بوشهرِ گرم و دوستداشتنی
اوف، اوف… هوا چقدر گرمه! انگار تش میباره. هوا دم کرده و حتی دریا هم این روزها آن خنکی همیشگی را ندارد؛ برای شنا هم خیلی نمیچسبد. با این حال، زندگی در بوشهر جریان دارد و دریا هنوز یکی از مهمترین بخشهای زندگی مردم است.
این روزها بیشتر قایقها و لنجها توی دریا هستند؛ رفتهاند میگو صید کنند و بیاورند ما هم دلمان خوش همه را توی فریزر میگذاریم؛ اما امسال میگو حسابی گران شده. ما مردم جنوب، همین بوشهر خودمان، وسط دریا و در یک شبهجزیره زندگی میکنیم، اما برای خرید آبزیان باید پول زیادی بدهیم. چرا؟ چون دلار گران شده، چون تورم است و قیمتها مدام بالا میرود. اینکه این گرانی و تورم تا کی ادامه داشته باشد، خدا میداند.
صبح که بروی اسکله، لنجها را میبینی که کنار اسکله تکیه دادهاند و صیادها از دریا برگشتهاند. میگوهای صیدشده را آوردهاند و مردم هم برای خرید میآیند. گرمای هوا اما امان نمیدهد، عرق از سر و روی همه چکه میکند، ولی باز کسی از این رفتوآمدها دل نمیکند. اسکله برای ما فقط محل خریدوفروش ماهی و میگو نیست؛ بخشی از زندگی بوشهریهاست و یکی از همان جاهایی است که حالوهوای بوشهر را برای مسافرها دیدنی و دوستداشتنی میکند.
پلاژها و ساحل هم همین حال را دارند. هرچقدر هوا گرم باشد، باز دریا بخشی از هویت این شهر است و گردشگرها را به سمت خودش میکشاند. شاید همین تضاد است که بوشهر را دوستداشتنی میکند، گرمایی که گاهی نفسگیر است و دریایی که نمیتوانی از آن دل بکنی.
راستی، این روزها در بازار محصولات بوشهر، رطب و خارک یا به قول بالاستونیها خرمای کال! میوهای که هم طعم و خاطره خودش را دارد و هم از برکات همین نخلستانهای جنوب است. یکی از دلایلی هم هست که گرمای مردادماه بوشهر میگویم (خرما پزون) هر سال که فصلش میرسد، با گرما و حرارتش بخشی از زندگی بوشهریها روی بساط بازارها جان میگیرد.