بهناز لاوری
بهناز لاوری

زندگی در سایه یک بدهی بزرگ

16 بازدید

دختر و پسر جوانی را تصور کنید که روزی با هزار امید و آرزو زندگی مشترکشان را آغاز کرده‌اند. سال‌ها بعد اما دیگر خبری از آن عشق و تفاهم اولیه نیست. هر دو می‌دانند که ادامه این زندگی ممکن نیست، اما راه خروج نیز چندان ساده نیست. مرد توان پرداخت مهریه را ندارد و زن هم نمی‌خواهد یا نمی‌تواند از حق قانونی خود بگذرد. نتیجه آن است که هر دو در وضعیتی فرسایشی گرفتار می‌شوند؛ نه باهم زندگی می‌کنند و نه از هم جدا می‌شوند.

مهریه در اصل قرار بود پشتوانه‌ای برای امنیت زنان باشد، اما در سال‌های اخیر در بسیاری از موارد به معضلی اجتماعی تبدیل‌شده است؛ معضلی که نه‌فقط مردان، بلکه زنان را نیز تحت‌فشار قرار می‌دهد. بسیاری از جوانان امروز با دیدن همین مشکلات، از ازدواج فاصله می‌گیرند یا ترجیح می‌دهند مسئولیت یک زندگی رسمی را نپذیرند. در شرایطی که تورم و مشکلات اقتصادی فشار سنگینی بر دوش خانواده‌ها گذاشته، مهریه‌های سنگین نیز به یکی دیگر از موانع ازدواج تبدیل‌شده‌اند.

از سوی دیگر، هنوز بسیاری از خانواده‌ها مهریه بالا را تضمینی برای آینده دختران خود می‌دانند؛ اما باید از خود بپرسیم آیا تضمینی که ممکن است در آینده به عامل اختلاف، تنش و حتی بن‌بست زندگی تبدیل شود، واقعاً به نفع دختران است؟

یکی از پیامدهای این وضعیت، افزایش طلاق عاطفی است؛ زندگی‌هایی که در آن زن و مرد زیر یک سقف زندگی می‌کنند اما ازنظر احساسی سال‌هاست از یکدیگر جداشده‌اند. شرایطی که نه به نفع زن است، نه مرد و نه فرزندانی که در چنین خانواده‌هایی رشد می‌کنند.

شاید زمان آن رسیده باشد که کارشناسان اجتماعی، حقوق‌دانان و قانون‌گذاران با نگاهی تازه به مسئله مهریه بنگرند و راهکاری متناسب با شرایط امروز جامعه ارائه دهند؛ راهکاری که حقوق هر دو طرف را حفظ کند و درعین‌حال به جوانان برای تشکیل خانواده امید بیشتری بدهد. خانواده زمانی استوار می‌ماند که بر پایه تفاهم و احترام بنا شود نه بر ترس از پیامدهای جدایی.

اشتراک‌گذاری: