عرضه بنزین ۵ هزار تومانی اجرایی شد
۱۴۰۴-۰۹-۲۳
بامدادجنوب_الهام بهروزی
منطقه پارس جنوبی یکی از مهمترین کانونهای تولید انرژی و محصولات پتروشیمی در کشور به شمار میرود که با استقرار دهها پالایشگاه، مجتمعهای بزرگ پتروشیمی از جمله جم، نوری، آریاساسول، زاگرس، پردیس، پارس، کاویان، مروارید و همچنین شرکتهای یوتیلیتیمحور مانند مبین انرژی خلیج فارس و دماوند انرژی نقش حیاتی در زنجیره ارزش صنعت پتروشیمی و ارزآوری غیرنفتی ایران ایفا میکند. این مجموعه عظیم صنعتی بهواسطه دسترسی به منابع گازی، زیرساختهای صادراتی و نزدیکی به آبهای آزاد به یکی از مهمترین هابهای پتروشیمی در سطح منطقه و بازارهای جهانی تبدیل شده است.
در چنین ساختاری، یوتیلیتیها بهعنوان شریان حیاتی فعالیت مجتمعهای پتروشیمی شناخته میشوند. تامین برق، بخار، آب صنعتی، آب شیرین، اکسیژن، نیتروژن و سایر خدمات پشتیبان، پیشنیاز اساسی برای استمرار تولید در واحدهای فرایندی است و هرگونه اختلال در این خدمات میتواند به سرعت زنجیره تولید را در چندین مجتمع به طور همزمان متوقف کند. به همین دلیل شرکتهایی مانند مبین انرژی خلیج فارس و دماوند انرژی در عسلویه، نقشی کلیدی در پایداری عملیاتی این هاب صنعتی دارند و عملا زیرساخت حیاتی برای استمرار تولید در دهها واحد پتروشیمی محسوب میشوند.
با این حال، تمرکز بخش قابل توجهی از خدمات یوتیلیتی در چند مجموعه بزرگ در کنار مزایایی مانند صرفهجویی در مقیاس و کاهش هزینههای اولیه سرمایهگذاری در شرایط بحرانی میتواند به یکی از نقاط آسیبپذیر صنعت تبدیل شود. در چنین الگویی، هرگونه اختلال در واحدهای یوتیلیتی متمرکز به سرعت به سایر مجتمعهای وابسته سرایت میکند و میتواند بخش بزرگی از ظرفیت تولید یک منطقه صنعتی را به طور همزمان از مدار خارج کند. تجربه حملات اخیر دشمن صهیونیستی به زیرساختهای صنعتی در هابهای پتروشیمی ماهشهر و عسلویه نشان داد که تمرکز خدمات حیاتی در چند واحد محدود در شرایط بحران و تهدیدات امنیت، میتواند ریسک توقف گسترده تولید را افزایش دهد.
در پی این حملات، آسیب دیدن یا خروج از مدار بخشهایی از یوتیلیتیهای متمرکز از جمله در شرکتهای تامینکننده خدماتی مانند مبین انرژی و دماوند انرژی، موجب بروز اختلال در تامین برق، بخار، آب صنعتی و گازهای فرایندی شد و همین مسئله توقف یا کاهش تولید در تعدادی از مجتمعهای پتروشیمی منطقه را در پی داشت. چنین وضعیتی نه تنها بر عملکرد عملیاتی شرکتهای پتروشیمی تاثیر گذاشته، بلکه پیامدهای زنجیرهای گستردهای در اقتصاد صنعتی کشور ایجاد کرده است؛ از کاهش عرضه محصولات پایهای مانند پلیاتیلن، متانول، اوره، آمونیاک، آروماتیکها و LPG گرفته تا ایجاد فشار بر صنایع پاییندستی همچون بستهبندی، پلاستیک، نساجی و لاستیک.
از سوی دیگر، با توجه به نقش مهم پارس جنوبی در صادرات محصولات پتروشیمی، این اختلال در تولید بر تعهدات صادراتی تاثیر گذاشته و موجب کاهش سهم ایران در بازارهای منطقهای و جهانی و همچنین روند ارزآوری کشور شده است. بدیهی است کاهش عرضه محصولات صادراتی علاوه بر ایجاد نوسان در بازارهای داخلی و خارجی، ریسک قراردادهای بلندمدت صادراتی را افزایش خواهد داد.
