محمد کنگانی
محمد کنگانی

نفت باید سیراف را نجات دهد

18 بازدید

هر شب، پیش از آن‌که خورشید از افق خلیج فارس طلوع کند، شعله‌های سرخ فلرها آسمان جنوب را روشن می‌کنند؛ اما در همان شب‌هایی که آسمان از نور فلرها سرخ است، در شماری از خانه‌های این سرزمین، چراغ امید به آینده با تردید روشن می‌ماند. طنز تلخ ماجرا همین‌جاست؛ سرزمینی که بخش بزرگی از ثروت ملی را تولید می‌کند، هنوز با دغدغه‌هایی دست‌وپنجه نرم می‌کند که مردم انتظار داشتند سال‌ها پیش برطرف شده باشد.

جنوب استان بوشهر به‌ویژه شهرستان‌های کنگان، دیّر، جم و عسلویه، امروز یکی از مهم‌ترین کانون‌های انرژی جهان به شمار می‌رود. بخش قابل‌توجهی از گاز کشور، بخش مهمی از صادرات پتروشیمی و سهم بزرگی از درآمدهای ارزی ایران از همین منطقه تأمین می‌شود؛ اما اگر از پشت پنجره آمارهای اقتصادی فاصله بگیریم و زندگی مردم را از نزدیک ببینیم، پرسشی اساسی شکل می‌گیرد که آیا رشد اقتصادی، الزاما به معنای توسعه فرهنگی، اجتماعی و انسانی است؟ تجربه جهانی نشان می‌دهد که پاسخ این پرسش منفی است.

کشورهایی که از منابع طبیعی برخوردار بوده‌اند، دو مسیر متفاوت را پیموده‌اند؛ برخی این منابع را به سکوی پیشرفت تبدیل کرده‌اند و برخی دیگر در دام «نفرین منابع» گرفتار شده‌اند. تفاوت این دو مسیر، نه در میزان نفت و گاز، بلکه در کیفیت حکمرانی، شفافیت، عدالت، پاسخ‌گویی، برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری بر انسان بوده است.

این مسئله در یادداشت «نفرین منابع یا ضعف حکمرانی؟» نوشته عابدین عابدی‌زاده، جامعه‌شناس و پژوهشگر توسعه نیز با تمرکز بر جنوب استان بوشهر بررسی شده است. در آن یادداشت استدلال می‌شود که مسئله اصلی، کمبود منابع طبیعی نیست؛ بلکه کیفیت حکمرانی، نحوه مدیریت منابع و توانایی تبدیل ثروت ملی به توسعه انسانی، عدالت فضایی و بهبود کیفیت زندگی مردم است.

توسعه واقعی زمانی تحقق می‌یابد که درآمدهای حاصل از منابع طبیعی به سرمایه‌ای برای آموزش، سلامت، اشتغال، نوآوری، حفاظت از آثار تاریخی، صیانت از محیط‌زیست و ارتقای کیفیت زندگی مردم تبدیل شود. شاید مشکل از نفت و گاز نباشد؛ آنچه سرنوشت ملت‌ها را رقم می‌زند، شیوه اداره این منابع است. نفت و گاز تنها ابزارند؛ این انسان‌ها هستند که تصمیم می‌گیرند این ابزار به رفاه تبدیل شود یا به شکاف اجتماعی.

بندر سیراف تنها یک شهر ساحلی نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی ایران است. شهری که بیش از پانزده قرن پیش یکی از مهم‌ترین بنادر بازرگانی جهان بود و کشتی‌هایش تا هند، چین و شرق آفریقا رفت‌وآمد می‌کردند. شهری که نام سلیمان تاجر سیرافی و سندباد با آن گره خورده  است. امروز نیز این شهر در همسایگی بزرگ‌ترین میدان گازی جهان قرار دارد؛ گویی تاریخ، بار دیگر فرصتی استثنایی در اختیار این منطقه قرار داده است و مشعل‌های روشن پالایشگاه‌های عسلویه و کنگان، نشانه‌ای از احیای دوباره جایگاه اقتصادی این منطقه پس از بیش از یک هزاره‌اند.

