شیخالمترجمین خلیجفارس؛ عنوانی برازنده حسن زنگنه
بامدادجنوب_الهام بهروزی
حسن زنگنه نامی بزرگ در تاریخ ترجمه جنوب بهویژه بوشهر است. اومترجمی فرهیخته بود که با کارهای گرانسنگ خود، پایههای خلیجفارسپژوهی و بوشهرشناسی را بر بنیان کتابها، سفرنامهها و مقالات خارجی استوار کرد و با تسلط کمنظیر بر زبان انگلیسی و وفاداری علمی به متن، آثار مهمی را به فارسی برگرداند که امروز از منابع اصلی شناخت تاریخ، جغرافیا و تحولات اجتماعی و سیاسی جنوب ایران محسوب میشوند.
در میان مهمترین آثار او میتوان به ترجمه کتابهای «هجوم انگلیس به جنوب ایران» نوشته جی. بی. کلی، «لشکرکشی انگلیس به ایران» نوشته گرنی داد، «میرمهنا و شهر دریاها» (گردآوری و ترجمه) و «دریای پارس و سواحل متصالح» نوشته دونالد هاولی اشاره کرد. افزون بر اینها، ترجمه بیش از ۲۰ اثر پژوهشی دیگر در حوزه تاریخ خلیجفارس، جنوب ایران، جنگ جهانی اول و انقلاب مشروطیت، بخشی از کارنامه پربار اوست. زنگنه همچنین آثاری در حوزه ادبیات ترجمه کرد که از جمله آنها میتوان به دو داستان کوتاه «یک تکه نان» اثر دکتر برنارد و «گردنبند بدلی» اثر گی دوموپاسان اشاره کرد. ترجمه مقالات متعدد تاریخی و سیاسی در مطبوعات محلی نیز از دیگر تلاشهای فرهنگی این پژوهشگر پرتلاش بود.
در این میان، عبدالکریم مشایخی رئیس بنیاد ایرانشناسی شعبه بوشهر که از دوستان نزدیک این مترجم فقید بوده، بر این باور است زنگنه خدمتی بزرگ به تاریخ خلیجفارس و بوشهر و پیریزی شالودههای مطالعات پژوهشی در این عرصه کرد که این خدمت در قالب احیای هویت تاریخی و تقویت خودآگاهی فرهنگی جنوب ایران معنا پیدا میکند.
با وجود این خدمات ارزشمند به حوزه خلیجفارسپژوهی و بوشهرشناسی، چند سالی است که در روز ملی خلیجفارس کمتر نامی از این مترجم جنوبی برده میشود و حتی در سالروز تولدش (پنجم خرداد) نیز یاد و بزرگداشتی درخور این مترجم فقید از سوی نهادهای فرهنگی برگزار نمیشود. این بیتوجهی را دستمایهای قرار دادیم تا با عبدالکریم مشایخی، رئیس بنیاد ایرانشناسی شعبه بوشهر، درباره جایگاه حسن زنگنه در ترجمه تاریخ و جغرافیای جنوب ایران به گفتوگو بنشینیم. با ما همراه باشید.
نخست بگویید اگر بخواهیم جایگاه زندهیاد حسن زنگنه را در حوزه خلیجفارسپژوهی و بوشهرشناسی بهدرستی تعریف کنیم، از نظر شما مهمترین وجه تاثیرگذاری او در این عرصه چه بوده است؟
حسن زنگنه را از سال ۱۳۷۲ شناختیم؛ زمانی که مرکز بوشهرشناسی به فکر برگزاری کنگره شهید رئیسعلی دلواری افتاد. این برنامه پس از سفر مقام معظم رهبری شهید به دلوار که در آن زمان رئیسجمهور وقت بودند، با پیگیری آقایان سید عبدالعزیز بلادی و سید قاسم یاحسینی شکل گرفت و سرانجام کنگره در سال ۱۳۷۳ برگزار شد. به پیشنهاد آقای یاحسینی و با توجه به تسلط آقای زنگنه بر زبان و فرهنگ انگلیسی، ترجمه برخی منابع تاریخی به ایشان سپرده شد. در همین چارچوب، دو کتاب «لشکرکشی به ایران» و «هجوم انگلیس به جنوب ایران» از آثار جیبی کلی و گرنی داد را ترجمه کردند که آن زمان در چاپخانه علوی بوشهر آماده چاپ شد.
زنگنه چون شغل آزاد داشت و درگیر بوروکراسی اداری نبود، بیشتر وقت خود را صرف ترجمه آثاری میکرد که عمدتا به آبراههای استراتژیک و ژئوپلیتیک خلیج فارس مربوط میشد. از جمله، کتابهایی درباره باستانشناسی خلیج فارس، تحولات قرنهای هجدهم تا بیستم در این منطقه و نیز سفرنامهنویسان خارجی درباره جنوب ایران را ترجمه کرد که همه این آثار از بسیار ارزشمند هستند. زنگنه اشراف کاملی بر مباحث خلیج فارس داشت.

