شوک تنگه هرمز به زنجیره اوره و آمونیاک خلیجفارس
بامدادجنوب_حجت عبدالهیپور
اوره و آمونیاک بهعنوان دو ماده پایه در تولید کودهای نیتروژنی، نقشی تعیینکننده در پایداری تولیدات کشاورزی جهان دارند؛ موادی که بخش مهمی از نیاز بازار جهانی آنها از طریق صنایع پتروشیمی مستقر در منطقه خلیجفارس تامین میشود. کشورهای این منطقه به دلیل دسترسی گسترده به منابع گاز طبیعی، طی دهههای گذشته به یکی از قطبهای اصلی تولید و صادرات این محصولات تبدیل شدهاند و سهم قابلتوجهی در تامین نهادههای کشاورزی برای بسیاری از کشورهای واردکننده بر عهده دارند. از این رو هرگونه اختلال در مسیرهای حملونقل دریایی این منطقه، میتواند مستقیما بر عرضه جهانی کودهای شیمیایی و در نهایت بر امنیت غذایی اثر بگذارد.
در این میان، تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین گلوگاههای حملونقل انرژی و محصولات پتروشیمی در جهان، نقشی کلیدی در انتقال اوره و آمونیاک تولیدشده در کشورهای حاشیه خلیجفارس به بازارهای بینالمللی ایفا میکند. بخش عمدهای از صادرات این محصولات از بنادر منطقه از طریق این آبراهه راهبردی به مقصد بازارهای مصرف در جنوب و شرق آسیا، آفریقا و حتی اروپا ارسال میشود. بنابراین هرگونه محدودیت در تردد کشتیها در این مسیر، نهتنها تجارت انرژی بلکه جریان صادرات نهادههای کشاورزی را نیز با اختلال مواجه میکند.
در هفتههای اخیر، افزایش تنشها و اختلال در تردد کشتیها در تنگه هرمز موجب کند شدن روند حملونقل دریایی و افزایش هزینههای لجستیکی شده است؛ وضعیتی که بهطور مستقیم بر صادرات محصولات پتروشیمی از جمله اوره و آمونیاک تاثیر گذاشته است. این اختلال در شرایطی رخ میدهد که بازار جهانی کودهای شیمیایی پیشتر نیز تحت تاثیر افزایش بهای انرژی و هزینههای تولید قرار داشت. از آنجا که تولید آمونیاک و اوره به گاز طبیعی وابستگی بالایی دارد، افزایش قیمت انرژی بهسرعت به هزینه تولید این محصولات منتقل شده و فشار مضاعفی بر زنجیره تامین نهادههای کشاورزی وارد کرده است.
کاهش سرعت صادرات و افزایش هزینههای حملونقل در کنار رشد بهای انرژی، به افزایش قیمت کودهای نیتروژنی در بازار جهانی انجامیده است. این روند بهویژه برای کشورهای واردکننده که بخش قابلتوجهی از نیاز خود را از تولیدکنندگان خلیجفارس تامین میکنند، چالشبرانگیز شده است. در چنین شرایطی بسیاری از کشاورزان با افزایش هزینه تامین نهادهها مواجه شده و ناچار به کاهش مصرف کود در مزارع شدهاند که این تصمیم میتواند به کاهش عملکرد محصولات و افت تولید در فصلهای زراعی آینده منجر شود.
کارشناسان مدتهاست هشدار میدهند اگر جریان صادرات اوره و آمونیاک از خلیجفارس دچار وقفه شود، پیامد آن تنها در بازار پتروشیمی دیده نخواهد شد؛ این اختلال میتواند مستقیما به زمینهای کشاورزی جهان برسد و خود را در قالب کاهش تولید محصولات غذایی و افزایش قیمتها نشان دهد. در چنین وضعیتی، بیش از همه کشورهایی آسیب میبینند که برای تامین کود شیمیایی و حتی بخشی از غذای مورد نیاز خود به واردات وابستهاند. چنانچه در هفتههای اخیر با ایجاد محدودیت در تردد تنگه هرمز از سوی ایران در پی تجاوز دشمن آمریکایی اسرائیلی، صادرات اوره و آمونیاک به کشورهای واردکننده در نقاط مختلف جهان مختل شده و امنیت غذایی جهانی نشانه رفته است.
در این میان، صنایع پتروشیمی ایران یکی از بازیگران مهم این معادله است؛ صنعتی که سالهاست بخشی از اوره و آمونیاک مورد نیاز بازارهای جهانی را تامین میکند؛ اما بهار ۱۴۰۵ برای این صنعت، بهاری معمولی نبود. جنگ ۴۰ روزه رمضان و حملات صورتگرفته به برخی زیرساختهای حیاتی انرژی در جنوب کشور، زنجیره تولید این صنعت را نیز بینصیب نگذاشت.
ماجرا از روزهای پایانی سال ۱۴۰۴ آغاز شد. از نهم اسفند، با شروع درگیریهای نظامی، فضای فعالیت صنایع انرژیبر کشور بهطور محسوسی تغییر کرد. ریسکهای عملیاتی بالا رفت و سایه نااطمینانی بر تأسیسات بزرگ انرژی و پتروشیمی افتاد. مجتمعهایی که عادت داشتند با ریتم ثابت تولید کار کنند، ناگهان خود را در میانه شرایطی یافتند که هر لحظه ممکن بود جریان خوراک یا خدمات پشتیبانشان دچار اختلال شود.
اوج این فشارها در ۲۷ اسفند رخ داد؛ زمانی که برخی فازهای پارس جنوبی هدف حمله قرار گرفتند. پارس جنوبی قلب تپنده تامین گاز برای بسیاری از صنایع کشور است و هر اختلالی در آن، بلافاصله در زنجیرههای صنعتی پاییندست انعکاس پیدا میکند. با آسیب دیدن بخشی از این تأسیسات، جریان تأمین خوراک برای مجتمعهای پتروشیمی مستقر در عسلویه محدود شد؛ همان خوراکی که بدون آن، تولید آمونیاک و اوره عملاً ممکن نیست.
ماجرا اما به همینجا ختم نشد. در فروردینماه نیز حملات به شرکتهای یوتیلیتی فجر و مبین شرایط را پیچیدهتر کرد. این شرکتها در واقع زیرساخت حیاتی مجتمعهای پتروشیمی به شمار میروند؛ تأمینکننده برق صنعتی، بخار، آب خنککن و خدماتی که بدون آنها حتی سالمترین واحد تولیدی هم قادر به ادامه کار نیست. با آسیب دیدن این زیرساختها، برخی مجتمعها ناچار شدند بهطور موقت از مدار خارج شوند و برخی دیگر نیز با ظرفیت پایینتر به کار ادامه دهند.
نتیجه این زنجیره اختلالها خیلی زود در آمار تولید نمایان شد. صنعت اوره و آمونیاک که در فروردین سال ۱۴۰۴ بیش از یک میلیون تن تولید ثبت کرده بود، در فروردین ۱۴۰۵ تنها به ۳۷۶ هزار تن رسید؛ یعنی افتی معادل ۶۳.۴ درصد. عددی که بهخوبی نشان میدهد شوک واردشده به این صنعت تا چه اندازه سنگین بوده است.
در میان شرکتها، پتروشیمی لردگان بیشترین کاهش تولید را تجربه کرد. تولید این مجتمع با افتی ۸۳ درصدی به حدود ۱۹ هزار تن رسید؛ افتی که بیش از هر چیز به وابستگی بالای آن به خوراک گاز و تأثیرپذیری مستقیم از اختلالات پارس جنوبی مربوط میشود. پتروشیمی پردیس نیز با کاهش ۸۰ درصدی تولید، یکی دیگر از قربانیان اصلی این شرایط بود؛ شرکتی که معمولا در میان بزرگترین تولیدکنندگان اوره کشور قرار دارد اما در این ماه تولیدش به کمتر از ۱۰۰ هزار تن رسید.
پتروشیمی شیراز با افت ۵۱ درصدی و پتروشیمی کرمانشاه با کاهش ۳۲ درصدی نیز تحت تأثیر این شرایط قرار گرفتند. در میان شرکتها، پتروشیمی خراسان کمترین افت را تجربه کرد و با کاهش ۲۰ درصدی، تا حدی توانست از شدت این بحران فاصله بگیرد؛ موضوعی که احتمالاً به تفاوت در مسیرهای تأمین خوراک و موقعیت جغرافیایی آن مرتبط است.