در چنین شرایطی، موضوع تابآوری زیرساختهای صنعتی و پویایی ساختار تامین یوتیلیتیها اهمیت دوچندان پیدا میکند؛ چراکه تجربههای اخیر نشان داد که اتکای کامل به یوتیلیتیهای متمرکز بهویژه در مناطق حساس صنعتی، میتواند در شرایط بحران به یک گلوگاه استراتژیک تبدیل شود. از این رو، بازنگری در مدل تامین یوتیلیتیها، توسعه زیرساختهای پشتیبان، ایجاد ظرفیتهای تولید پراکنده انرژی، استفاده از نیروگاههای مقیاس کوچک و سامانههای CHP، افزایش ذخایر تجهیزات و قطعات یدکی و همچنین تقویت مدیریت بحران در سطح هابهای صنعتی از جمله راهکارهایی است که میتواند تابآوری صنعت پتروشیمی را در برابر تهدیدات و اختلالات احتمالی افزایش دهد.
با این اوصاف، استمرار نقشآفرینی هاب پتروشیمی عسلویه در اقتصاد ملی و بازارهای جهانی، مستلزم توجه جدی به امنیت و پایداری زیرساختهای حیاتی بهویژه در حوزه یوتیلیتیها است. تقویت انعطافپذیری و کاهش وابستگی مطلق به تامینکنندگان متمرکز، میتواند در کنار مدیریت هوشمند بحران، زمینه حفظ پویایی تولید و ثبات زنجیره ارزش صنعت پتروشیمی کشور را در شرایط پیچیده منطقهای و بینالمللی فراهم سازد.
حال بازنگری در مدل سنتی تامین یوتیلیتی در هابهای بزرگ پتروشیمی به یک ضرورت تبدیل شده است؛ چراکه تجربه اختلالات اخیر نشان داد که تمرکز خدمات حیاتی در چند شرکت محدود در شرایط بحرانی میتواند به توقف همزمان چندین مجتمع منجر شود و زنجیره تولید را با اختلال جدی مواجه کند. از این رو، بسیاری از کارشناسان حوزه انرژی بر این باورند که توسعه ظرفیتهای مستقل یا نیمهمستقل یوتیلیتی در مجتمعهای پتروشیمی، ایجاد منابع پشتیبان برای تامین برق و بخار و حرکت به سمت ساختارهای انعطافپذیرتر در تامین انرژی و خدمات جانبی، میتواند نقش مهمی در افزایش تابآوری صنعت پتروشیمی و کاهش ریسک توقف گسترده تولید ایفا کند.
در این میان، یک کارشناس انرژی، با انتقاد از وابستگی صنایع پتروشیمی به یوتیلیتیهای متمرکز گفت: یوتیلیتی متمرکز همواره مورد نقد من بوده است. بعد از برق، بیشترین وابستگی پتروشیمی جم به بخار پرفشار بود که طی سالهای ۹۴ تا ۹۷ نه تنها این وابستگی را از بین بردیم، بلکه با خرید و نصب دو بویلر بزرگ، این مجتمع اکنون قادر است بخشی از نیاز سایر شرکتها به بخار پرفشار را نیز تامین کند.
سیدحسین میرافضلی با اشاره به آسیبپذیری ساختار یوتیلیتیهای متمرکز افزود: این مدل با نقدهای جدی مواجه است؛ از جمله آسیبپذیری بالای واحدهای پتروشیمی در شرایط جنگ، سیل و حوادث صنعتی. به عنوان نمونه با حمله به یوتیلیتیهای متمرکز فجر و مبین در مناطق ویژه پتروشیمی ماهشهر و عسلویه، کل واحدهای پتروشیمی متوقف شدند و خسارتهای سنگینی به اقتصاد ملی وارد شد. که این اتفاق صنایع پاییندست را نیز تحت فشار شدید قرار داد و در صورت تداوم میتواند آثار تورمی دومینوواری به دنبال داشته باشد.
این کارشناس انرژی ادامه داد: هزینه بالای یوتیلیتی متمرکز نیز از دیگر چالشهای جدی است. تولید برق، بخار، اکسیژن، نیتروژن و آب RO و DM در مقیاس بزرگ نیازمند ماشینآلات، کمپرسورها، پمپها و تجهیزات بسیار بزرگ و گرانقیمت است. همین موضوع باعث میشود تامین قطعات یدکی با محدودیت و هزینه بالا همراه باشد. در حالی که اگر تامین یوتیلیتی در مقیاسهای کوچکتر و از سوی چند تامینکننده انجام شود، هم امکان تامین قطعات افزایش مییابد و هم همافزایی در استفاده از انبار قطعات و تجهیزات یدکی مشترک شکل میگیرد.
میرافضلی همچنین به پیامدهای عملیاتی این ساختار اشاره کرد و گفت: یوتیلیتی متمرکز ریسک و ناپایداری در تولید ایجاد میکند و قدرت مانور و انعطافپذیری واحدهای تولیدی را بهویژه در برنامههای توسعهای و اصلاحی کاهش میدهد. از سوی دیگر، بهدلیل بزرگ بودن تجهیزات و محدود بودن سازندگان داخلی و خارجی، هزینه تامین قطعات، تعمیر و نگهداری و همچنین زمان ساخت تجهیزات بهطور قابل توجهی افزایش مییابد.
