پتروشیمی زاگرس همچنان در مسیر سبز
۱۴۰۴-۰۴-۳۰
بامدادجنوب_حجت عبدالهیپور
در آستانه برگزاری هفتمین نمایشگاه نفت، گاز، پتروشیمی و پالایش در جزیره کیش، چشماندازی از همگرایی بیسابقه شرکتهای حاکمیتی، کارفرمایی، پیمانکاری و دانشبنیان در صنعت انرژی ایران ترسیم میشود. این رویداد که از ۲۶ تا ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ با شعار «حمایت از ساخت داخل» برگزار خواهد شد، نه تنها بهعنوان یک ویترین فناوری و دستاوردهای داخلی شناخته میشود، بلکه آزمونی است برای سنجش ظرفیت واقعی صنعت نفت و گاز در عبور از وابستگی به واردات و تحقق خوداتکایی در زنجیره تأمین.
با ثبتنام بیش از ۲۶۰ شرکت در مساحتی بالغ بر ۲۱ هزار مترمربع و مشارکت انجمنهای تخصصی، هلدینگهای بزرگ انرژی، پالایشگاهها و پتروشیمیهای سراسر کشور؛ از پارس جنوبی گرفته تا مارون، این نمایشگاه تبدیل به کانونی برای نمایش آخرین دستاوردهای فناورانه، قراردادهای همکاری و معرفی توانمندیهای مهندسی و ساخت داخل شده است. حضور پررنگ شرکتهای دانشبنیان و حمایت نهادهایی مانند صندوق نوآوری و شکوفایی و معاونت علمی ریاست جمهوری، نشاندهنده عزم جدی برای تبدیل ایدههای نو به محصولات و خدمات قابل عرضه در بازارهای داخلی و بینالمللی است.
در این میان سوالاتی طرح میشود که در شرایطی که تحریمهای خارجی و محدودیتهای مالی، صنعت نفت ایران را با چالشهای متعددی روبهرو کرده، حضور گسترده پتروشیمیها و شرکتهای مستقر در منطقه پارس جنوبی در این نمایشگاه چه پیامی برای بازار داخلی و بینالمللی دارد؟ آیا این دستاوردها صرفا در حد نمایش باقی میمانند یا میتوانند به کاتالیزوری برای توسعه پایدار صنعت انرژی کشور تبدیل شوند؟
برای واکاوی این موضوع، گفتوگویی با رضا حاتمی، کارشناس حوزه انرژی و تحلیلگر صنعت نفت و گاز صورتدادهایم. حاتمی که سالها در زمینه سیاستگذاری انرژی و توسعه فناوریهای نوین در صنایع بالادستی و پاییندستی فعالیت داشته، در این مصاحبه به بررسی ابعاد مختلف حضور پتروشیمیهای پارس جنوبی در نمایشگاه کیش و نقش آنها در معرفی دستاوردهای سالهای اخیر میپردازد.
از نگاه شما حضور پتروشیمیهای پارس جنوبی در این نمایشگاه را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا این حضور صرفاً نمایشی است یا نشانهای از تحول در زنجیره تامین داخلی؟
بیشک حضور پتروشیمیها و شرکتهای مستقر در پارس جنوبی در این نمایشگاه را باید نمایهای از بلوغ فناورانه و مدیریتی این قطب حساس و استراتژیک دانست؛ جایی که صنعت پتروشیمی دیگر صرفا در نقش تامینکننده خوراک یا تولیدکننده محصولات پایه ظاهر نمیشود، بلکه به ارائهدهنده راهحلهای مهندسی، فرایندی و کاتالیستی ارتقا یافته است.
در این میان، پتروشیمی آریاساسول و پتروشیمی جم بهعنوان دو بازیگر کلیدی پارس جنوبی، نقش تعیینکنندهای در عبور از تولید سنتی به سمت توسعه گریدهای جدید و محصولات با ارزش افزوده بالاتر ایفا کردهاند. تولید گریدهای نوین پلیاتیلن و پلیپروپیلن متناسب با نیاز صنایع پاییندستی، همراه با مشارکت فعال در بومیسازی و بهینهسازی کاتالیستهای مصرفی، این شرکتها را به نماد پیوند موفق میان بهرهبرداری صنعتی و دانش فنی داخلی تبدیل کرده است.
این دستاوردها، حاصل همافزایی میان واحدهای تولیدی پارس جنوبی، شرکتهای دانشبنیان و مراکز پژوهشی کشور است؛ همکاری که نهتنها وابستگی به واردات کاتالیستها و فناوریهای حساس را کاهش داده، بلکه مسیر توسعه پایدار زنجیره ارزش را هموار کرده است. از این نظر، حضور فعال پتروشیمیهای پارس جنوبی در نمایشگاه کیش، بیانگر این است که خوداتکایی فناورانه در قلب صنعت پتروشیمی ایران، از مرحله شعار عبور کرده و به یک واقعیت عملیاتی تبدیل شده است.
