی این بازار نیز خبر میدهند. کاهش حدود یک میلیون تنی صادرات در فاصله یک سال، بیانگر این است که صنعت قیر بهشدت نسبت به تحولات سیاسی، اقتصادی و لجستیکی حساس است.
حسینی در همین زمینه به تاثیر مستقیم جنگ اخیر بر فضای تجارت قیر اشاره میکند و میگوید: تنشهای منطقهای، ریسکهای جدیدی را در حوزه حملونقل، بیمه و عملیات بندری ایجاد کرده است. افزایش این ریسکها باعث شده بسیاری از خریداران خارجی، شرکتهای بیمه و حتی بانکها با احتیاط بیشتری وارد معامله شوند. نتیجه این شرایط، دشوارتر شدن فرایند فروش، افزایش هزینههای جانبی و طولانیتر شدن زمان تحویل کالا است.
وی همچنین هشدار میدهد که چالشهای پس از جنگ در حوزه بازار و صادرات میتواند در ادامه به کاهش صادرات و در نهایت کاهش تولید منجر شود، میگوید: حتی اگر تولید در کوتاهمدت کاهش پیدا نکند، افزایش هزینههای حمل، بیمه و مبادلات مالی میتواند قدرت رقابت صادرکنندگان ایرانی را در بازار جهانی کاهش دهد.
تحلیل این سخنان نشان میدهد جنگ اخیر بیش از آنکه تولید قیر ایران را متوقف کند، هزینه حضور ایران در بازار جهانی را افزایش داده است. در چنین شرایطی، صادرکننده ایرانی برای حفظ مشتریان خود ناچار است تخفیف بیشتری نسبت به رقبا ارائه دهد یا بخشی از هزینههای اضافی را از حاشیه سود خود جبران کند. این روند در کوتاهمدت ممکن است صادرات را حفظ کند، اما در بلندمدت میتواند انگیزه سرمایهگذاری در این صنعت را کاهش دهد.
یکی دیگر از نکاتی که حسینی بر آن تاکید میکند، تنوع بازارهای صادراتی قیر ایران است. بخش عمده صادرات ایران به کشورهای آسیایی انجام میشود. چین و هند از بزرگترین خریداران قیر ایران هستند و در کنار آنها کشورهایی مانند پاکستان، بنگلادش، ویتنام و مالزی نیز در سالهای مختلف از مشتریان این محصول بودهاند. در منطقه خلیج فارس نیز امارات و عمان نقش مهمی در تجارت قیر ایران دارند. بخش قابلتوجهی از قیر واردشده به این کشورها، پس از فرآوری یا بستهبندی دوباره به سایر بازارها صادر میشود.
در آفریقا نیز بازارهای مهمی برای قیر ایران شکل گرفته است. کشورهایی مانند کنیا، تانزانیا، اوگاندا، سومالی و سودان از جمله مقاصدی هستند که در سالهای اخیر در فهرست مشتریان قیر ایران قرار داشتهاند. علاوه بر این، برخی کشورهای همسایه مانند ارمنستان، گرجستان، ترکمنستان، ازبکستان و ترکیه نیز از دیگر بازارهای صادراتی محسوب میشوند.
این تنوع جغرافیایی یک مزیت مهم برای صنعت قیر ایران است؛ زیرا وابستگی به یک یا دو بازار خاص را کاهش میدهد. با این حال، همین گستردگی بازارها، نیاز به زیرساختهای حملونقل قویتر و شبکه لجستیکی گستردهتر را نیز افزایش میدهد. در همین نقطه است که یکی از ضعفهای مهم صنعت قیر ایران خود را نشان میدهد؛ لجستیک صادراتی. حتی پیش از جنگ نیز فعالان این صنعت از کمبود کشتیهای فلهبر، محدودیت ظرفیت بنادر قیری جنوب و دشواری دسترسی به خدمات بیمهای و مالی گلایه داشتند. جنگ اخیر این مشکلات را تشدید کرد و باعث شد هزینه حمل و زمان ترانزیت افزایش پیدا کند.
در تجارت قیر، حملونقل نقش تعیینکنندهای دارد. بسیاری از قراردادهای صادراتی بر اساس زمان تحویل و هزینه حمل تنظیم میشوند. هرگونه افزایش در این دو عامل میتواند رقابتپذیری یک صادرکننده را کاهش دهد. به همین دلیل، ضعف در ناوگان حملونقل و زیرساختهای بندری میتواند حتی در صورت وجود تقاضای کافی، مانعی برای رشد صادرات باشد.
در کنار این چالشها، مسئله کیفیت نیز یکی از نگرانیهای مهم فعالان صنعت است. ورود قیرهای کمکیفیت به بازار، چه در داخل کشور و چه در صادرات، میتواند اعتبار برند قیر ایران را در بازارهای جهانی تضعیف کند. اگر یک محموله با کیفیت پایین به نام ایران عرضه شود، اعتماد مشتریان خارجی به کل زنجیره صادراتی آسیب میبیند.
از این رو، بسیاری از کارشناسان بر ضرورت تقویت آزمایشگاههای مرجع، نظارت دقیق بر تولید و رتبهبندی واقعی کارخانهها تاکید دارند. ارتقای کیفیت قیر نه تنها به بهبود زیرساختهای داخلی کمک میکند، بلکه شرط لازم برای حفظ بازارهای صادراتی نیز هست.
در مجموع، تصویری که از صنعت قیر ایران به دست میآید، تصویری دوگانه است؛ از یک سو، این صنعت همچنان سهم قابل توجهی از تجارت جهانی را در اختیار دارد و توانسته در شرایط دشوار اقتصادی و سیاسی نیز به فعالیت خود ادامه دهد. از سوی دیگر، فشارهای ناشی از جنگ، تحریم، نوسان خوراک، ضعف لجستیک و چالشهای سیاستگذاری داخلی، چشمانداز بلندمدت آن را با ابهام روبهرو کرده است.
به همین دلیل بسیاری از کارشناسان معتقدند آینده این صنعت به مجموعهای از اصلاحات ساختاری وابسته است؛ اصلاحاتی که از تامین پایدار خوراک وکیومباتوم آغاز میشود، به شفافیت در قیمتگذاری و توزیع قیر میرسد و در نهایت به تقویت زیرساختهای حملونقل و ارتقای استانداردهای کیفی ختم میشود.
جنگ اخیر نشان داد صنعت قیر ایران توانایی عبور از بحران را دارد، اما این تابآوری با هزینه بالا بهدست آمدهاست. اگر این صنعت قرار باشد در سالهای آینده همچنان یکی از مسیرهای مهم صادراتی کشور باقی بماند، باید از وضعیت فعلی که در آن تولید ادامه دارد اما با ریسک بالا، فاصله بگیرد. قیر ایران هنوز در بازار جهانی حضور دارد و هنوز مشتریان خود را از دست نداده است؛ اما مسئله اصلی دیگر بقا نیست، این است که آیا این حضور میتواند به یک مزیت پایدار اقتصادی تبدیل شود یا در سایه فشارهای داخلی و خارجی بهتدریج فرسوده خواهد شد.
مرداد 7, 1404
شهریور 12, 1404
مهر 12, 1404
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.