بنادر جنوب ایران غیرقابل جایگزین هستند
با تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی و اعمال محدودیتهایی در تنگه هرمز، یکی از حیاتیترین شریانهای تجارت جهانی، موضوع دسترسی ایران به مسیرهای جایگزین برای تداوم صادرات و واردات بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه قرار گرفته است. بدیهی است که تنگه هرمز فقط یک گذرگاه دریایی نیست و بخش مهمی از اقتصاد ایران و حتی منطقه به آن وابسته است. طبیعی است که در چنین شرایطی، بحث درباره گزینههای جایگزین جدیتر دنبال شود و نگاهها به ظرفیتهای دیگر کشور معطوف شود.
این روزها وقتی رسانهها را مرور کنیم و اظهارنظرهای مختلف را بررسی کنیم بعضی بنادر شمالی کشور در حاشیه دریای خزر را به عنوان مسیر جایگزین مطرح میکنند. پیش از این هم اتصال به بازار روسیه و کشورهای آسیای میانه و استفاده از ظرفیتهای ترانزیتی این منطقه از جمله مزیتهای مورد تأکید بوده و هست. از سوی دیگر، عدهای نیز بر استفاده از مرزهای خشکی در شرق و غرب کشور تأکید دارند؛ مسیری که میتواند از طریق همسایگان از جمله پاکستان، عراق و ترکیه و… بخشی از نیازهای صادراتی و وارداتی را پوشش دهد. البته برای به نظر نمی رسد کسی بر تنوعبخشی به مسیرهای تجاری تردیدی داشته باشد و این موضوع یک ضرورت راهبردی است و هیچ کشوری نباید تجارت خود را به یک گذرگاه محدود کند، اما در کنار همه این مباحث، یک واقعیت اساسی را نباید نادیده گرفت و آن جایگاه غیرقابل جایگزین بنادر جنوبی ایران است. بنادر جنوب، بهویژه در سواحل خلیج فارس و دریای عمان، ستون فقرات تجارت خارجی کشور به شمار میروند. زیرساختهای گسترده بندری، دسترسی مستقیم به آبهای آزاد، ظرفیت بالای تخلیه و بارگیری و پیوند عمیق با شبکه حملونقل داخلی، مزیتهایی نیست که بتوان به سادگی آنها را به مناطق دیگر منتقل کرد. حتی اگر مسیرهای شمالی یا زمینی تقویت شوند، باز هم نمیتوانند به طور کامل جای خالی بنادر جنوب را پر کنند.
مسئله فقط شمالی و جنوبی بودن نیست؛ مسئله اقتصاد و معیشت است. میلیونها نفر از ساکنان سواحل جنوبی کشور زندگی خود را به بنادر جنوبی گره زدهاند از جمله همین استان بوشهر… از فعالان بندری و کارگران اسکله گرفته تا صاحبان صنایع وابسته، شرکتهای حملونقل، بازرگانان و کسبوکارهای خرد محلی، همگی به رونق بنادر جنوب وابستهاند. هرگونه اختلال جدی در فعالیت این بنادر، مستقیماً بر اشتغال، درآمد و ثبات اجتماعی این مناطق اثر میگذارد.
برای همین در مواجهه با چالشهای پیشرو، نباید به جای حل مسئله، صورت مسئله را پاک کرد. اگر محدودیت یا تهدیدی متوجه تجارت در جنوب است، راهکار باید تقویت امنیت، ارتقای زیرساختها، افزایش هماهنگیهای منطقهای و استفاده از ظرفیتهای دیپلماسی اقتصادی باشد، نه کنار گذاشتن تدریجی این بنادر.
در شرایط حساس کنونی، راهبرد منطقی آن است که همزمان با تقویت کریدورهای شمالی و مسیرهای زمینی برای پوشش نیازهای کشور، بنادر جنوبی نیز با تمام توان فعال بمانند. تجارت در جنوب باید برپا بماند و هر چه سریعتر از طریق دیپلماسی و ارتباطات سیاسی ارتباطات با بنادرجایگزین در کشورهایی که با ایران تنش کمتری دارند به هر نحوی برقرار شود. به نظر میرسد در شرایط کنونی پذیرفتن هر هزینه اقتصادی برای برقرار ماندن تجارت در جنوب بهتر از افزایش هزینههای پنهان ناشی از توقف فعالیتهای بندری؛ از دست رفتن هزاران شغل ساحلی؛ از دست دادن بازارهای منطقهای و بینالمللی به نفع رقبا و تشدید نااطمینانی و بیثباتی در اقتصاد دریامحور کشور است. باید این ضرورت را درک کنیم که بقای بخش مهمی از اقتصاد ملی و معیشت مردم به متصل و برقرار ماندن تجارت جنوب است. هر تصمیمی که گرفته میشود، باید با در نظر گرفتن این واقعیت بنیادین باشد که بنادر جنوب غیرقابل جایگزین هستند.