فرهنگ 23 بازدید
میراث ادبی بوشهر (سومین شماره)؛

«اهل غرق»، بوطیقای رئالیسم جادویی

بامدادجنوب_اکرم عباسی

جنوب در ادبیات داستانی ایران، اتمسفری زنده، پویا و انباشته از باورها، وهم‌ها و افسانه‌های کهن است که با کار و معیشت روزانه گره خورده است. در میان نویسندگانی که تلاش کرده‌اند این جغرافیا را به متن داستانی تبدیل کنند، منیرو روانی‌پور جایگاهی ویژه دارد. او که متولد دوم مرداد ۱۳۳۳ در کوی جفره بندر بوشهر است، پس از تحصیل در رشته روان‌شناسی دانشگاه شیراز و ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد علوم تربیتی دانشگاه ایندیانا آمریکا، از اوایل دهه ۶۰ به طور جدی وارد عرصه داستان‌نویسی شد. نخستین مجموعه‌داستان او به نام «کنیزو» در سال ۱۳۶۷، نوید حضور نویسنده‌ای را داد که جهان ذهنی‌اش به شدت تحت تأثیر بوم، سنت‌ها، آواها و ترانه‌های محلی زادگاهش بود.

یک سال پس از انتشار «کنیزو»، روانی‌پور مهم‌ترین و جنجالی‌ترین اثر خود یعنی رمان «اهل غرق» را در سال ۱۳۶۸ روانه بازار کتاب کرد. این رمان در نوبت اول با ۳۹۷ صفحه از سوی انتشارات «خانه آفتاب» چاپ و منتشر شد. پس از آن، به مدت پانزده سال این اثر بازچاپ نشد تا اینکه در سال ۱۳۸۳، «نشر قصه» به مدیریت بابک تختی (همسر نویسنده)، اقدام به انتشار دوباره آن کرد. نکته جالب توجه در چاپ دوم، کاهش صفحات رمان به ۳۰۷ صفحه بود. هرچند مقایسه و تطابق سطربه‌سطر دقیقی میان دو نسخه برای ردیابی حذفیات احتمالی صورت نگرفته، اما بررسی‌ها نشان می‌دهد بخش عمده این تغییر حجم، ناشی از تغییر فونت، حروف‌چینی مدرن و چیدمان جدید صفحات از سوی ناشر بوده است. با این حال، اهمیت ادبی و ساختاری اثر در هر دو نسخه همچنان محفوظ ماند و به عنوان یکی از آثار شاخص اقلیمی ایران تثبیت شد.

بازخوانی شکاف سنت و تجدد

بسیاری از پژوهشگران برجسته ادبیات داستانی ایران، از جمله رضا سیدحسینی، «اهل غرق» را از نمونه‌های موفق و پیشروی سبک رئالیسم جادویی در ایران می‌دانند. برای درک چرایی موفقیت یا شکست این سبک در رمان، باید به ریشه‌های پیدایش آن نگاه کرد. به تعبیر حسن میرعابدینی در کتاب «صد سال داستان‌نویسی ایران»، گرایش به رئالیسم جادویی در جوامع سنتی، ناشی از بحران دگرگونی ارزش‌هاست. به عبارتی دیگر، رئالیسم جادویی سبک بیان شکافی است که به دنبال برخورد ناگهانی و خشن تجدد به جوامع سنتی ایجاد می‌شود. در این جوامع، از یک سو ساختار فکری مردم هنوز درگیر باورهای اسطوره‌ای و افسانه‌ای است و از سوی دیگر، ابزارها و نهادهای مدرنیته به زور وارد زندگی روزمره آن‌ها می‌شوند.

روانی‌پور در «اهل غرق» این شکاف را با استادی در نیمه نخست رمان به تصویر می‌کشد. او جفره را به عنوان دهکده‌ای رویایی و نیمه‌افسانه‌ای معرفی می‌کند که مردمانش زیست کلاسی و روزمره خود را با موجودات ماورایی تقسیم کرده‌اند. در این ساختار زیستی، سه عنصر وهمی عمده حضور دارند که اثر را در زمره آثار رئالیسم جادویی قرار می‌دهند: 1. مه‌جمال: قهرمان اصلی داستان که هویتی نیمه‌انسانی و نیمه‌دریایی دارد. او فرزند یک پری دریایی است و با نی‌انبان خود، واسطه بین دو دنیای خاک و آب می‌شود. مه‌جمال مظهر هنر، اصالت و رازآلودگی بوم است.

  1. بوسلمه: غول زشت‌روی و دهشتناک دریاها که مظهر خشم، قهر و قدرت مهارناپذیر طبیعت است. اهالی جفره معتقدند بوسلمه هر لحظه ممکن است صیادی را به کام مرگ بکشاند و برای دفع شر او باید آداب خاصی رعایت شود. 3. پریان دریایی: موجوداتی با گیسوان آبی که زیبایی خیره‌کننده و فریبنده‌ای دارند. زنان جفره روی آتش نمک می‌پاشند تا این پریان دور شوند و شوهرانشان را اسیر گیسوان خود نکنند.

