غلامحسین کروبی
غلامحسین کروبی

اسارت، رنجی که مرز نمی‌شناسد

2 بازدید

اسیران جنگی ایران و عراق؛ مقایسه‌ای میان حقوق بین‌الملل، واقعیت اسارت و حافظه تاریخی جنگ ایران و عراق فقط میدان نبرد ارتش‌ها نبود؛ صدها هزار انسان نیز در جریان آن به اسارت درآمدند و سال‌ها در اردوگاه‌های دو کشور زندگی کردند. از همین رو، بررسی رفتار ایران و عراق با اسیران جنگی، موضوعی مهم برای تاریخ‌نگاری و حقوق بشردوستانه است؛ اما این مقایسه زمانی منصفانه خواهد بود که نه بر خاطرات یک‌طرفه، بلکه بر اسناد، آمار و گزارش‌های نهادهای بی‌طرف، به‌ویژه کمیته بین‌المللی صلیب سرخ، تکیه کند.

در حقوق بین‌الملل، اسیر جنگی «مجرم» نیست؛ فردی است که به دلیل مشارکت در مخاصمه، پس از دستگیری از ادامه جنگ بازمانده و باید با کرامت انسانی با او رفتار شود. کنوانسیون سوم ژنو برای ثبت هویت، اطلاع‌رسانی به خانواده، مکاتبه، تغذیه، پوشاک، بهداشت، درمان، آزادی نسبی مذهبی، شرایط مناسب زندگی، منع شکنجه و رفتار تحقیرآمیز و دسترسی صلیب سرخ به اردوگاه‌ها قواعد مشخصی دارد.

آمار دقیق اسرای جنگ ایران و عراق، به‌ویژه در سال‌های نخست، کاملاً یکسان نیست. برای نمونه، اسناد صلیب سرخ در مقطعی از حدود ۴۵ تا ۵۰ هزار اسیر عراقی در ایران سخن می‌گویند که در آن زمان فقط حدود ۳۰ هزار نفر از آنان توسط صلیب سرخ ثبت‌شده بودند. درباره اسرای ایرانی در عراق نیز در همان مقطع حدود ۶۸۰۰ تا ۷۳۰۰ نفر ثبت و بازدید شده بودند. صلیب سرخ هم‌زمان از مشکلات جدی در ثبت برخی اسرا و محدودیت دسترسی خود در هر دو کشور گزارش کرده است.

بنابراین، نمی‌توان صرفاً با گفتن «ایران بهتر بود» یا «عراق بدتر بود» یک مقایسه تاریخی معتبر انجام داد. با این حال، اسناد صلیب سرخ درباره عراق نیز از مواردی چون مخفی ماندن هویت برخی اسرای ایرانی، بدرفتاری و عدم بازگرداندن برخی مجروحان و بیماران شدید گزارش داده‌اند. در مقابل، همین اسناد درباره ایران نیز از موانع ثبت اسرا، محدودیت فعالیت صلیب سرخ و فشارهای ایدئولوژیک و مشکلات مربوط به برخی حقوق اسرا سخن گفته‌اند.

یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مقایسه، امکان نظارت مستقل است. صلیب سرخ در طول جنگ بارها به اردوگاه‌های دو کشور مراجعه کرد و پیام‌های خانوادگی، کمک‌های انسانی و انتقال بیماران و مجروحان را تسهیل کرد؛ هرچند دسترسی این نهاد در همه دوره‌ها و همه اردوگاه‌ها یکسان نبود.

از نظر تعداد نیز در میانه و پایان جنگ، آمار ثبت‌شده نشان می‌داد که شمار اسرای عراقی در ایران به‌مراتب بیشتر از اسرای ایرانی در عراق بوده است. در نهایت، عملیات گسترده بازگرداندن اسرا از ۱۷ اوت تا ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۰ به بازگشت ۳۷٬۸۶۱ ایرانی و ۴۰٬۹۶۰ عراقی انجامید و هزاران نفر دیگر نیز بعدها به کشور خود بازگشتند.

در ایران، بنا بر آمار مؤسسه پیام آزادگان، ۴۱٬۱۹۲ آزاده شناسایی شده‌اند؛ ۳۹٬۰۵۲ نفر در جبهه‌ها و ۲٬۱۴۰ نفر به دست گروه‌های ضدانقلاب به اسارت درآمدند و ۵۲۷ نفر نیز در دوران اسارت جان باختند. این ارقام، جدا از بحث مقایسه‌ای، بخشی از حافظه تاریخی جامعه ایران درباره «اسارت» است.

اما یک نکته اساسی نباید فراموش شود: رنج اسیر ایرانی و عراقی، در سطح انسانی، قابل درجه‌بندی ملیتی نیست. اگر شکنجه، تحقیر، محرومیت درمانی یا نقض حقوق یک اسیر عراقی محکوم است، همان رفتار درباره یک ایرانی نیز محکوم است. ارزش حقوق بشردوستانه دقیقاً در همین بی‌طرفی نهفته است.

از این منظر، مقایسه ایران و عراق نه برای مسابقه «چه کسی بهتر یا بدتر بود»، بلکه برای پاسخ به پرسشی مهم‌تر ارزش دارد: در یکی از طولانی‌ترین جنگ‌های قرن بیستم، دو دولت تا چه اندازه به قواعدی که خود و جامعه جهانی برای حفظ کرامت انسان در جنگ پذیرفته بودند، عمل کردند؟ پاسخ دقیق به این پرسش نیازمند بررسی اردوگاه‌به‌اردوگاه، سال‌به‌سال و موضوع‌به‌موضوع اسناد صلیب سرخ، خاطرات آزادگان و اسرای عراقی، گزارش‌های پزشکی و اسناد رسمی دو کشور است؛ کاری که می‌تواند تصویری بسیار دقیق‌تر و منصفانه‌تر از تاریخ اسارت در جنگ ایران و عراق ارائه کند.

اشتراک‌گذاری: