اجرای پروژه حفاظت کاتدیک در پتروشیمی پردیس
۱۴۰۴-۰۵-۰۵
برای دههها، وقتی از خلیج فارس سخن گفته میشد، تقریبا همه نگاهها به نفت و گاز معطوف بود. این منطقه بخش قابلتوجهی از انرژی جهان را تامین میکند و تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان شناخته میشود. بسیاری از تحولات اقتصادی و حتی تنشهای سیاسی بینالمللی در نهایت به همین واقعیت بازمیگردند: خلیج فارس یکی از ستونهای اصلی امنیت انرژی جهان است.
اما جهان امروز در حال تجربه نوعی تغییر تدریجی در ماهیت قدرت و منابع راهبردی است. اگر در قرن بیستم نفت مهمترین موتور اقتصاد جهانی بود، در قرن بیستویکم داده بهتدریج جایگاهی مشابه پیدا کرده است. اقتصاد دیجیتال، خدمات ابری، تجارت الکترونیک، هوش مصنوعی و شبکههای اجتماعی همگی به زیرساختی وابستهاند که کمتر دیده میشود اما نقشی حیاتی دارد: شبکه جهانی کابلهای فیبر نوری زیردریایی.
برخلاف تصور عمومی، اینترنت جهانی عمدتا از طریق ماهوارهها منتقل نمیشود. بخش اعظم ترافیک بینالمللی داده از طریق کابلهایی عبور میکند که در بستر دریاها کشیده شدهاند و قارهها را به یکدیگر متصل میکنند. طبق گزارش اتحادیه بینالمللی مخابرات، بیش از ۹۵ درصد از ترافیک بینالمللی اینترنت از طریق کابلهای زیردریایی منتقل میشود؛ شبکهای عظیم که ستون فقرات ارتباطات دیجیتال جهان را تشکیل میدهد.
در این میان، موقعیت جغرافیایی خلیج فارس و آبهای پیرامونی آن اهمیت ویژهای پیدا میکند. این منطقه در محل اتصال مسیرهای ارتباطی میان آسیا، اروپا و آفریقا قرار گرفته است. بسیاری از کابلهای زیردریایی که شرق و غرب جهان را به هم متصل میکنند از نزدیکی این منطقه عبور میکنند یا در کشورهای ساحلی آن به خشکی میرسند.
نگاهی به نقشههای جهانی کابلهای زیردریایی نشان میدهد که مسیرهای مهمی مانند AAE‑۱، SEA‑ME‑WE 5 و Gulf Bridge International از این منطقه عبور میکنند یا به آن متصل هستند. این کابلها بخش مهمی از تبادل داده میان مراکز اقتصادی بزرگ جهان را ممکن میسازند. به همین دلیل برخی تحلیلگران از خلیج فارس به عنوان یکی از گلوگاههای مهم در جغرافیای اینترنت جهانی یاد میکنند.
در سالهای اخیر، برخی کشورهای منطقه نیز با درک این تحول، سرمایهگذاری قابل توجهی در زیرساختهای دیجیتال انجام دادهاند. ایجاد مراکز داده بزرگ، توسعه شبکههای فیبر نوری و تبدیل شدن به هابهای تبادل داده بخشی از رقابتی است که بهتدریج در حال شکلگیری است. برای بسیاری از این کشورها، آینده اقتصادی دیگر تنها به صادرات انرژی وابسته نیست، بلکه به جایگاه آنها در اقتصاد داده نیز گره خورده است.
اما همانطور که هر زیرساخت حیاتی میتواند منبع قدرت باشد، در عین حال میتواند به نقطه آسیبپذیری نیز تبدیل شود. کابلهای زیردریایی اگرچه از نظر مهندسی بسیار پیشرفتهاند، اما همچنان در معرض تهدیدهای گوناگون قرار دارند. در بسیاری از موارد، آسیب به این کابلها نه به دلیل خرابکاری بلکه بر اثر فعالیتهای دریایی مانند لنگر انداختن کشتیها یا عملیات ماهیگیری رخ داده است. گزارشهای کمیته بینالمللی حفاظت از کابلها نشان میدهد که چنین حوادثی همچنان یکی از دلایل اصلی قطع یا اختلال در این زیرساختها هستند.
با این حال، در سالهای اخیر بعد دیگری از تهدیدها نیز بیشتر مورد توجه قرار گرفته است؛ تهدیدهای سایبری. ایستگاههای فرود کابلهای زیردریایی، مراکز داده ساحلی و تجهیزات مدیریت شبکه همگی بخشهایی از زیرساختی هستند که از طریق سیستمهای دیجیتال اداره میشوند. هرگونه نفوذ به این سیستمها میتواند پیامدهایی فراتر از یک اختلال محلی داشته باشد و حتی بر تبادل داده در مقیاس منطقهای تاثیر بگذارد.
