«ایرج صغیری» توجه ویژهای به دیالوگنویسی داشت
بامدادجنوب_مهسا متقی
حسین فیروزه، پژوهشگر، روزنامهنگار و داستاننویس جوان جنوبی است که بخشی از مسیر نویسندگی و شکلگیری نگاه ادبی و پژوهشی خود را در کنار زندهیاد ایرج صغیری، پدر تئاتر آیینی ایران و خالق نمایشنامه ماندگار «قلندرخونه» پیموده است. فیروزه در سالهای پایانی فعالیتهای صغیری در برخی از آثار پژوهشی و داستانی او بهعنوان دستیار حضور داشت و همین همنشینی فرصتی فراهم کرد تا از جهان فکری و شیوه کار این نویسنده و پژوهشگر نامآشنا تاثیر بپذیرد. تجربهای که بعدها در مسیر داستاننویسی فیروزه نیز نمود پیدا کرد. او بر این باور است که بخش مهمی از نگاهش به داستان و روایت را وامدار دقت، وسواس و توجه صغیری به جزئیات زندگی و فرهنگ بومی است.
ایرج صغیری، متولد اول آذر ۱۳۲۵ در بوشهر از چهرههای برجسته و شناختهشده تئاتر، ادبیات نمایشی و پژوهشهای فرهنگی جنوب ایران به شمار میرفت. او در کنار فعالیت بهعنوان بازیگر، کارگردان و نمایشنامهنویس، آثاری قابل توجه از خود بر جای گذاشت. صغیری در سالهای جوانی با ایفای نقش ابوذر در نمایشی که با همکاری داریوش ارجمند و با نظارت علی شریعتی در دانشگاه فردوسی و حسینیه ارشاد اجرا شد، توانست تواناییهای خود را در عرصه بازیگری نشان دهد و مورد توجه قرار گیرد. نمایشنامه «قلندرخونه» از شاخصترین آثار اوست که در بیستمین دوره جایزهی کتاب فصل بهعنوان اثر شایسته تقدیر معرفی شد. از دیگر آثار او میتوان به «خالو نکیسا»، «بناتالنعش و یوزپلنگ»، «خلخال شوم»، «محپلنگ»، «شب شولای عبدالرحمان»، «آواز تیتروها» و «انگلیسیها در بوشهر» اشاره کرد. این هنرمند و پژوهشگر سرانجام در دهم شهریور ۱۴۰۴، پس از دورهای بیماری چشم از جهان فروبست.
با این حال، میراث فکری و هنری صغیری همچنان در میان هنرمندان و پژوهشگران جنوب ایران زنده است. در همین راستا، گفتوگویی با حسین فیروزه انجام دادهایم تا از زوایای کمتر گفتهشده شخصیت و اندیشه ایرج صغیری، نمایشنامهنویس، داستاننویس و پژوهشگر فرهنگ و آیینهای جنوب ایران بیشتر بشنویم.
نخست بگویید که مهمترین ویژگی سبک روایی زندهیاد ایرج صغیری در ثبت و ضبط خردهفرهنگهای بومی چه بود که آثار او را هم مردمی میکرد و هم عمیق؟
برای پاسخ به این پرسش باید ابتدا به بستری که ایرج صغیری در آن رشد کرده، توجه کرد. دوران کودکی و جوانی او در شهر بوشهر سپری شد؛ شهری که میتوان آن را انباری سرشار از قصهها، روایتها و تجربههای زیسته دانست. در بوشهر، زندگی روزمره مردم حال و هوایی داستانی دارد و واقعیت زندگی در آن، گاه یادآور فضای رئالیسم جادویی است. به عبارت بهتر، در آن روایت، خیال و واقعیت در هم تنیده شدهاند.
صغیری در چنین فضایی رشد کرد و سپس برای ادامه تحصیل راهی مشهد شد و در دانشگاه فردوسی با روایتگری و ادبیات به شیوه مدرن آشنا شد. فضای فکری آن دوره برای او همچون چشمهای از اندیشههای تازه بود که امکان آشنایی با نگاههای نو در ادبیات و هنر را فراهم میکرد. همین پیوند میان تجربه زیسته بومی و آشنایی با روایت مدرن باعث شد که صغیری صرفا به ثبت یا گزارش آیینها و روایتهای محلی بسنده نکند.
او از این خمیرمایه بومی بهره میگرفت و آن را با مفاهیم گستردهتری از تجربه انسانی مانند رنج، ظلم، فقر، عشق و امید پیوند میزد. به همین دلیل، روایتهای او هم برای مردم عادی قابل لمس و قابل درک بود و هم برای منتقدان و روشنفکران واجد معنا و اهمیت. ریشه آثار او در دل زندگی واقعی مردم قرار داشت؛ اما در عین حال از زبان و ساختار روایت مدرن بهره میبرد که جامعه نخبگانی نیز میتوانست با آن ارتباط برقرار کند. همین ترکیب بود که به آثار او همزمان جنبهای مردمی و عمقی فکری میبخشید.
