بوسهی باروت بر پیشانیِ آینه
تیر 25, 1405
در روزگاری که اخبار خشونت و قتل، به بخشی از واقعیت زندگی بسیاری از شهرهای جهان تبدیلشده، شنیدن این جمله عجیب به نظر میرسد: «شهری وجود دارد که ۴۴۱ سال است قتلی در آن رخ نداده است.» این ادعایی است که محمد درویش، پژوهشگر و کنشگر محیطزیست، در گفتار خود در پروژه «ایران؛ ۳۰ سال بعد» مطرح میکند و از فریدونشهر اصفهان بهعنوان نمونهای کمنظیر از همزیستی اجتماعی یاد میکند.
اگرچه چنین ادعایی نیازمند اتکا به اسناد رسمی تاریخی و قضایی است و در ادبیات پژوهشی جهان نیز بهعنوان یک رکورد ثبتشده شناخته نمیشود، اما واقعیتی انکارناپذیر پشت این روایت وجود دارد؛ فریدونشهر سالهاست بهعنوان یکی از امنترین شهرهای ایران شناخته میشود و میزان جرائم خشن در آن به شکل محسوسی پایینتر از بسیاری از مناطق کشور است.
این پرسش مهم مطرح میشود که چرا؟ پاسخ را باید در جغرافیا جستوجو کرد، اما نهفقط در کوهها و جنگلهای زاگرس. سرمایه اصلی فریدونشهر، طبیعت آن نیست؛ بلکه «سرمایه اجتماعی» مردم آن است. شهری که اقوام مختلف از جمله گرجیها، بختیاریها، ترکها و فارسها قرنها در کنار یکدیگر زندگی کردهاند و بهجای رقابت هویتی، فرهنگی مبتنی بر گفتوگو همراه با احترام متقابل ساختهاند.
محمد درویش در سخنان خود، امنیت را نتیجه توسعه صرف اقتصادی نمیداند؛ بلکه آن را محصول اعتماد، تعلق و ارتباط انسان با سرزمین معرفی میکند. از نگاه او، هر جا مردم احساس کنند خانه، طبیعت و آیندهشان ارزشمند است، خشونت نیز مجال کمتری برای ظهور پیدا میکند.
فریدونشهر نمونهای از همین پیوند است. مردمانی که بخش مهمی از زندگیشان با کشاورزی، دامداری و طبیعت گرهخورده، معمولاً روابط اجتماعی نزدیکتری دارند. در چنین جوامعی، همسایه صرفاً فردی نیست که در کنار شما زندگی میکند؛ او عضوی از شبکهای از اعتماد، شناخت و مسئولیت مشترک است. همین پیوندها بسیاری از اختلافات را پیش از آنکه به بحران تبدیل شوند، حل میکنند.
البته نباید از این تصویر، یک آرمانشهر بینقص ساخت. فریدونشهر نیز مانند هر نقطه دیگری با مشکلات اقتصادی، مهاجرت جوانان، بیکاری، کمبود امکانات و چالشهای زیستمحیطی روبهروست. امنیت اجتماعی نیز سرمایهای دائمی نیست و اگر توسعه ناپایدار، تخریب طبیعت یا گسستهای فرهنگی شدت بگیرد، این مزیت میتواند در آینده آسیب ببیند.
شاید مهمترین پیام روایت محمد درویش همین باشد؛ اینکه امنیت را نمیتوان صرفاً با افزایش دوربینهای نظارتی، ساخت زندان یا تشدید مجازات ایجاد کرد. امنیت، پیش از آنکه محصول قدرت باشد، نتیجه اعتماد است؛ اعتمادی که در خانواده، مدرسه، محله، طبیعت و مشارکت اجتماعی و احترام به پیشکسوتان خردمند شکل میگیرد.
امروز بسیاری از شهرهای بزرگ جهان، با وجود برخورداری از فناوریهای پیشرفته امنیتی، همچنان با خشونت دستوپنجه نرم میکنند. در مقابل، تجربه فریدونشهر نشان میدهد سرمایه اجتماعی، گفتوگو، همبستگی قومی و حس تعلق به سرزمین، گاه بسیار مؤثرتر از ابزارهای سخت امنیتی عمل میکنند.
شاید به همین دلیل است که فریدونشهر، فارغ از اینکه ادعای «۴۴۱ سال بدون قتل» از نظر تاریخی تا چه اندازه قابل اثبات باشد، همچنان نمادی ارزشمند برای اندیشیدن به آینده ایران است؛ آیندهای که در آن امنیت، نه از ترس قانون، بلکه از اعتماد میان انسانها و احترام به طبیعت زاده میشود. اگر قرار باشد ایرانِ سی سال بعد، سرزمینی آرامتر و انسانیتر باشد، شاید باید بیش از هر چیز از همین شهرهای کوچک و سرمایههای اجتماعی بزرگشان درس بگیریم.