با این حال، روایت صنعت اوره و آمونیاک در فروردینماه فقط روایت افت تولید نیست. در سوی دیگر ماجرا، بازار مسیر متفاوتی را طی کرده است. محدودیت عرضه و افزایش نرخهای فروش باعث شد مجموع درآمد این صنعت با وجود کاهش تولید، رشد قابل توجهی را تجربه کند.
آمارها نشان میدهد مجموع درآمد شرکتهای این صنعت در فروردین ۱۴۰۵ با رشد ۷۲.۹ درصدی به بیش از ۱۱ هزار میلیارد تومان رسیده است. در میان شرکتها، پتروشیمی شیراز با رشد ۱۴۵ درصدی درآمد بهترین عملکرد را ثبت کرده و توانسته از شرایط بازار بیشترین بهره را ببرد. پس از آن، پتروشیمی کرمانشاه با رشد ۱۳۴ درصدی قرار دارد. پتروشیمی لردگان با افزایش ۸۸ درصدی و پتروشیمی پردیس با رشد ۵۲ درصدی نیز توانستهاند بخشی از کاهش تولید را از مسیر افزایش قیمتها جبران کنند. پتروشیمی خراسان نیز با رشد ۵ درصدی، عملکردی باثباتتر را به نمایش گذاشته است.
به این ترتیب، صنعت اوره و آمونیاک در نخستین ماه سال ۱۴۰۵ تصویری دوگانه از خود به جا گذاشت؛ از یک سو کاهش شدید تولید که ریشه در تحولات جنگی و آسیب به زیرساختهای انرژی داشت، و از سوی دیگر افزایش درآمد که نشان میدهد بازار این محصولات همچنان فعال و تشنه عرضه است.
در پایان باید اشاره شود که پارس جنوبی، خطوط انتقال گاز و شرکتهای یوتیلیتی، همگی حلقههایی از زنجیرهای هستند که اگر یکی از آنها آسیب ببیند، کل صنعت تحت فشار قرار میگیرد. در عین حال، همین تجربه نشان داد که بازار جهانی اوره و آمونیاک آنقدر پویا و پرتقاضاست که حتی در شرایط افت تولید نیز میتواند بخشی از فشار واردشده بر شرکتها را جبران کند.
شاید به همین دلیل است که صنعت اوره ایران، با وجود همه این تکانهها، هنوز یکی از بازیگران مهم بازار منطقه باقی مانده است؛ صنعتی که سرنوشت آن نهتنها به لولههای گاز و برجهای آمونیاک، بلکه به آرامش آبهای خلیج فارس و ثبات زیرساختهای انرژی در جنوب کشور گره خورده است.
در نهایت، آنچه از دل این ماه پرالتهاب بیرون آمد، تصویری گویا از شکنندگی زنجیره تولید اوره و آمونیاک در برابر هر تکانه امنیتی و انرژی است. آنچه بر پارس جنوبی، زیرساختهای یوتیلیتی و مسیرهای صادراتی گذشت، تنها چند خط در گزارشهای رسمی نبود؛ لرزشی بود که تا اعماق واحدهای تولیدی رفت و وزن خود را بر ترازوی عملکرد شرکتها گذاشت. پتروشیمی پردیس، بهعنوان بزرگترین بازیگر این صنعت، اگرچه زیر فشار کاهش خوراک، افت شدید تولید را تجربه کرد، اما مانند دیگر شرکتها نشان داد که بازار جهانیِ تشنه این محصولات، هنوز ظرفیتی دارد که بتواند بخشی از صدمات واردشده را پوشش دهد.
با این حال، این ماه یک هشدار روشن نیز در خود داشت؛ تکیه طولانیمدت صنعت اوره ایران بر ثبات انرژی و امنیت منطقهای، دیگر یک فرض همیشگی نیست. آنچه امروز در خلیج فارس و جنوب کشور رخ داد، نشان داد که مسیر آینده این صنعت تنها با سرمایهگذاری در تابآوری، تنوعسازی مسیرهای صادراتی، تقویت زیرساختها و مدیریت ریسک قابل تضمین است. اگرچه بازیگران بزرگ همچون پردیس هنوز بر صحنه بازار منطقهای ایستادهاند، اما استمرار این جایگاه زمانی ممکن خواهد بود که صداهای هشداردهنده این ماه، جدی گرفته شوند و به زبان تصمیم تبدیل گردند.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.