وی در ادامه با اشاره به چالشهای مدیریتی در این حوزه افزود: به نظر میرسد در سالهای گذشته برخی مدیران عمدتا سفارشی، کمتجربه و کمریسک بودهاند و توجه لازم را به این مسائل نداشتهاند. مدیرعامل یک هلدینگ یا شرکت تخصصی باید اشراف فنی و اجرایی بر مجموعه خود داشته باشد؛ در غیر این صورت قادر نخواهد بود از میان دیدگاههای مختلف بهترین تصمیم را اتخاذ کند و در شرایط بحرانی راهکارهای خلاقانه و بهموقع ارائه دهد. راز موفقیت در هر حوزه، ورود به جزئیات و تسلط بر ابعاد مختلف آن است که این امر بدون تجربه، دانش و شناخت عمیق حاصل نمیشود.
میرافضلی درباره راهکارهای مدیریت شرایط فعلی نیز گفت: با توجه به اینکه هنوز پایان جنگ قطعی نشده است، در گام نخست باید شناسایی دقیق مشکلات و تنگناها انجام شود و برای هر موضوع راهکارهای عملیاتی با جزئیات مشخص تدوین شود. تشکیل کمیتههای تخصصی برای بررسی این مسائل، انجام تمهیدات لازم برای تامین برق از شبکه سراسری، شناسایی سریع تجهیزات و قطعات مورد نیاز و محلهای تامین آنها از سایر شرکتها یا سازندگان داخلی و خارجی قابل اعتماد، از اقدامات ضروری در این مرحله است.
وی افزود: باید همزمان با سفارش سریع قطعات و تجهیزات مورد نیاز، تعمیر و نوسازی بخشهای آسیبدیده نیز آغاز شود تا واحدهایی که امکان راهاندازی سریع دارند در کوتاهترین زمان ممکن به مدار بازگردند. همچنین تشکیل کمیته ویژه راهاندازی در شرکتهای آسیبدیده و اعطای اختیارات کامل هیاتمدیره و کمیسیون معاملات به این کمیتهها میتواند با حذف بوروکراسیهای اداری، سرعت تصمیمگیری و اجرا را افزایش دهد.
این کارشناس انرژی در پایان پیشنهاد داد که خرید و نصب نیروگاههای مقیاس کوچک CHP نیز میتواند راهکار موثری باشد. این واحدها ضمن تولید برق مورد نیاز، قابلیت جایگزینی بویلرها را دارند و میتوانند بخار مورد نیاز واحدهای تولیدی را تامین کنند. حتی با استفاده از بخار مازاد این واحدها میتوان نسبت به شیرینسازی آب دریا اقدام کرد و راندمان انرژی کل سیستم را به حدود ۹۰ درصد رساند. در صورت تسریع در فرایندهای تصمیمگیری، خرید، نصب و راهاندازی این مولدها حتی در مدت حدود یک ماه نیز قابل انجام است.
در پایان این گزارش یادآوری میشود که رخدادهای اخیر در هاب پتروشیمی عسلویه و منطقه ویژه پتروشیمی ماهشهر نشان داد که پایداری و امنیت زیرساختهای یوتیلیتی نقشی تعیینکننده در استمرار تولید و صیانت از جایگاه ایران در بازارهای منطقهای و جهانی پتروشیمی دارد. تمرکز بیش از حد خدمات حیاتی در چند مجموعه محدود، اگرچه در شرایط عادی میتواند به صرفهجویی اقتصادی و مدیریت متمرکز منابع منجر شود، اما در شرایط بحران و تهدیدات امنیتی به یک نقطه آسیبپذیر تبدیل میشود و میتواند به توقف زنجیرهای تولید در بخش وسیعی از صنعت پتروشیمی بینجامد.
از این رو، تقویت تابآوری صنعت پتروشیمی از طریق تنوعبخشی به منابع تامین یوتیلیتی، توسعه زیرساختهای مستقل یا نیمهمستقل در مجتمعها، ایجاد ظرفیتهای پشتیبان و تسریع در تصمیمگیریهای مدیریتی، ضرورتی اجتنابناپذیر به نظر میرسد. حرکت به سمت مدلهای انعطافپذیرتر در تامین انرژی و خدمات جانبی، استفاده از فناوریهایی مانند نیروگاههای مقیاس کوچک و سامانههای CHP و همچنین تقویت مدیریت بحران در هابهای صنعتی میتواند نقش مهمی در کاهش ریسک توقف گسترده تولید و حفظ ثبات اقتصادی این صنعت که همچنان یکی از مهمترین ارکان ارزآوری و توسعه صنعتی کشور محسوب میشود، ایفا کند.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.