حسن زنگنه تا چه اندازه توانست از مسیر ترجمه، به بازشناسی هویت تاریخی و فرهنگی بوشهر و خلیج فارس کمک کند؟
حسن زنگنه از مفاخر بوشهر است و آثار بسیار ارزشمندی در حوزه ترجمه از خود بر جای گذاشته است. بهنظر من، او با کارهای ابتکاری و ترجمههای دقیقش بهدرستی در جایگاه «شیخالمترجمین جغرافیای خلیج فارس» شناخته میشود؛ زیرا بسیاری از آثار مهمی که در شناخت خلیج فارس نقش داشتهاند، با همت او به فارسی برگردانده شدهاند.
زنگنه مجموعهای از سفرنامههای مربوط به خلیج فارس را ترجمه کرد. بیشتر این آثار در حوزه جغرافیای تاریخی خلیج فارس بودند و همین موضوع جایگاه او را در این عرصه برجستهتر کرد.
بهنظر من، حسن زنگنه فقط یک مترجم نبود؛ او یک محقق و نویسنده جدی هم بود. ترجمههای او دقیق، محققانه و ماندگارند و نامی پایدار از او در حوزه پژوهش درباره ایران، خلیج فارس و بوشهر بر جای گذاشتهاند. خوشبختانه آثار ارزشمندی از او باقی مانده که باید بهتدریج در اختیار همشهریان و علاقهمندان تاریخ بوشهر قرار گیرد.
ویژگی ممتاز ترجمههای زنگنه چه بود که او را از یک مترجم صرف، به چهرهای مرجع در حوزه خلیجفارسشناسی تبدیل کرد؟
یکی از نکاتی که درباره حسن زنگنه بارها از سوی اهل فن مطرح میشد، اشراف کمنظیر او بر زبان انگلیسی بود؛ اشرافی که حتی استادانی چون وطندوست نیز بر آن تاکید داشتند. وطندوست (استاد تاریخ دانشگاه شیراز که سالها در آمریکا و سپس در کویت به تدریس تاریخ به زبان انگلیسی پرداخته بود) در یکی از نشستها گفته بود زنگنه بهواسطه سالها همکاری با آمریکاییها و انگلیسیها در شرکتهای خارجی بوشهر و نیز نیروی دریایی، در ترجمه برخی اصطلاحات انگلیسی چنان دقیق و سریع عمل میکرد که بسیاری از دشواریهای ترجمه را برای او برطرف میساخت؛ آنهم در حالی که زنگنه تحصیلات آکادمیک عالی نداشت، اما تسلطش بر زبان انگلیسی چنان بود که از بسیاری از مدرکداران پیشی میگرفت.
ویژگی دیگر زنگنه، توجه ویژه به ترجمه آثار مرتبط با تاریخ و فرهنگ بوشهر بود. او مصر بود متونی را برگردان کند که بهطور مستقیم با هویت تاریخی این منطقه پیوند داشته باشند. در همین راستا، کتاب «چالش برای قدرت و ثروت در جنوب ایران» اثر استفان رای را با دقت و مهارت ترجمه کرد؛ اثری که بهدلیل تمرکزش بر تاریخ خاندان آلمذکور و حاکمیت آنان بر بوشهر از سال ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ میلادی، اهمیت ویژهای دارد. حتی اعتمادالسلطنه نیز در «مرآتالبلدان» رونق و آبادانی بوشهر را از زمان شیخ ناصر آلمذکور دانسته است.
به نظر شما اطلاق لقب «شیخالمترجمین خلیجفارسشناسی» به حسن زنگنه تا چه اندازه برازنده و دقیق است و این عنوان بر پایه چه ویژگیهای علمی و حرفهای به او نسبت داده میشود؟
همانطور که در پاسخهای قبلم اشاره کردم، با توجه به حجم و ماهیت آثاری که حسن زنگنه ترجمه کرد، این عنوان کاملا برازنده اوست. او بخش مهمی از عمر خود را صرف ترجمه منابعی کرد که مستقیما با خلیج فارس، جنوب ایران، بوشهر، مناسبات استعماری، سفرنامههای خارجی و تحولات تاریخی این منطقه پیوند داشت. کمتر مترجمی را میتوان یافت که با چنین تمرکز، استمرار و دقت، منابع مرتبط با خلیج فارس را به فارسی منتقل کرده باشد.
مرحوم باستانیپاریزی نیز در نامهای که برای او نوشته بود، بر همین جایگاه تاکید کرده بود. من نیز این تعبیر را دقیق میدانم، زیرا زنگنه نهتنها مترجم متون تاریخی بود، بلکه به جغرافیای تاریخی، نامهای مواضع، تحولات سیاسی منطقه و منابع مرجع اشراف داشت. از همین رو لقب «شیخالمترجمین خلیجفارسشناسی» بیش از آنکه یک تعارف باشد، توصیفی علمی از جایگاه واقعی اوست.
