ورزش 17 بازدید
پایان کار بهترین سرمربی سال آسیا؛

آیا جعفری از هدایت تیم ملی فوتبال زنان کنار می‌رود؟

بامدادجنوب_ندا قاسمیان پور

تیم ملی فوتبال زنان ایران در یک سال گذشته مسیر پرفرازونشیبی را پشت سر گذاشت. این تیم در سال ۱۴۰۴ باوجود تغییرات ساختاری و رویکردهای جدید، سالی دشوار اما امیدوارکننده را سپری کرد. نقطه عطف این سال، تغییر در کادر فنی و ورود مرضیه جعفری به‌عنوان سرمربی جدید بود. این انتصاب باهدف ارتقاء سطح کیفی و آماده‌سازی تیم ملی زنان ایران برای عرصه‌های بین‌المللی صورت گرفت.

دوران هدایت جعفری با دستاوردهای قابل‌توجهی همراه بود و شاگردان او در مسیر مسابقات مقدماتی جام ملت‌های آسیا با تلاش و پشتکار توانستند برای دومین بار در تاریخ، جواز حضور در این رقابت‌های قاره‌ای را کسب کنند.

تیم ملی فوتبال زنان ایران با در اختیار داشتن بازیکنان مستعد ازجمله فاطمه امینه برازجانی فوتبالیست جوان و باانگیزه برازجانی از ششم اسفندماه برای حضور در بیست‌ویکمین دوره جام ملت‌های فوتبال زنان آسیا ۲۰۲۶ راهی کشور استرالیا شد. شاگردان جعفری در شرایطی گام به این رقابت‌های مهم گذاشتند که روند آماده‌سازی آن‌ها با اماواگرهای بسیاری همراه بود. کمبود دیدارهای تدارکاتی موثر و محدودیت جدی در امکانات، چالش‌های قابل‌توجهی را برای کادر فنی ایجاد کرده بود.

بیست‌ویکمین دوره جام ملت‌های فوتبال زنان آسیا در حالی از اسفندماه ۱۴۰۴ با حضور ۱۲ تیم در ۳ گروه چهار تیمی به میزبانی استرالیا در شهرهای سیدنی، گلدکوست و پرث برگزار شد که تیم ملی فوتبال زنان ایران در گروه A، معروف به «گروه مرگ» با تیم‌های قدرتمند استرالیا، کره جنوبی و فیلیپین هم‌گروه بود.

حضور ملی پوشان در آوردگاه قاره‌ای گرچه با شکست‌های پیاپی در برابر قدرت‌هایی چون استرالیا، کره جنوبی و فیلیپین همراه بود، اما درنهایت به دستاوردی بزرگ ختم شد. نتیجه‌ی این تلاش‌ها تکرار افتخارآمیز سهمیه حضور دربازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا بود. این دستاورد بزرگ نه‌تنها نشان از بلوغ فنی و روحی تیم داشت بلکه جایگاه مستحکم فوتبال زنان ایران را در صف اول آسیا بار دیگر به اثبات رساند.

البته باید به این نکته نیز اشاره کرد که تیم ملی بانوان ایران در شرایطی پا به مستطیل سبز استرالیا گذاشت که نه‌تنها با حریفان قدرتمند، بلکه با فضای مسموم و چالش‌های تعمدی میزبان و هجمه‌های روانی رسانه‌های معاند نیز دست‌وپنجه نرم کرد. اما دختران ملی‌پوش ایران با تکیه‌بر اراده خود توانستند در برابر این فشارها نمایشی آبرومندانه بر جا بگذارند و با سربلندی از میدان رقابت خارج شوند.

اکنون‌که شاگردان جعفری به حضور در بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا امیدوار بودند، تصمیم اخیر فدراسیون فوتبال درباره این تیم نگرانی‌هایی را ایجاد کرد. تیم ملی فوتبال زنان ایران با اعلام فدراسیون از حضور در بازی‌های آسیایی ناگویا کنار گذاشته شد. این تصمیم فقط به حذف از یک تورنمنت محدود نمی‌شود بلکه می‌تواند زنجیره‌ای از پیامدها را برای آینده تیم به همراه داشته باشد.