در این جغرافیای ثروت، هر خانواده داستانی برای گفتن دارد؛ کارگری که سال‌ها در صنعت فعالیت کرده است، اما همچنان دغدغه مسکن دارد؛ جوان‌های تحصیل‌کرده‌ای که خواهان برخورداری از امکانات درمانی، آموزشی و رفاهی متناسب با جایگاه این منطقه هستند. رشد سریع جمعیت، مهاجرت گسترده نیروی کار، افزایش قیمت زمین و مسکن، فشار بر منابع آب، فرسودگی زیرساخت‌های شهری، آلودگی‌های زیست‌محیطی و کمبود مراکز فرهنگی، درمانی و تفریحی، تنها بخشی از واقعیت‌هایی است که توسعه صنعتی به‌تنهایی نتوانسته پاسخی برای آن‌ها بیابد.

باید پذیرفت که هیچ پالایشگاهی انتخاب نمی‌کند جوانی بیکار بماند؛ هیچ فلری مسئول کمبود زیرساخت‌ها نیست و منابع طبیعی نه نعمت هستند و نه نفرین؛ بلکه آیینه‌ای هستند که کیفیت حکمرانی را بازتاب می‌دهند و همان را چند برابر به جامعه بازمی‌گردانند. اگر مدیریت کارآمد باشد، نفت و گاز به رفاه تبدیل می‌شوند؛ در غیر این صورت، حتی بزرگ‌ترین منابع نیز نمی‌توانند رضایت عمومی را فراهم کنند.

یکی از مهم‌ترین شاخص‌های توسعه، احساس عدالت است. مردم زمانی احساس رضایت می‌کنند که ببینند سهم آنان از ثروت سرزمینشان، تنها آلودگی هوا یا افزایش هزینه‌های زندگی نیست؛ بلکه در قالب مدرسه‌ای استاندارد، بیمارستانی مجهز، جاده‌ای ایمن، فضای سبز، اشتغال پایدار، آموزش باکیفیت و خدمات شهری مناسب به زندگی آنان بازمی‌گردد. صنعت، زمانی موفق است که جامعه پیرامون آن نیز موفق باشد.

در ادبیات توسعه، مفهومی با عنوان «مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها» وجود دارد؛ اما مسئولیت اجتماعی تنها ساخت چند مدرسه یا اجرای چند پروژه عمرانی نیست، بلکه به معنای مشارکت پایدار صنایع در توسعه سرمایه انسانی، حمایت از کارآفرینی، ارتقای مهارت جوانان، حفاظت از محیط‌زیست، توسعه گردشگری، پاسداری از میراث فرهنگی و افزایش کیفیت زندگی مردم است.

امروز، نماینده مردم شهرستان‌های کنگان، دیّر، جم و عسلویه، هم‌زمان ریاست کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی را نیز بر عهده دارد. این جایگاه، صرفاً یک عنوان سیاسی نیست؛ بلکه مسئولیتی تاریخی است.

کمتر پیش می‌آید که منطقه‌ای انرژی‌خیز، هم نماینده‌ای در مجلس داشته باشد و هم ریاست مهم‌ترین کمیسیون تخصصی مرتبط با صنعت انرژی را در اختیار بگیرد. این موقعیت می‌تواند فرصتی ارزشمند برای اصلاح قوانین، افزایش سهم مناطق میزبان از منافع ملی، تقویت زیرساخت‌ها، پیگیری حقوق مردم، حمایت از اشتغال نیروهای بومی، کاهش نابرابری‌ها و تقویت مسئولیت اجتماعی صنایع باشد. قدرت، اگر با آینده‌نگری همراه نباشد، تنها یک دوره مدیریتی است؛ اما اگر با تدبیر همراه شود، می‌تواند سرنوشت نسل‌ها را دگرگون کند.

توسعه را نباید تنها با میزان صادرات گاز یا درآمدهای ارزی سنجید. توسعه یعنی کودکی که در سیراف، نخل تقی، کنگان، عسلویه، جم یا دیّر زندگی می‌کند، همان فرصت‌هایی را برای رشد داشته باشد که کودکی در بهترین شهرهای کشور از آن برخوردار است. توسعه یعنی جوان بومی، نخستین انتخاب بازار کار باشد؛ یعنی محیط‌زیست قربانی رشد اقتصادی نشود؛ یعنی میراث ارزشمند تاریخی سیراف، در کنار صنعت، به موتور گردشگری و هویت فرهنگی منطقه تبدیل شود و اعتماد میان مردم و حاکمیت هر روز بیش از گذشته افزایش یابد. اگر قرار است جنوب استان بوشهر قلب اقتصاد انرژی ایران باشد، باید قلب توسعه انسانی ایران نیز باشد.

