بازگشت ابرپروژه کیان به ریل توسعه
شهریور 30, 1404
توسعه پایدار در مناطق صنعتی بهویژه پارس جنوبی سالهاست که پشت دیوارهای بلند پتروشیمیها محصور مانده تا جایی که پیوند میان تکنولوژی مدرن و جامعه پیرامونی به گمشدهای در این زنجیره درآمده است. در تحلیلهای اخیر همواره این نقد ساختاری وارد بوده که چرا صنایع مستقر در عسلویه و کنگان با وجود بهرهگیری از منابع این اقلیم، در ساختار مدیریتی خود فضایی برای نخبگان محلی باز نمیکنند؟ که شوربختانه این انسداد ساختاری، زمانی که به حوزه زنان تحصیلکرده و متخصص بومی میرسید، به دیواری نفوذناپذیرتری تبدیل میشد. با این حال، حرکتهای اخیر در لایههای مدیریتی برخی از شرکتهای پتروشیمی حاکی از آن است که عبور از این پیشفرضهای سنتی، کلید بازتعریف رابطه صنعت و جامعه است.
پیش از این در مطالب متعددی از نقش و جایگاه مدیران بومی در بومیگرایی، نخبهگرایی و تخصصگرایی قلم زدهایم؛ مقولاتی که در صنعت عظیم پارس جنوبی یک ضرورت حیاتی برای کاهش چالشهای اجتماعی و افزایش بهرهوری است. در این مسیر، امیر اکبری سرآمد و پیشتازی است که الگوی نوینی از اعتماد به توانمندیهای محلی را در این منطقه صنعتی مستقر ساخت. او نهتنها در گزینش و ارتقای نیروهای نخبه بومی آقا شجاعت به خرج داد، بلکه با نگاهی مدرن و فراجنسیتی، بستر و فضا را برای حضور زنان فعال و تاثیرگذار بومی در عرصههای مختلف صنعت مهیا کرد. سپردن سکان بخشهای مهم، کلیدی و فنی به زنان نخبه بومی بهعنوان سرپرست یا رئیس واحد، ویژگی منحصربهفرد مدیریت اوست که با عمل خود، اعتقاد راسخش را به مصوبه بر زمینمانده اشتغال ۵۰ درصدی نیروهای بومی در پارس جنوبی نشان داد و این رویه را به الگویی عملی برای دیگر مدیران منطقه مبدل ساخت.
اما در همین راستا، پیمان اصفهانی یکی از مدیران غیربومی نیز با امضای یک تفاهمنامه با بنیاد نخبگان استان بوشهر بستر مناسب را برای جذب دانشآموختگان نخبه بومی در بدنه شرکت دماوند انرژی در سالهای اخیر فراهم کرده است. البته او تنها به این کار اکتفا نکرد و در روزهای اخیر با سپردن مدیریت واحد روابط عمومی، برند و مسئولیت اجتماعی شرکت دماوند انرژی عسلویه به یک زن نخبه بومی، گامی بلند در راستای شایستهسالاری حقیقی برداشت.
طاهره عبدالهی که در کارنامه خود بخشداری جم را در دولت روحانی دارد و دارای دکتری شیمیفیزیک است، یکی از زنان نخبه بومی و کنشگر بادانشی است که در سالهای اخیر با نگارش مقالات و سرمقالههای رسا و کنشگرانه در رسانههای محلی مثل روزنامه «بامداد جنوب» و پایگاههای خبری تحلیلی «خلیج فارس» و «آوای بوشهر» سهم بسزایی را در بازتاب مطالبات و تبیین مسائل و مشکلات جوامع محلی و پیرامونی صنایع و استان بوشهر ایفا کرده است. بیشک این انتخاب اصفهانی، میتواند مسیر را برای زنان موثر بومی در پذیرا شدن پستهای مدیریتی در سطحهای مختلف صنعت هموار کند و الگویی برای دیگر مدیران شرکتهای صنعتی مستقر در پارس جنوبی شود. چنین انتصابهایی بارقههای امید را برای زنان تاثیرگذار بومی استان روشن میکند که سالها توانمندی علمی خود را زیر سایه بیمهریهای ساختاری پنهان دیده بودند.
البته در این میان میتوان به محمدمجاور شیخان هم اشاره کرد که پیش از این، فضا را برای فعالیت دیگر زن بومی تاثیرگذار جنوب استان یعنی صدیقه اندخش در شرکت عملیات غیرصنعتی پازارگاد بهعنوان رئیس روابط عمومی این مجموعه فراهم کرد. بیشک چنین اقداماتی نه تنها به بومیگرایی و نخبهگرایی در پارس جنوبی معنا میبخشد؛ بلکه فضا و بستر مناسب را برای زنان موثر و نخبه هماستانی فراهم میکنند تا با شناخت و اشراف و دانش و تخصصی که دارند، در حوزه محول شده به ایفای نقش بپردازند.
واقعیت آن است که مدیریت مدرن در صنایع پتروشیمی بهویژه در بخش روابط عمومی و مسئولیت اجتماعی (CSR)، دیگر با نگاههای سنتی و روابطعمومیهای توجیهگر و سطحی نگر اداره نمیشود. امروز عسلویه نیازمند مدیرانی است که زبان مشترک صنعت و جامعه را بدانند؛ کسانی که از یکسو پیچیدگیهای فنی و علمی نفت و گاز را بشناسند و از سوی دیگر، با ریشهها و چالشهای اجتماعی منطقه جم، عسلویه، کنگان و کل استان بوشهر زیسته باشند. حضور شخصیتی مثل طاهره عبدالهی با دانش علمی دکتری شیمی و تجربه مدیریت سیاسی و اجتماعی در مسند روابط عمومی یک شرکت صنعتی مهم که یکی از یوتلیتیهای مهم کشور شناخته میشود، انتخاب هوشمندانه و مطالعهشدهای است که میتواند چهره دماوند انرژی را در حوزه مسئولیتهای اجتماعی بازتعریف کرده و با مدیریت آگاهانه، از هدررفت منابع و تحمیل هزینههای غیرضروری جلوگیری کند.
این چرخش دیدگاه در میان برخی مدیران پارس جنوبی، نویدبخش خروج از نگاههای جنسیتی و تمرکز بر کارآمدی است. وقتی به تاریخچه تعاملات صنعت و جامعه محلی در بوشهر مینگریم، درمییابیم که بزرگترین خلأ، همواره فقدان درک متقابل بوده است. مدیران پروازی که چند صباحی مهمان این منطقه هستند، غالبا فرصتی برای شناخت عمیق مطالبات پیرامونی ندارند. در این میان، نخبگان بومی که مراتب علمی و مدیریتی را پلهپله طی کردهاند، بهترین سفیران برای برقراری موازنه میان سودآوری صنعتی و حقوق اجتماعی بومیان محسوب میشوند.
امید میرود که دیگر هلدینگها و پتروشیمیهای مستقر در پایتخت انرژی کشور، از جمله شرکتهای تابعه هلدینگ خلیج فارس، باختر و اهداف و… با الگوبرداری از این اقدامات شجاعانه، دیوارهای بیاعتمادی را فرو بریزند. سرمایهگذاری روی نیروی انسانی بومی و هموار کردن مسیر ارتقای زنان شایسته، یک سرمایهگذاری پایداری است که امنیت اجتماعی صنعت را تضمین میکند. زمان آن رسیده است که شایستهسالاری فراجنسیتی، از قالب شعارهای همایشی خارج شده و در قالب احکام مدیریتی صریح در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی کشور متبلور شود.
شهریور 30, 1404
مرداد 18, 1404