نویسنده در تلفیق واقعیت روزمره صیادان (مانند گرما، فقر، صید ماهی) با این عناصر تخیلی در بیشتر موارد به خوبی از عهده برآمده است. با این حال، منتقدان اشاره کرده‌اند که در برخی بخش‌های میانی و پایانی داستان، به دلیل گزارش‌گونه شدن حوادث و غلبه لحن تفسیری نویسنده، از اعتبار و لحن جادویی اثر کاسته می‌شود و داستان به سمت نوعی واقع‌گرایی نمادین اجتماعی سوق پیدا می‌کند.

خوانش بوم‌گرایانه؛ طبیعت به مثابه کاراکتر فعال

در چارچوب نقد بوم‌گرا (Ecocriticism)، رابطه میان انسان و محیط‌زیست در یک اثر ادبی مورد سنجش قرار می‌گیرد. در این خوانش، طبیعت هرگز به عنوان یک دکور ساده یا پس‌زمینه بی‌جان برای حرکت قهرمانان نگریسته نمی‌شود؛ بلکه خود به عنوان یک شخصیت فعال، تاثیرگذار و تاثیرپذیر عمل می‌کند. با بررسی رمان «اهل غرق» بر اساس این دیدگاه، مشخص می‌شود که تمام ابعاد زیستی، فرهنگی و روانی اهالی جفره به دریا بستگی دارد. دریا در این اثر دارای دو رویکرد و چهره متمایز است:

الف) رویکرد زیست‌محور سنتی (ترس و همزیستی اسطوره‌ای)

در نیمه اول رمان، دیدگاه مردم نسبت به طبیعت بر مبنای ترس و احترام اساطیری شکل گرفته است. دریا به‌خودی‌خود خشمگین یا آرام نمی‌شود؛ بلکه این ساکنان ماورایی دریا هستند که از رفتارهای جفره‌ای‌ها خشمگین می‌شوند. بنابراین، مردم جفره باید تلاش کنند تا بوسلمه و آبی‌ها را راضی نگه دارند تا روزی‌شان قطع نشود.

ماجرای قربانی کردن مه‌جمال برای آرام کردن بوسلمه، ریشه در اسطوره‌های کهن ایران باستان دارد. در اساطیر ایرانی، جدال همیشگی میان نیروهای خیر (آب، باران و باروری) و نیروهای شر (دیوان خشکسالی و تاریکی) وجود دارد. خون مه‌جمال در واقع فدیه‌ای است که به دریا تقدیم می‌شود تا خشم بوسلمه را تسکین دهد و جریان حیات و صید ماهی استمرار یابد. در این بخش از رمان، انسان خود را مغلوب و مطیع قدرت طبیعت می‌داند و سعی می‌کند با اجرای آیین‌ها، به تعادل و همزیستی با محیط پیرامون خود برسد.

ب) رویکرد تکنوکراتیک مدرن (استثمار و نابودی زیست‌بوم)

در نیمه دوم رمان، اتمسفر افسانه‌ای جفره با ورود نفت، انگلیسی‌ها، جاده‌سازی، سدسازی و مأموران دولتی درهم می‌شکند. در اینجا، «بوسلمه» که دشمن اسطوره‌ای و طبیعی اهالی بود، جای خود را به دشمنان واقعی و تمدنی می‌دهد که طبیعت جفره را نابود می‌کنند. با تأسیس لوله‌های نفت و استخراج آن، آلودگی به دریا راه می‌یابد، ماهی‌ها نابود می‌شوند و نخلستان‌ها رو به زوال می‌روند.

با نابودی طبیعت، تعادل زیستی از بین رفته و فقر، قحطی و آشفتگی بر زندگی مردم سایه می‌افکند. مردم ابتدا با عاملین این بدبختی به مبارزه برمی‌خیزند؛ اما کم‌کم متوجه می‌شوند که در برابر ابزارهای مدرن قدرت مقابله ندارند و به ناچار به کوچ اجباری روی می‌آورند. در این لایه از داستان، نویسنده با به تصویر کشیدن ویرانی‌هایی که انسان‌های خودخواه مرتکب می‌شوند، نسبت به مسائل محیط‌زیستی حساسیت ایجاد می‌کند که این امر یکی از اهداف اصلی نقد بوم‌گراست.

