آمریکا برای مذاکره با ایران باید امتیاز بدهد
۱۴۰۵-۰۲-۱۴
بامدادجنوب_مریم خوئینی
اکنون توجه افکار عمومی و رسانهها عمدتا بر محتوای مذاکرات ایران و آمریکا متمرکز است. اما در دیپلماسی بینالمللی گاهی جزئیاتی که در ظاهر حاشیهای به نظر میرسند، خود حامل پیامهای مهم سیاسی هستند. یکی از این جزئیات، محل برگزاری مذاکرات و هویت کشوری است که نقش میانجی یا میزبان گفتوگوها را بر عهده میگیرد. در سالهای اخیر، کشورهای مختلف منطقه تلاش کردهاند خود را بهعنوان کانال ارتباطی قابل اعتماد میان تهران و واشنگتن معرفی کنند. عمان با سابقه طولانی میانجیگری، قطر با شبکه گسترده روابط منطقهای و بینالمللی، و پاکستان با موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه خود، هر یک بهدنبال ایفای نقشی مؤثر در یکی از مهمترین پروندههای دیپلماتیک خاورمیانه بودهاند. از این منظر، انتخاب محل مذاکرات تنها یک تصمیم لجستیکی نیست بلکه میتواند بازتابی از موازنههای جدید قدرت، سطح اعتماد طرفها به میانجیها و حتی نشانهای از تحولات در روابط ایران با همسایگان خود باشد.
از سوی دیگر همزمان، سرنوشت این مذاکرات فراتر از روابط تهران و واشنگتن، بر معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه نیز تأثیر خواهد گذاشت. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، بازیگران منطقهای و قدرتهای بینالمللی هر یک بهنوعی از موفقیت یا شکست گفتوگوها متأثر میشوند و به همین دلیل، روند مذاکرات با حساسیت فراوان دنبال میشود.
همه جزئیات مذاکرات پیام دارد
اللهکرم مشتاقی کارشناس روابط بینالملل و دیپلمات هم استانی در گفتوگو با بامداد جنوب در این باره گفت: نه تنها محل مذاکره بلکه انتخاب اعضای هیأت مذاکرهکننده، تاریخ انجام مذاکرات و حتی نمادهای به کار برده شده از سوی هیأت مذاکره همه حاوی پیام هستند. وقتی ما اروپا را انتخاب میکنیم به عنوان محل مذاکره یعنی معتقدیم که اروپا باید بر هیأتی که با او مذاکره میکنیم فشار بیاورد. وقتی کشور همسایه را انتخاب میکنیم حاوی پیام دیگری است. زمانی که ما به عنوان مثال در مذاکرات هستهای برزیل و ترکیه را وارد کردیم پیام خاصی را میخواستیم به رقبا برسانیم. حتی در یک برهه زمانی سوم خرداد را در بغداد به عنوان روز مذاکرات انتخاب کردیم که دشمن متوجه نشد و بعداً متوجه شدند که این تاریخ را ما بهخصوص انتخاب کرده بودیم، همه حاوی پیام هایی هستند.
وی افزود: اکنون من معتقدم که در کنار پاکستان باید یکی از کشورهای عربی خلیج فارس(عمان، قطر و به خصوص عربستان سعودی) را هم به عنوان محل مذاکره اصلی یا حتی واسط مشترک انتخاب بکنیم.
این کارشناس بینالملل ادامه داد: در مذاکرات غیر مستقیم عمان را برتر از قطر و پاکستان میدانم، زیرا عمان در حوزه تنگه هرمز با ما اشتراکاتی دارد و میشود گفت تقریبا تنها کشور عربی بود که حملات رژیم صهیونیستی و آمریکا به ما را محکوم کرد، انتخاب رهبر جدید را تبریک و شهادت امام شهیدمان را تسلیت گفت. کشور عربی دیگری در سطح رئیس کشور چنین پیامی را نفرستاد. از طرفی عمان معروف به میانجیگری است و وارد جنگی با دیگران نیست و در حال حاضر نیز چند جهت را مدیریت و میانجی گری میکند اما پاکستان به نظرم ظرفیت لازم، اراده و توان لازم را برای میانجیگری ندارد و بعضاً بیصداقتیهایی هم از پاکستان بروز پیدا کرده است.