با توجه به حذف زودهنگام از چرخه انتخابی المپیک و همچنین انصراف از بازی‌های آسیایی، تقویم مسابقاتی تیم ملی به‌طورجدی خلوت می‌شود و فرصت‌های مهم برای رقابت، رشد و ارزیابی عملکرد از تیم گرفته خواهد شد.

فریده شجاعی نایب‌رئیس بانوان فدراسیون فوتبال نیز طی روزهای گذشته در گفت‌وگو با مهر با اشاره به نتایج تیم ملی در جام ملت‌های آسیا اعلام کرده بود که به دلیل فاصله با مدعیان و عدم کسب مدال، اعزام این تیم به بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ در دستور کار قرار نگرفت.

به‌طورکلی مرضیه جعفری باوجود تمامی ناملایمات و کاستی‌ها، همچنان پرتلاش تیم را تا پایان قرارداد یک‌ساله‌اش همراهی کرد. آمار دوران حضور جعفری، تصویرگر تیمی در حال تکامل است. ثبت ۷ پیروزی در ۱۳ بازی رسمی و دوستانه نشان از ارتقاء انسجام تیمی دارد. همچنین او با تلاش‌های خود در عرصه ملی و باشگاهی توانست عنوان سرمربی سال فوتبال آسیا را از آن خود کند.

مرضیه جعفری در سخت‌ترین شرایط و با حداقل امکانات، حداکثر فشار را به‌تنهایی به دوش کشید و با عملکردش (صعود به جام ملت‌ها) نتیجه را رقم زد. حالا که قرارداد یک‌ساله‌اش با تیم ملی زنان به پایان رسیده، آینده همکاری‌اش هنوز مشخص نیست.

در حال حاضر و بر اساس خبرهای منتشرشده از خبرگزاری‌های رسمی، فدراسیون فوتبال از تمایل خود برای حفظ مرضیه جعفری بر نیمکت تیم ملی زنان خبر می‌دهد، اما واقعیت‌های میدانی و نشانه‌های غیررسمی حکایت از احتمال پایان این همکاری را دارند.

مهر در گزارشی آورده است: در یک ماه اخیر فدراسیون فوتبال بارها از تمایل خود برای آغاز مذاکرات و ادامه همکاری با مرضیه جعفری خبر داده است. بااین‌حال آنچه از فضای غیررسمی و برخی نشانه‌ها برمی‌آید این است که خود جعفری دیگر تمایل چندانی برای ادامه حضور روی نیمکت تیم ملی فوتبال زنان ایران ندارد. در چنین شرایطی خروج احتمالی او از کادر فنی را نمی‌توان صرفاً یک تصمیم شخصی یا یک شکست فنی ساده تلقی کرد، بلکه باید آن را پایان یک مسیر فرسایشی دانست که در آن‌یک مربی باوجود تمام محدودیت‌ها وظایف خود را تا حد امکان پیش برد اما از سوی ساختار مدیریتی پاسخ متناسب و باثباتی دریافت نکرد.

بر اساس وقایع یک سال اخیر می‌توان دلایل متعددی را مطرح کرد که نشان می‌دهد تصمیم جعفری برای فاصله گرفتن از تیم ملی اگر نهایی شود قابل‌درک و حتی تا حدی قابل دفاع است. از یک‌سو فشار ناشی از انتظاراتی که بدون پشتوانه کامل ایجاد شد و از سوی دیگر شکاف میان وعده‌های اعلام‌شده و آنچه در عمل اجرا شد شرایطی را شکل داد که در آن ادامه همکاری برای هر دو طرف با ابهام و فرسایش همراه بود.

وقتی مرضیه جعفری در اردیبهشت ۱۴۰۴ هدایت تیم ملی را بر عهده گرفت شرایط فنی و ساختاری تیم پایدار نبود و نگاه بیرونی نیز بدبینانه بود. او در شرایطی دشوار موفق شد تیم را به مرحله نهایی جام ملت‌های زنان آسیا برساند. دستاوردی که با توجه به محدودیت‌ها فراتر از یک نتیجه معمول بود. جعفری در سخت‌ترین شرایط مأموریت اصلی‌اش (صعود) را به انجام رساند و حالا که قراردادش تمام‌شده بدون تردید وظیفه‌ای بر عهده‌اش نیست که با ماندنش آن را جبران کند.

هسته اصلی مشکلات جعفری اجرایی نشدن وعده‌های فدراسیون بود. قرار بود برنامه‌ریزی بلندمدت، اردوهای منظم، انجام بازی‌های تدارکاتی مناسب، امکانات پایدار و تکمیل حرفه‌ای کادر فنی محقق شود اما در عمل فاصله عمیقی میان وعده‌ها و اجرا شکل گرفت. مربیگری در فضایی که قرار است بر اساس برنامه پیش برود اما در عمل روزبه‌روز نوسان دارد انرژی فنی و روانی هر مربی را تحلیل می‌برد. جعفری در این یک سال بیش از آنکه با یک «پروژه منسجم» روبه‌رو باشد با یک «بحران مداوم» دست‌وپنجه نرم کرد.

مهم‌ترین نیاز یک تیم ملی برای رقابت در سطح بین‌المللی سنجش واقعی در برابر حریفان قدرتمند است. برگزاری اردوها به‌خودی‌خود کافی نیست. کیفیت این اردوها و بازی‌های تدارکاتی است که مایه قوت تیم می‌شود. تیم ملی در این‌یک سال فرصت محک خوردن در برابر تیم‌های هم‌سطح یا قوی‌تر را نداشت. نبود بازی‌های دوستانه باکیفیت چرخه «آماده‌سازی، ارزیابی و اصلاح» را مختل کرد. مربی‌ای که ابزار سنجش و رشد (رقابت‌های جدی) را در اختیار ندارد درواقع در تاریکی کار می‌کند و ماندنش در چنین سیستم بی‌تغییری تنها به قیمت استهلاک تیم و خودش تمام می‌شود.

در یک سال اخیر دو بار خبر استعفای مرضیه جعفری در رسانه‌ها مطرح شد. موضوعی که نشان داد اختلاف میان او و فدراسیون صرفاً یک تنش مقطعی یا قابل مدیریت نبوده بلکه ریشه در یک مسئله عمیق‌تر و ساختاری دارد. درواقع این رفت‌وآمدهای تکرارشونده تا آستانه جدایی بیشتر شبیه نشانه‌های یک «بیماری مزمن» در رابطه میان کادر فنی و مدیریت است تا یک اختلاف ساده.

وقتی یک مربی تا مرز ترک تیم پیش می‌رود و این موضوع حتی به فضای رسانه‌ای هم درز می‌کند معنایش این است که سطح نارضایتی از وضعیت موجود و وعده‌های محقق نشده به‌جایی رسیده که ادامه همکاری در همان چارچوب قبلی دشوار یا حتی غیرعملی به نظر می‌رسد. تکرار این اتفاق در بازه زمانی کوتاه به‌خوبی از فرسایش تدریجی اعتماد میان دو طرف خبر می‌دهد. فرسایشی که درنهایت کیفیت همکاری را تحت تأثیر قرار می‌دهد حتی اگر همکاری به‌صورت رسمی ادامه پیدا کند.

جعفری باوجود تمام این بدقولی‌ها و کمبودها تیم را تا پایان قرارداد یک‌ساله‌اش همراهی کرد. او تیم را رها نکرد و مأموریتش را به پایان رساند. حالا که قراردادش تمام‌شده ماندن در یک ساختار ناپایدار که وعده‌هایش در عمل محقق نشده منطقی نیست. مدیریت ورزشی یک معادله دوطرفه است. مرضیه جعفری در سخت‌ترین شرایط با حداقل امکانات و حداکثر فشار باری را به دوش کشید و نتیجه (صعود به جام ملت‌ها) را گرفت.

در نقطه مقابل فدراسیون فوتبال نتوانست بازی‌های تدارکاتی باکیفیت و برنامه‌های منسجمی را که به کادر فنی وعده داده بود فراهم کند. علاوه بر این اخیراً و در شرایطی که تیم ملی فرصتی طلایی برای حضور در بازی‌های آسیایی ناگویا را داشت فدراسیون تلاشی برای اعزام تیم انجام نداد. در چنین معادله ‌ناموازی تصمیم جعفری برای رفتن نه یک انفعال بلکه یک واکنش کاملاً منطقی و حقی برای نجات جایگاه حرفه‌ای خودش از یک ساختار فرسایشی و عمل‌نکرده است.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.