یکی از محورهای نمایشگاه، «حمایت از ساخت داخل» معرفی شده؛ از نگاه شما این شعار در پارس جنوبی تا چه حد از سطح تامین تجهیزات عبور کرده و وارد حوزه فناوریهای مهم مانند کاتالیست و دانش فرایندی شده است؟
اگر حمایت از ساخت داخل را صرفا به ساخت قطعه و تجهیز تقلیل دهیم، به بیراهه رفتهایم. تجربه پارس جنوبی نشان میدهد که حرکت واقعی زمانی آغاز شد که تمرکز از تامین به سمت مالکیت دانش فنی تغییر کرد. در شرکتهایی مانند آریاساسول و پتروشیمی جم، بومیسازی کاتالیستها تنها جایگزینی یک کالای وارداتی نیست؛ بلکه به معنای کنترل رفتار فرایندی، بهبود راندمان، افزایش عمر کاتالیست و حتی طراحی گریدهای جدید است. این سطح از بومیسازی، نشانه عبور از مونتاژ صنعتی و ورود به قلمرو فناوریهای راهبردی است.
توسعه گریدهای جدید در پتروشیمیهایی مانند جم و آریاساسول چه تأثیری بر صنایع پاییندستی و کاهش خامفروشی در پارس جنوبی داشته است؟
توسعه گریدهای جدید، نقطه اتصال پارس جنوبی به اقتصاد واقعی کشور است. زمانی که پتروشیمی جم یا آریاساسول گریدی متناسب با نیاز صنایع بستهبندی، خودروسازی، لوله و اتصالات یا صنایع پزشکی تولید میکند، عملاً زنجیره ارزش در داخل کشور تکمیل میشود. این رویکرد، هم واردات مواد اولیه خاص را کاهش میدهد و هم صنایع پاییندستی را از وابستگی به بازارهای خارجی نجات میدهد. از این منظر، گریدسازی را باید یکی از مهمترین ابزارهای مقابله عملی با خامفروشی دانست، نه یک اقدام صرفا فنی.
با وجود این پیشرفتها، مهمترین گلوگاه توسعه فناوری در پارس جنوبی را چه میدانید؟ آیا مشکل بیشتر فنی است یا مدیریتی و سیاستگذاری؟
گلوگاه اصلی امروز پارس جنوبی نه کمبود دانش فنی، بلکه مقیاسپذیری و تجاریسازی فناوری است. بسیاری از فناوریها و کاتالیستهای بومیشده، در مقیاس صنعتی موفق بودهاند، اما برای حضور پایدار در بازارهای منطقهای و جهانی نیازمند چارچوبهای قراردادی شفاف، حمایت مالی هدفمند و دیپلماسی صنعتی فعال هستند. اگر سیاستگذاری بهدرستی انجام نشود، این دستاوردها در بهترین حالت در داخل کشور باقی میمانند و به مزیت رقابتی صادراتی تبدیل نمیشوند.
نمایشگاه کیش چه نقشی میتواند در عبور از این گلوگاه ایفا کند؟ آیا این رویداد صرفاً محلی برای عرضه دستاوردهاست یا میتواند به سکوی تصمیمسازی صنعتی تبدیل شود؟
اگر نمایشگاه کیش به سطح غرفهآرایی و معرفی محصول محدود شود، فرصت بزرگی از دست خواهد رفت؛ اما در صورت طراحی درست، این نمایشگاه میتواند به محل اتصال اپراتورها، شرکتهای دانشبنیان، سرمایهگذاران و نهادهای تصمیمساز تبدیل شود. برای پارس جنوبی، چنین رویدادی فرصتی است تا پروژههای مشترک توسعه کاتالیست، گریدهای خاص و فناوریهای کاهش مصرف انرژی، از مرحله گفتوگو وارد فاز قرارداد و اجرا شود. تفاوت نمایشگاه موثر با ویترین موقت، دقیقا در همین نقطه رقم میخورد.
در صورتی که نمایشگاه کیش از سطح معرفی دستاوردها عبور کند، چگونه میتواند به بستری واقعی برای انعقاد قرارداد، حمایت مؤثر از ساخت داخل و تقویت زنجیره تامین داخلی بهویژه در پارس جنوبی تبدیل شود؟
تبدیل نمایشگاه کیش به بستر واقعی قراردادمحور، قبل از هر چیز نیازمند تغییر کارکرد نمایشگاه از رویداد تبلیغاتی به ابزار تصمیمسازی صنعتی است. نخستین گام، حضور فعال اپراتورها با فهرست نیازهای فناورانه و پروژههای اولویتدار تعریفشده است؛ به این معنا که شرکتهای پتروشیمی پارس جنوبی حوزه کاتالیست، گریدهای خاص، بهینهسازی مصرف انرژی و تجهیزات حساس در نمایشگاه حاضر شوند، نه صرفاً با ویترین دستاوردها.