کشورهایی که میتوانند میانجی مشترک باشند
مشتاقی تصریح کرد: البته انتخاب هر یک از کشورها به عنوان میانجی مزایا و و زیانهایی دارد به عنوان مثال وقتی ما عربستان سعودی یا قطر را به عنوان میانجی انتخاب کنیم به این معناست که احتمالاً درگیری ما کمتر خواهد شد و تهاجمی که انتظار میرود آمریکایی ها از خاک قطر و یا عربستان انجام دهند به دلیل میانجیگری آنها دیگر صورت نگیرد. از سوی دیگر پاکستان در میان کشورهای همسایگان غیر عرب کمترین چالش را با ما دارد و تقریبا میشود گفت توان تامین امنیتی مذاکرات را هم دارد که این از محاسن پاکستان است ترکیه نیز چنین جایگاهی دارد اما در چالش با آمریکاست و بعید است که بتواند میانجی مؤثری باشد.
وی با اشاره به اینکه کشورهای منطقه برای ایفای نقش میانجی حرکتهای هم افزایانهای را دنبال میکنند، افزود: عربستان، مصر، قطر، عمان و پاکستان میتوانند میانجی مشترک باشند و ما نیز میشود به سمت چنین ایدهای حرکت کنیم؛ یعنی ترکیبی از کشورهای عربی اسلامی همسایه و غیرهمسایه ما که میتوانند روی یکدیگر تاثیر بیشتری داشته باشند.
این دیپلمات هماستانی با اشاره به مسأله تضمینهای احتمالی در هرگونه توافق میان ایران و آمریکا گفت: اگر قرار باشد برای اجرای توافق، سازوکارهای تضمینی در نظر گرفته شود، این تضمینها باید از سوی مجموعهای از قدرتهای تأثیرگذار بینالمللی پشتیبانی شوند، بهگونهای که در صورت نقض تعهدات از سوی آمریکا، چندین کشور مسئولیت پیگیری و پاسخخواهی را بر عهده داشته باشند. در چنین شرایطی، کشوری مانند پاکستان بهتنهایی از ظرفیت و نفوذ لازم برای وادار کردن واشنگتن به پایبندی به تعهدات خود برخوردار نیست. به جد معتقدم باید در شیوه میانجیگری و محل مذاکرات اصلاحاتی به وجود بیاریم. ما باید یا به ترکیبی از میانجیها برسیم یا کشوری مثل چین را وارد میانجیگری بکنیم.
مشتاقی ادامه داد: به باور من تنوعبخشی به میانجیها به این شکل یعنی دوحه، اسلام آباد و مسقط اگرچه مفید است اما کافی نیست. تنوع خوبی است؛ همسایه غیر عرب، همسایه عربی که از خاک آن به کشور ما حمله نشده و همسایه عربی که از خاک آن به کشور ما حمله شده به نظرم میتوانیم تنوع بیشتری هم برای مذاکرات ایجاد بکنیم، البته تنوعی که حالت تشریفاتی نداشته باشد. به صورت خاص اگر بتوانیم ترکیه و عراق و همچنین مصر را وارد کنیم تاثیر بیشتری خواهد داشت و پیام استراتژیک ویژهای برای دوست و دشمن خواهد داشت.
یک دنیا از جنگ متاثر است
وی در خصوص منافع کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از توافق احتمالی ایران و آمریکا نیز تصریح کرد: ایران همسایه و کشور بزرگ منطقه غرب آسیاست به طور قطع، هر نوع چالش علیه ایران میتواند اقتصاد کشورهای منطقه را مختل کند. چنان که در این سه ماه میبینیم تجارت کشورهای همسایه دچار اختلال شده تعاملات سیاسی و حتی تعاملات اجتماعی و فرهنگی و دیپلماتیک را هم تحت تاثیر قرار میدهد. همچنان که دیدیم کشورهای کویت و امارات و به تبع آن برخی دیگر از کشورهای عربی مثل عربستان و اردن نوع تعاملات فرهنگی و اجتماعی و دیپلماتیک شان با ما تغییر کرده که این تغییرات مثبت نیستند. همه اینها ناشی از جنگ بین ایران و آمریکاست. اساسا بسیاری از کشورها به جز یکی دو کشور که سود خود را فعلا در جنگ میبینند، همه متضرر خواهند شد.