تقابل آرا؛ نقد بومی احمد آرام بر جهان‌بینی روانی‌پور

علیرغم جایگاه برجسته رمان «اهل غرق» در ادبیات داستانی کشور، این اثر با نقدهای جدی، به‌ویژه از سوی منتقدان و داستان‌نویسان هم‌اقلیم روانی‌پور مواجه شده است. یکی از برجسته‌ترین این نقدها متعلق به احمد آرام، نویسنده مطرح جنوبی است. آرام با نگاهی تند و آسیب‌شناسانه به بازنمایی بوم در آثار روانی‌پور می‌نگرد و معتقد است: «بوم در کار منیرو روانی‌پور مانند رسول پرویزی در سطح قرار دارد، به این دلیل که نتوانسته بوم را مدرن کند. او بیشتر گرته‌برداری عامه‌پسندانه از «ماکوندو»ی مارکز کرده است. گرچه او دو کتاب خوب دارد به نام‌های «کنیزو» و «سنگ‌های شیطان» که به عقیده من از رمان «اهل غرق» او بسیار قوی‌تر و منسجم‌تر هستند.»

این نقد بر این مبنا استوار است که روانی‌پور در بازنمایی جنوب، به جای بازآفرینی عمیق و مدرن مناسبات بومی، به بازتولید عناصر جذاب، توریستی و ویترینی فرهنگ عامه روی آورده است تا فضایی مشابه صد سال تنهایی مارکز ایجاد کند. به باور این گروه از منتقدان، نیمه دوم رمان که به مبارزات حزبی، سمبل‌سازی‌های شعاری و تقابل‌های مستقیم دولتی می‌پردازد، پیوند ارگانیک خود را با نیمه اول افسانه‌ای داستان از دست می‌دهد و رمان دچار نوعی دوپارگی در لحن و روایت می‌شود.

گزیده‌های متنی و جهان فلسفی رمان

قدرت نوشتار روانی‌پور در رمان «اهل غرق»، فراتر از پیرنگ داستانی، در تک‌گویی‌ها و توصیفاتی تجلی می‌یابد که نشان‌دهنده جهان‌بینی خاص مردمان حاشیه خلیج‌فارس است. برخی از درخشان‌ترین بخش‌های کتاب که نشان‌دهنده مواجهه انسان با مرگ، عشق، زمان و تقدیر است عبارتند از: در ستایش طغیان و دفاع از داشته‌ها: «برای حراست از عشق هر چه که می‌خواهد باشد، دریا و مرد غریبه، گوشه‌ای از دلت باید طغیان کند، دست به تفنگ ببری و بگویی که هستم در کنار آنچه که دارم… اگر می‌خواهی محکم روی خاک خدا قدم برداری باید توان جنگیدن داشته باشی.»

درباره تقدیر و از دست دادن: «داشتن تو را نیازمند می‌کند، نیازمند آنکه آنچه را داری برای خود حفظ کنی و تقدیر آدمی از دست دادن است. زمین چه نیرنگ‌باز غریبی است! جایی گریبانت را می‌گیرد، جایی که می‌خواهی آن را فراموش کنی. بیست سال برای فراموش کردن کم نیست اما جای پای زندگی را به این سادگی نمی‌شود پاک کرد.»

درباره ماهیت عشق و جنون فاش‌گویی: «عشق اما از کسب و کار کاسبان جهان به دور است، و در رفتن، نماندن و گذشتن تفسیر می‌شود… ابتدای کار دیوانگان جهان همین است؛ حقیقتی را در جمع کسانی فاش می‌کنند، ناباوران به ریشخندش می‌گیرند تا آن زمان که او خود نیز مشکوک می‌شود.»

فرجام‌شناسی؛ زوال سنت زیر چرخ‌دنده‌های مدرنیته

در نهایت، رمان «اهل غرق» را می‌توان مرثیه‌ای بر زوال یک سبک زندگی سنتی و اسطوره‌ای دانست. روانی‌پور نشان می‌دهد که چگونه جادوی افسانه‌ها و حضور پریان در بستر واقعیت‌های خشن اقتصادی و صنعتی رنگ می‌بازد. اهالی جفره که روزگاری با باد، دریا و موجودات خیالی به تعادلی زیستی رسیده بودند، در مواجهه با ماشینیسم، راهی جز تسلیم یا فرار پیش روی خود نمی‌بینند.

نویسنده با هوشمندی تاکید می‌کند که آسیب به طبیعت، تنها یک مسئله زیست‌محیطی ساده نیست، بلکه هویت، فرهنگ و بقای فیزیکی انسان‌ها را نیز نابود می‌کند. هرچند نقدهای احمد آرام درباره گرته‌برداری از ادبیات آمریکای لاتین و عدم عمق‌بخشی مدرن به بوم قابل تأمل است، اما «اهل غرق» به عنوان سندی ماندگار از ثبت فرهنگ عامه جنوب، اسطوره‌های بومی بندر بوشهر و تأثیر مخرب توسعه صنعتی بر زیست‌بوم خلیج‌فارس، جایگاه انکارناپذیری در تاریخ ادبیات داستانی ایران دارد و پس از دهه‌ها، همچنان بستری زنده برای پژوهش‌های بوم‌شناختی و فرهنگی به شمار می‌رود.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.