ثروت، زمانی ارزشمند است که به سرمایه اجتماعی تبدیل شود؛ سرمایه‌ای که حاصل آن افزایش اعتماد عمومی، امید، همبستگی، کیفیت زندگی و رضایت مردم باشد. امروز، جنوب استان بوشهر بیش از هر زمان دیگری، نه به منابع بیشتر، بلکه به حکمرانی بهتر نیاز دارد؛ حکمرانی که آینده را بر روزمرگی ترجیح دهد، مردم را شریک توسعه بداند، تصمیم‌هایش بر پایه عدالت و شفافیت باشد و منافع نسل‌های آینده را همان‌قدر مهم بداند که نیازهای امروز را.

شاید روزی برسد که وقتی از کنگان، دیّر، جم، عسلویه و بندر تاریخی سیراف سخن گفته می‌شود، ذهن مردم تنها به پالایشگاه‌ها، فلرها و میدان‌های گازی نرود؛ بلکه از دانشگاه‌های معتبر، مراکز پژوهشی، بیمارستان‌های مجهز، شهرهای زیست‌پذیر، گردشگری دریایی، موزه‌های پیشرفته، میراث جهانی سیراف، کارآفرینان بومی، صنایع دانش‌بنیان، محیط‌زیست سالم و مردمی یاد شود که احساس می‌کنند در ثروتی که از دل سرزمینشان استخراج می‌شود، سهمی واقعی دارند.

از آنجا که پرونده ثبت جهانی سیراف به یونسکو ارسال شده و در مسیر بررسی قرار دارد، در صورت طی مراحل لازم، کارشناسان ارزیاب بین‌المللی برای بررسی میدانی وضعیت این بندر تاریخی به سیراف سفر خواهند کرد. بی‌تردید، یکی از مهم‌ترین معیارهای ارزیابی آنان، میزان حفاظت از عرصه و حریم آثار تاریخی و نحوه مدیریت توسعه شهری خواهد بود.

در چنین شرایطی، همکاری منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس می‌تواند نقشی تعیین‌کننده ایفا کند. با توجه به مالکیت بیش از ۴۰ هکتار زمین در محدوده غربی سیراف (محله باغ شیخ) توسط منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، در صورت اختصاص بخشی از این اراضی برای تأمین مسکن خانواده‌های سیرافی در خارج از عرصه تاریخی، فشار ساخت‌وساز از بافت تاریخی برداشته خواهد شد. این اقدام، پیام روشنی از عزم ملی برای حفاظت از میراث فرهنگی خواهد بود.

چنین همکاری نه‌تنها به حفظ هویت تاریخی سیراف کمک می‌کند، بلکه می‌تواند در ارزیابی کارشناسان بین‌المللی نیز اثر مثبتی داشته باشد و شانس موفقیت پرونده ثبت جهانی سیراف را افزایش دهد. ثبت جهانی تنها یک عنوان افتخارآمیز نیست؛ بلکه فرصتی برای معرفی سیراف و خلیج فارس به جهان، جذب گردشگر، رونق اقتصاد محلی، ایجاد اشتغال، پیوند صنعت و میراث فرهنگی و حفاظت پایدار از یکی از ارزشمندترین میراث‌های تاریخی ایران است.

شاید امروز بهترین زمان برای اتخاذ تصمیمی باشد که آثار آن نه‌تنها برای نسل حاضر، بلکه برای نسل‌های آینده نیز ماندگار بماند؛ تصمیمی که نشان دهد صنعت و میراث فرهنگی می‌توانند در کنار یکدیگر، آینده‌ای روشن برای سیراف بسازند. آن روز، شعله‌های فلر تنها آسمان را روشن نخواهند کرد، بلکه آینده مردم این سرزمین را نیز روشن خواهند ساخت.

 

اشتراک‌گذاری: