روابطعمومی در ایران؛ ضرورت تغییر نگاه حکمرانی
به اعتقاد برخی صاحبنظران روابطعمومی در ایران هرگز جایگاه علمی–کاربردی معتبر و قابلدفاعی نداشته است. دلیل آن نیز روشن است: نگاه دولتها به آن همواره ابزاری، گذرا، هیجانی و شعارگونه بوده است. با این حال، تحولات گسترده بهخصوص در عرصه رسانه و ارتباطات، موجب شکلگیری یک چرخش آرام در روابطعمومیهای کشور شده است. روزگاری روابطعمومی را خدمتگزار تشریفاتی سازمان میدانستند، اما امروز یک روابطعمومی قوی، بازوی مهم مدیریت تلقی میشود.
روابطعمومیها همواره در برابر آزمونی تعیینکننده قرار دارند. اعتمادسازی و تعامل مؤثر با جامعه ذینفع؛ اما مسئله این است که گاهی اعتمادسازی و ارتباط با روح و روان انسانها بسیار پیچیدهتر از به نتیجه رسیدن یک پروژه عملیاتی است. برای روشنتر شدن بحث، مثالی میزنم: شما میتوانید با یک برنامه زمانبندی، از بازوهای مهندسی یک سازمان بخواهید یک واحد صنعتی را در مهلتی مشخص بازسازی کنند؛ اما نمیتوانید از روابطعمومی بخواهید رضایت کارکنان را ظرف دو سال از ۴۰ به ۶۰ درصد برساند.
خبر و اطلاعرسانی همچنان یکی از ابزارهای اصلی اعتمادسازی است. در روابط عمومیها تلاش میشود از طریق تولید خبر و محتوا، نقش مؤثری در انتقال دیدگاه مدیریت به کارکنان و انعکاس تلاشهای آنان ایفا شود و پیوند میان کارکنان و سطوح مدیریتی را تقویت کند.
از سوی دیگر، نحوه ادراک افراد از پدیدهها بهشدت تغییر کرده است و خبرنگاران باید هوش مصنوعی را بازوی خود ببینند. تجربه نسل جدید اساساً دیجیتال است. گفته میشود مردم امروز بحرانها را نه لزوماً از طریق روزنامه و تحلیلهای بلند، بلکه از طریق کلیپهای کوتاه و روایتهای چندثانیهای تجربه میکنند. این امر به معنی سطحی شدن کامل پدیدهها نیست، اما بدون تردید نحوه ادراک را دگرگون کرده است و روابطعمومیها ناگزیر از تغییر متناسب با این ذائقه جدید هستند.
با این حال، این تحولات -بهویژه در بخش خبر و تولید محتوای سمعیبصری- متأسفانه مبنای اعتبارات و پایهگذاریهای علمی ندارد. از اینرو، روابطعمومی در ایران به اعتقاد من همچنان آینده روشن و قابلدفاعی نخواهد داشت، مگر اینکه در سیستم حکمرانی کشور اتفاق خاصی بیفتد. روابطعمومی امروز در بسیاری از سازمانها پرچمدار و کانون توجه نیست، چون «مرجع» قلمداد نشده است.
تردیدی نیست اگر سازمان را موجودی زنده در نظر بگیریم، خونرسانی به این موجود زنده یکی از وظایف روابط عمومیهاست. روابطعمومی وظیفه خونرسانی و تغذیه تمام بخشها را بر عهده دارد.
نگاهی به آمارهای پیشبینیشده برای سال ۲۰۲۶ نیز گویای چالشهای پیش روست: نزدیک به ۷۰ درصد بودجه روابطعمومیها ثابت میماند یا کاهش مییابد. هنوز ۳۰ درصد کارکنان این حوزه، اثبات ارزش روابطعمومی به مدیریت ارشد را یک چالش بزرگ میدانند. در ۴۰ درصد سازمانها، مدیران ارشد درک کاملی از فعالیتهای واحد روابطعمومی ندارند و از طرفی ۸۴ درصد متخصصان، ارتباط با رسانه را همچنان اصلیترین وظیفه روابط عمومی میدانند.
این آمارها نشان میدهد که ما برای اثربخشی روابط عمومی در جوامع ذینفع و تحقق فرصتهای این حوزه، نیازمند تغییر نگاه حکمرانی به روابطعمومی است. ساختار باید حفرههای شفافیت و دسترسی به اطلاعات را در روابط عمومی حل کند و این بخش از سازمان را از پیچیدگی حاکمیت شبکهای خود خارج کند. به نظر میرسد تا رسیدن به این نقطه فاصله زیادی داریم.