این کارشناس حوزه بینالملل همچنین درباره کشورهای متاثر از موفقیت یا شکست مذاکرات، گفت: بدون استثنا همه کشورهای مهم جهان از کشور دوردستی مثل برزیل و ژاپن و آفریقای جنوبی تا کشورهای کوچکی مثل بحرین و اردن که تاثیرات و برد بزرگ منطقهای ندارند تا قدرتهای مداخلهگر، موثر و نافذ در منطقه مثل چین، روسیه و آمریکا همه تاثیر خواهند پذیرفت.
مشتاقی افزود: یکی از دلایل تماسهای مکرر دو سه هفته اخیر اروپاییها با مقامات سیاسی کشور همین است. وقتی مسئولان کشورهای مختلف با ایران تماس میگیرند، نگاهشان به منافع ملی خودشان است و میدانند که شعلهور شدن این جنگ میتواند تبعات منفیای بر اقتصاد و حتی معیشت مردمشان داشته باشد. حتی کشورهایی که مراوده مستقیمی با ما ندارند از این جنگ تأثیر میبینند به همین دلیل قدرتهای بزرگ مثل چین خواهان پایان شرارتها و سنگاندازیهای آمریکا در حل و فصل موضوعات هستند.
آثار توافق احتمالی بر معادلات امنیتی خلیج فارس
وی درباره تاثیر توافق احتمالی بر معادلات امنیتی خلیج فارس نیز بیان کرد: بعد از این توافق، انگارههای سنتی امنیتی حتماً دچار تغییرات جدی خواهند شد. یکی اینکه آمریکا نمیتواند تامینگر موثر امنیت خلیج فارس باشد. دوم اینکه احتمالاً کشورهای عربی به سمت تنوع ترتیبات امنیتی با سایر کشورها خواهند رفت. سوم اینکه ایران در امنیتبخشی و تعاملات در خلیج فارس رسمیت بیشتری خواهد یافت و نکته چهارم اینکه به این نتیجه خواهند رسید و این چارچوب شکل خواهد گرفت که تامین امنیت به صورت یکجانبه ناممکن خواهد بود. همچنین با توجه به اینکه ایران داعیهدار تامین امنیت دستهجمعی است، طرح چند سال پیش کشورمان برای تامین امنیت خلیج فارس با عنوان طرح هرمز که شامل امنیت دستهجمعی با حضور همه همسایگان خلیج فارس بود، احتمالاً مجدد مورد توجه قرار گیرد.
این دیپلمات هماستانی در پاسخ به این پرسش که اگر بخواهید احتمال موفقیت مذاکرات را در یک بازه زمانی ششماهه ارزیابی کنید، چه عواملی شما را به خوشبینی یا بدبینی سوق میدهد؟ توضیح داد: حضور یا عدم حضور نتانیاهو در قدرت یکی از شاخصهای بسیار مهم است و من بسیار خوشبینم که نتانیاهو از مهر ۱۴۰۵ به بعد دیگر در قدرت نخواهد بود. شجاعت و اعتماد به نفس ایران در تصمیمگیری، مثل بیانیه قرارگاه خاتمالانبیا در اولتیماتوم به رژیم صهیونیستی در حمله به ضاحیه، یکی دیگر از عوامل خوشبینی است. فشار اجتماعی و سیاسی دنیای غرب به آمریکاییها یک دیگر از خوشبینیهاست. اتحاد داخلی ایرانیها و صدای واحدی که در مواجهه با این بحران از ایران شنیده میشود، این هم جای امید دارد در توافقی که به نفع ما انجام خواهد پذیرفت. اما لابیگری بعضی از کشورهای عربی به صورت خاص امارات و لابی صهیونیستی در فشار به ترامپ و تصمیمات فردی و دیوانهوار ترامپ از عواملی است که انسان را به بدبینی نسبت به توافق میکشاند.
۱۴۰۵-۰۲-۱۴
۱۴۰۴-۰۸-۲۰
۱۴۰۴-۱۱-۲۹
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.