تجربه فعالیت در حوزه امنیت سایبری نشان میدهد که زیرساختهای ارتباطی اغلب در تقاطع دو حوزه متفاوت قرار میگیرند: مهندسی مخابرات و امنیت اطلاعات. در بسیاری از موارد، تمرکز اصلی بر پایداری فنی شبکه است و جنبههای امنیت سایبری با تأخیر بیشتری وارد معادله میشوند. این در حالی است که گزارشهای شرکتهای امنیتی در سالهای اخیر از تلاش گروههای پیشرفته تهدید (APT) برای نفوذ به شرکتهای مخابراتی و اپراتورهای ارتباطی در مناطق مختلف جهان خبر دادهاند.
برای نمونه، گزارشهای منتشر شده توسط شرکت FireEye نشان میدهد که اپراتورهای مخابراتی در خاورمیانه در چندین مورد هدف عملیاتهای جاسوسی سایبری قرار گرفتهاند. چنین حملاتی معمولاً با هدف دسترسی به اطلاعات ارتباطی، دادههای حساس یا حتی زیرساختهای مدیریتی شبکه انجام میشوند.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم بسیاری از خدمات حیاتی امروز -از تراکنشهای مالی گرفته تا خدمات ابری و ارتباطات بینالمللی- به همین شبکههای انتقال داده وابستهاند. بنابراین اختلال در یک نقطه از این شبکه میتواند اثراتی زنجیرهای در مناطق دیگر جهان ایجاد کند.
به همین دلیل، در سالهای اخیر موضوع «تابآوری زیرساختهای دیجیتال» به یکی از محورهای مهم در سیاستگذاری فناوری تبدیل شده است. کشورها و شرکتهای فعال در حوزه ارتباطات تلاش میکنند با ایجاد مسیرهای جایگزین برای کابلها، افزایش ظرفیت شبکه، بهبود سیستمهای پایش امنیتی و استفاده از رمزنگاری پیشرفته، میزان آسیبپذیری این زیرساختها را کاهش دهند.
در کنار اقدامات فنی، همکاریهای منطقهای نیز اهمیت زیادی پیدا کرده است. حفاظت از کابلهای زیردریایی اغلب نیازمند هماهنگی میان چند کشور است، زیرا مسیر این کابلها از آبهای سرزمینی و بینالمللی متعددی عبور میکند. به همین دلیل نهادهایی مانند کمیته بینالمللی حفاظت از کابلها تلاش میکنند استانداردها و چارچوبهایی برای حفاظت بهتر از این زیرساختها تدوین کنند.
در چنین شرایطی، میتوان گفت خلیج فارس در حال تجربه نوعی تحول ژئوپلیتیکی آرام اما عمیق است. این منطقه همچنان یکی از مهمترین منابع انرژی جهان باقی خواهد ماند، اما در کنار آن، نقش آن در شبکه جهانی انتقال داده نیز روزبهروز پررنگتر میشود.
اگر در گذشته رقابتها عمدتا بر سر میادین نفتی و مسیرهای انتقال انرژی شکل میگرفت، امروز مسیرهای انتقال داده نیز به بخشی از معادلات قدرت تبدیل شدهاند. کابلهای فیبر نوری زیردریایی، مراکز داده و هابهای تبادل اینترنت به اندازه خطوط لوله و پایانههای نفتی اهمیت پیدا کردهاند. در نهایت، شاید بتوان گفت خلیج فارس نمادی از گذار جهانی از اقتصاد مبتنی بر انرژی به اقتصادی است که داده در آن نقش فزایندهای دارد. نفت هنوز اهمیت خود را از دست نداده است، اما در کنار آن «جریان داده» نیز به یکی از عناصر تعیینکننده قدرت در جهان تبدیل شده است. در چنین فضایی، نگاه به امنیت و آینده خلیج فارس نیز ناگزیر باید فراتر از انرژی باشد و زیرساختهای دیجیتال را نیز در بر بگیرد.
منابع
1. International Telecommunication Union (ITU). (2023). Global Submarine Cable Connectivity Report.
2. TeleGeography. (2024). Submarine Cable Map. Available at: https://www.submarinecablemap.com
3. International Cable Protection Committee (ICPC). (2022). Annual Report.
4. FireEye / Mandiant. (2021). Cyber Threats to Telecommunications Providers.
5. Nicole Starosielski. (2015). The Undersea Network. Duke University Press.
6. OECD. (2022). Digital Economy Outlook.
7. World Bank. (2023). Data Infrastructure and Digital Connectivity Reports.