ترجمه آثار مورخان و نویسندگان خارجی درباره جنوب ایران و خلیج فارس، چه نقشی در پر کردن خلأ منابع تاریخی و پژوهشی ما ایفا کرد و سهم زنگنه در این میان چگونه ارزیابی میشود؟
ترجمه آثار مورخان، مأموران سیاسی، جهانگردان و نویسندگان خارجی درباره جنوب ایران و خلیج فارس، خلأ مهمی را در تاریخپژوهی ما پر کرد؛ زیرا بخش زیادی از اطلاعات مربوط به بوشهر، بنادر جنوب، حضور قدرتهای استعماری، تحولات سیاسی و اجتماعی منطقه، در منابعی ثبت شده بود که به زبانهای اروپایی نوشته شده بودند و برای بسیاری از پژوهشگران فارسیزبان دسترسپذیر نبودند.
سهم حسن زنگنه در این میان بسیار برجسته است. او آثاری را ترجمه کرد که هرکدام بخشی از تاریخ مغفولمانده جنوب ایران را روشن میکردند؛ از جمله کتابهای مربوط به حضور انگلیس در جنوب ایران، سفرنامههای اروپایی، اسناد مربوط به پرتغالیها و نیز آثاری درباره خاندانهای محلی و تحولات ساخت قدرت در بوشهر. ترجمههای او فقط انتقال زبان نبود، بلکه در عمل راهی برای بازگرداندن بخشی از حافظه تاریخی جنوب ایران به فضای پژوهشی کشور بود.
به نظر شما زندهیاد زنگنه در انتخاب آثاری که ترجمه میکرد، تا چه اندازه نگاه مسئلهمند و هدفمند نسبت به تاریخ و هویت خلیج فارس داشت؟
مرحوم حسن زنگنه در ترجمه، بیش از هر چیز سراغ آثاری میرفت که به تاریخ و فرهنگ بوشهر و جنوب ایران مربوط باشد. از جمله این آثار، کتاب «چالش برای قدرت و ثروت در جنوب ایران» است که هرچند مستقیماً به نقش مردم بوشهر نمیپردازد و بیشتر درباره حکومت آلمذکور است، اما زنگنه با ترجمه آن میخواست نشان دهد رونق بوشهر بر چه پایهای شکل گرفته است. او همچنین برای نخستینبار کتاب «سرجان ملکم و فتح هندوستان» را ترجمه کرد؛ اثری درباره نقش سرجان ملکم در فتح هند به دست انگلیسیها که در پیوند با تاریخ خلیج فارس نیز اهمیت داشت. از دیگر ترجمههای او میتوان به آثاری چون «سفرنامه نیل» و «دختران قهرمان» اشاره کرد؛ آثاری که همگی بهنوعی با جنوب ایران پیوند داشتند.
زنگنه در کنار این ترجمهها، همواره کوشید دامنه مطالعات خود را گسترش دهد همین روحیه جستوجوگر و علاقه به متنهای مرتبط با بوشهر، از او چهرهای ساخت که ترجمه را خدمتی فرهنگی و تاریخی میدانست.
نقش او در معرفی منابع کمتر شناختهشده درباره جنوب ایران، بوشهر و تحولات تاریخی خلیج فارس را چگونه میتوان برای افکار عمومی و جامعه دانشگاهی تبیین کرد؟
ببینید با ذکر یک نمونه اهمیت وی را در حوزه ترجمه جنوب بوشهر تاکید و تکرار میکنم. بوشهر در گذر تاریخ نامهای متعددی داشته است؛ در دوره ایلامی «لیان» خوانده میشد، در دوره هخامنشیان در منابعی همچون نوشتههای گریشمن با نام «آنتاکیه پارس» آمده و در دوره ساسانی نیز نامهایی چون «ریو اردشیر» و «بخت اردشیر» و… برای آن ذکر شده است. عربها نیز در منابع تاریخی خود از آن با نامهایی مانند «راشهر» و … یاد کردهاند. در دوره بعد از اسلامی «ابوشهر»، «بندر نادری»و… خوانده شده است.
نکته مهم این است که مرحوم حسن زنگنه در کتاب «اولین فرستادگان پرتغالی به دربار شاه اسماعیل» برای نخستینبار نام «راکسل» را مطرح کرد؛ نامی که پرتغالیها در دوره صفویه برای بوشهر به کار میبردند. بعدها نیز با استناد به همان ترجمه، این نام در یک مجموعه تجاری بهکار رفت و امروز آن مجتمع با عنوان «راکسل» شناخته میشود. این یکی از خدمات ارزشمند زندهیاد حسن زنگنه بود که باید قدر دانست. این نمونه نشان میدهد که زنگنه چگونه با ترجمه متون کمتر شناختهشده، هم به جامعه دانشگاهی و هم به افکار عمومی در بازشناسی هویت تاریخی بوشهر کمک کرد.
همکاری زندهیاد زنگنه با نهادهایی چون بنیاد ایرانشناسی و همچنین اهدای اسناد ارزشمند، چه تصویری از دغدغه فرهنگی و مسئولیت تاریخی او نسبت به بوشهر و خلیج فارس ارائه میدهد؟
زنگنه بخشی از اسناد تاریخی مربوط به حضور انگلیسیها، فرانسویها، آلمانیها و دیگر اروپاییها در بوشهر را که از سوی خانواده اسماعیل رائین در اختیارش قرار گرفته بود، به مرحوم سیدمحمدحسن نبوی، مدیر وقت مرکز بوشهرشناسی، سپرد. این اسناد بعدها در پایاننامهها و برخی آثار مستقل، از جمله «اسناد کارگزاری بوشهر»، مورد استفاده و انتشار قرار گرفت و بخشی از آنها نیز با همکاری بنیاد ایرانشناسی در دسترس پژوهشگران قرار گرفت. این رفتار نشان میدهد که او نگاه مالکانه به منابع نداشت، بلکه خود را در برابر تاریخ و فرهنگ بوشهر مسئول میدانست و میکوشید منابع را در اختیار جامعه علمی قرار دهد.
آیا ترجمههای حسن زنگنه هنوز هم برای پژوهشگران تاریخ جنوب و خلیج فارس، آثاری قابل ارجاع و راهگشا به شمار میآیند؟
به ضرس قاطع میگویم که آثار زنگنه منابع معتبری برای پژوهش در حوزه خلیج فارس و جنوب بوده و هستند. آثار او بارها در پایاننامهها و پژوهشهای دانشگاهی در تهران، تبریز، شیراز و دیگر شهرها مورد استفاده قرار گرفته است. یکی از مهمترین دلایل این استقبال، امانتداری او در ترجمه است. او هنگام ترجمه با ابهامها بیتفاوت برخورد نمیکرد و با من و صاحبنظرانی چون دکتر خیراندیش، محمدرضا وثوقی و… مشورت میکرد. ترجمههایش همراه با پینوشتهای دقیق و توضیحات روشنگرانه بود و همین ویژگیها سبب شده آثارش همچنان قابل استناد و معتبر باقی بمانند.
آیا میتوان گفت که زنگنه با وفاداری به متن اصلی و در عین حال نثر روان و سنجیده، نوعی الگوی حرفهای در ترجمه متون تاریخی و هویتی به جا گذاشت؟
بله، زیرا او در ترجمه اسناد تاریخی دقت و وسواس ویژهای داشت و هر ترجمه را با مقدمه و توضیحاتی همراه میکرد تا خواننده زمینه تاریخی متن را نیز درک کند. در نامهای جغرافیایی و اصطلاحات تاریخی بر امانتداری کامل تاکید داشت. از اینرو، ترجمههای او هم وفادار به متن اصلی بودند و هم از نثری روان و سنجیده برخوردار بودند و میتوانند الگویی حرفهای در ترجمه متون تاریخی به شمار آیند.
با وجود جایگاه علمی و فرهنگی حسن زنگنه، چرا در سالهای اخیر آنگونه که شایسته است نام، آثار و خدمات او برجسته نشده است؟
به نظر میرسد کمبود حمایت نهادی و نبود برنامهریزی منسجم برای نکوداشت مفاخر محلی از دلایل اصلی این مسئله باشد. در حالی که در گذشته با حمایت مسئولان، کنگرههای مهمی برگزار و آثار متعددی منتشر شد، درباره زنگنه هنوز آنگونه که شایسته است همایش یا نکوداشت درخور برگزار نشده و این دین فرهنگی همچنان بر گردن ما باقی است.
چه اقداماتی باید انجام شود تا نسل جوان بوشهر و جنوب کشور بیش از گذشته با شخصیتهایی مانند حسن زنگنه آشنا شوند؟
برای آشنایی نسل جوان با شخصیتهایی مانند حسن زنگنه، باید همایشهای تخصصی برگزار شود، آثار او بازچاپ و در دسترس دانشجویان قرار گیرد، در رسانهها و برنامههای فرهنگی به نقشی که در حوزه خلیجفارسپژوهی و بوشهرشناسی داشته، پرداخته شود و بخشی از خدمات او در برنامههای آموزشی و پژوهشی گنجانده شود. تنها از این مسیر است که میتوان نقش چنین چهرههایی را در پاسداری از هویت تاریخی خلیج فارس به نسلهای بعد منتقل کرد.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.