شخصیتپردازی در آثار ایرج صغیری بهویژه در تیپهای بوشهری، یکی از نقاط قوت کارنامه ادبی اوست؛ به نظر شما چه عواملی باعث شد این شخصیتهای بومی از مرزهای استانی فراتر بروند و جایگاهی ملی پیدا کنند؟
به نکته خوبی اشاره کردید، در اغلب آثار صغیری، کاراکترها در ظاهر بوشهری هستند و از واژگان و اصطلاحات بومی بهره میگیرند؛ اما با اندکی تامل و تحلیل میتوان دریافت که این شخصیتها بر پایه کهنالگوها یا همان آرکیتایپها شکل گرفتهاند. به همین دلیل هر مخاطبی در هر نقطهای از جهان میتواند با این شخصیتها ارتباط برقرار کند.
کهنالگوها در واقع الگوهای محدودی هستند که در همه فرهنگها حضور دارند و انسانها در نقاط مختلف جهان تجربههای مشابهی از آنها دارند. هنگامی که یک شخصیت بر اساس چنین الگوهایی ساخته میشود، مخاطبان با هر سن، فرهنگ یا پیشینهای میتوانند با او احساس همذاتپنداری کنند. از همین رو، اگرچه شخصیتهای صغیری در لایه نخست بوشهری به نظر میرسند، اما در عمق خود واجد ویژگیهایی هستند که امکان ارتباط گستردهتری با مخاطبان فراهم میکند. به این ترتیب، این شخصیتها توانستهاند از مرزهای جغرافیایی بوشهر فراتر روند و در سطحی وسیعتر مورد توجه قرار گیرند.
در میان آثار ایشان، نمایشنامه «قلندرخونه» جایگاهی ویژه پیدا کرد؛ چه مولفههایی باعث شد که این اثر به شاهکار صغیری تبدیل شود و بیش از دیگر آثار او مورد توجه قرار بگیرد؟
خب، مایشنامهه «قلندرخونه» از جمله آثاری است که بهخوبی نشان میدهد چگونه زیست شخصی و جهان فکری یک نویسنده میتواند در اثر هنری او متجلی شود. این اثر در بسیاری از جنبهها بازتابی از موقعیت زیستی و تجربههای مؤلف است. هر هنرمند، خواه شاعر باشد یا نویسنده، ناگزیر از فضایی که در آن زندگی کرده و اندیشههایی که در آن شکل گرفته تاثیر میپذیرد و این تاثیر را در قالب نمادها، نشانهها و موقعیتهای داستانی در اثر خود بازآفرینی میکند.
در «قلندرخونه» نیز چنین امری بهخوبی دیده میشود. صغیری از دل فرهنگ بومی جنوب و تجربههای زیسته مردم بوشهر سخن میگوید، اما این تجربهها را در قالبی بیان میکند که جنبهای ملی و حتی فراتر از آن پیدا میکند. بوشهر در آثار او همچون موزهای زنده از رنگ، صدا، ریتم، آیینها و مقاومتهای مردمی حضور دارد و همین عناصر در «قلندرخونه» نیز به شکلی هنرمندانه بازتاب یافتهاند.
زبان «قلندرخونه» ساده، اما چندلایه و سرشار از نشانه است که هم برای مخاطب عام قابل درک است و هم برای مخاطب فرهیخته جذابیت تحلیلی دارد. نگاه انسانی و اجتماعی صغیری نیز در این اثر بهوضوح دیده میشود؛ نگاهی که مسائل روزمره، رنجهای مردم و هویت اقلیمی را به شکلی هنری بازتاب میدهد. همین مجموعه عوامل سبب شده که «قلندرخونه» جایگاهی ویژه در میان آثار او پیدا کند.
چرا دیگر آثار استاد با وجود نبوغ قلم ایشان به اندازه «قلندرخونه» در ذهن مخاطبان و منتقدان ماندگار نشد؟
در پاسخ به این پرسش میتوان به این نکته اشاره کرد که ماندگاری یک اثر هنری تنها به توانایی و نبوغ نویسنده وابسته نیست، بلکه مجموعهای از عوامل فرهنگی، اجتماعی و حتی تاریخی در آن دخیل هستند. برخی آثار در لحظهای خاص از تاریخ و در شرایطی ویژه با مخاطبان روبهرو میشوند و به همین دلیل امکان دیدهشدن و ماندگاری بیشتری پیدا میکنند.
در مورد «قلندرخونه»، به نظر میرسد همزمانی شکلگیری اثر با شرایط فرهنگی و اجتماعی خاص، همراه با ساختار نمایشی قدرتمند و ارتباط مستقیم آن با زیست فرهنگی مردم، موجب شد که این اثر بیش از دیگر آثار صغیری در ذهن مخاطبان باقی بماند. این امر البته به معنای کماهمیت بودن دیگر آثار او نیست، بلکه بیشتر به شرایط دریافت و توجه مخاطبان در دورههای مختلف بازمیگردد.