گام دوم، طراحی چارچوبهای حقوقی و مالی از پیش آماده برای انعقاد تفاهمنامهها و قراردادهای عملیاتی است. تجربه نشان داده است که وقتی مدلهای قراردادی، نظام تضمین خرید و سازوکار تأمین مالی از قبل مشخص باشد، تصمیمگیری در نمایشگاه شتاب میگیرد و گفتوگوها به خروجی اجرایی منتهی میشود.
در نهایت، نقشآفرینی نهادهای پشتیبان، از بانکها و صندوقهای سرمایهگذاری گرفته تا شرکت ملی صنایع پتروشیمی، میتواند نمایشگاه را به محل همزمان تصمیمگیری، تامین مالی و آغاز همکاریهای میانمدت و بلندمدت تبدیل کند. در چنین شرایطی، حمایت از ساخت داخل از سطح شعار فراتر رفته و به تعهد عملی در زنجیره تأمین بدل میشود؛ مسیری که پارس جنوبی امروز بیش از هر زمان دیگری آمادگی طی کردن آن را دارد.
آیا میتوان گفت پارس جنوبی در حال تبدیل شدن به یک «هاب فناوری پتروشیمی» است؟ و این مسیر چه الزاماتی دارد؟
بله، اما مشروط. پارس جنوبی امروز از نظر مقیاس تولید، تنوع محصول و تجربه عملیاتی، ظرفیت تبدیل شدن به هاب فناوری پتروشیمی منطقه را دارد. شرط تحقق این هدف، سرمایهگذاری مستمر در تحقیق و توسعه، تربیت نیروی انسانی متخصص، و ایجاد پیوند پایدار میان صنعت و دانشگاه است. اگر این سه مؤلفه همزمان پیش بروند، پارس جنوبی میتواند از یک قطب تولیدی، به مرجع فناوری و مهندسی در منطقه خاورمیانه تبدیل شود؛ مسیری که کاملاً با منطق اقتصاد مقاومتی همراستاست.
با وجود دستاوردهای فناورانهای که در پارس جنوبی شاهد آن هستیم، به نظر شما چه اقدامات کلیدی و ساختاری در سطح مدیریت راهبردی این منطقه باید رخ دهد تا از قطب تولیدی بزرگ به هاب فناوری و انرژی ارتقا یابد؟
ارتقای پارس جنوبی از یک قطب تولیدی به هاب فناوری، مستلزم تحول در سه لایه راهبردی، لایه زیرساختی و لایه فرهنگی است. در لایه راهبردی، نخستین گام تعریف نقشه راه فناورانهای با افق ۱۰–۱۵ ساله است که در آن پروژههای کلان فناوری (از توسعه کاتالیستهای نسل جدید تا فناوریهای کربنزدایی و چرخه اقتصاد دورانی) بهطور شفاف اولویتبندی شده باشد. این نقشهراه باید توسط هیاتی متشکل از مدیران صنعتی، پژوهشگران برتر و نمایندگان شرکتهای دانشبنیان تدوین شود تا تضمین کند که نوآوری در خدمت نیازهای واقعی صنعت و بازار است.
در لایه زیرساختی، پارس جنوبی نیازمند ایجاد شبکهای یکپارچه از آزمایشگاههای پیشرفته، مراکز شبیهسازی فرایند و پایلوتهای نیمهصنعتی است. این زیرساختها باید بهگونهای طراحی شوند که شرکتهای کوچک و متوسط فناور و استارتآپها نیز بتوانند از آنها برای آزمودن ایدههای خود استفاده کنند؛ چیزی که امروزه در اکوسیستمهای فناورانه موفق جهان بهعنوان «زیرساخت باز نوآوری» شناخته میشود.
در لایه فرهنگی، چالش اصلی تبدیل فرهنگ وظیفهمحور به فرهنگ مسئلهمحور است. در پارس جنوبی باید سازوکارهایی طراحی شود که مدیران و مهندسان نه فقط برای انجام وظایف روزمره، بلکه برای شناسایی و حل مسائل پیچیده فناورانه تشویق شوند. ایجاد «صندوق چالشهای فناورانه» که بودجه پروژههای ریسکپذیر ولی با پتانسیل بالا را تامین میکند یا تعریف نظام ارزیابی و پاداش مبتنی بر دستاوردهای نوآورانه، میتواند این تحول فرهنگی را تسریع کند. اگر این سه لایه بهطور همزمان پیش بروند، پارس جنوبی میتواند ظرف یک دهه نه فقط بزرگترین تولیدکننده، بلکه مهمترین مرجع فناوری پتروشیمی در خاورمیانه شود. موفقیت در این مسیر بیش از هر چیز به عزم مدیریتی بلندمدت و همکاری فراسازمانی بستگی دارد.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.