شما چندین سال بهعنوان دستیار پژوهشی کنار استاد صغیری حضور و نمود پررنگی داشتید، این همنشینی با نویسندهای که خود دانشنامهای زنده از فرهنگ جنوب بود، چه تاثیری بر جهانبینی و شیوه نویسندگی شما گذاشت؟
همنشینی با فردی صاحب اندیشه و دارای خلاقیت هنر، بهویژه کسی که در یک حوزه فرهنگی تاثیرگذار بوده است، بهطور طبیعی بر جهانبینی و نگاه هنری اطرافیانش تاثیر میگذارد. استاد ایرج صغیری از جمله چهرههایی بود که حضور و همراهی با او میتوانست افقهای تازهای را پیش روی هنرمندان جوان بگشاید.
این تاثیر تنها محدود به من نبود؛ بسیاری از هنرمندان بوشهر چه بهصورت مستقیم و چه غیرمستقیم، از حضور، راهنماییها و حمایتهای او بهره بردهاند. همنشینی با چنین شخصیتی ناخواسته باعث ارتقای نگاه و حساسیت هنری میشود و هنرمند را به تامل عمیقتر در جهان پیرامون خود وا میدارد.
تا چه اندازه سبک داستاننویسی خود را متاثر از آموزشها و نگاه استاد صغیری به داستان جنوب میدانید؟
اگر بخواهم از تاثیر صغیری بر شیوهی داستاننویسی خودم سخن بگویم، باید اشاره کنم که این تاثیر بسیار گستردهتر از یک یا دو نکته فنی بوده است. با این حال، یکی از مهمترین درسهایی که از او آموختم توجه ویژه به دیالوگنویسی بود.
در آثار منتشرشده و حتی دستنوشتههای منتشرنشده او میتوان دید که تکتک دیالوگها با دقت و تامل فراوان نوشته شدهاند؛ بهگونهای که اگر بگویم گاه ساعتها و حتی روزها درباره یک جمله فکر شده، اغراق نکردهام. این توجه نشان میدهد که در یک روایت داستانی، دیالوگ نهتنها برای پیشبرد داستان، بلکه برای آشکار شدن شخصیتها، فضاسازی و شکلگیری موقعیتهای دراماتیک نقشی اساسی دارد. از همینرو، یکی از مهمترین درسهایی که من از استاد صغیری آموختم، این بود که خلق شخصیتهای قوی و نوشتن دیالوگهای دقیق و زنده، از ارکان اساسی یک روایت موفق است.
در سالهایی که با استاد صغیری همکاری داشتید، مهمترین درسی که از او آموختید، چه بود؟
بزرگترین درسی که در این مسیر از استاد صغیری گرفتم، این بود که هیچ جزئیاتی در زندگی بیاهمیت نیست. کوچکترین پدیدهها، گفتوگوها، آیینها و خردهفرهنگهای اطراف ما، شاید در نگاه نخست عادی و روزمره به نظر برسند، اما اگر با دقت و تأمل بیشتری به آنها نگاه کنیم، درمییابیم که پشت هر کدام از آنها داستانهای فراوانی نهفته است.
گاهی یک گفتوگوی ساده، یک رفتار اجتماعی یا حتی یک آیین محلی میتواند حامل تجربههایی باشد که درد مشترک بسیاری از مردم یک منطقه، یک کشور یا حتی جهان را بازتاب میدهد. این نگاه دقیق به جزئیات، یکی از مهمترین چالشها و در عین حال ارزشمندترین تجربههایی بود که در همکاری پژوهشی با او آموختم.
با توجه به دقت و وسواس فکری که ایرج صغیری در نوشتن داشت، به نظر شما نوشتهها و دستنوشتههای کمتر شناختهشده او تا چه اندازه در شناخت دقیقتر جهان فکری، شیوه کار و نگاه فرهنگی این نویسنده به ما کمک میکنند؟
در آثار منتشرشده و منتشرنشده صغیری میتوان نشانههای بارزی از دقت و وسواس فکری او در نوشتن مشاهده کرد. بسیاری از نوشتههای او حاصل تامل طولانی و بازنگریهای مکرر بودهاند. همین امر نشان میدهد که او نوشتن را فرایندی جدی و زمانبر میدانست و برای هر جمله و هر موقعیت داستانی ارزش و اهمیت قائل بود.
چنین رویکردی سبب شده است که حتی نوشتههای کمتر شناختهشده او نیز بتوانند بخشی از جهان فکری و هنری این نویسنده را روشنتر کنند و درک دقیقتری از شیوه نگاه او به فرهنگ و جامعه ارائه دهند.
از نگاه شما مهمترین میراث فکری و فرهنگی ایرج صغیری برای نسلهای آینده نویسندگان و پژوهشگران چیست؟
اگر بخواهم از میراث فکری و فرهنگی صغیری سخن بگویم، باید تاکید کنم که او از معدود هنرمندانی بود که هم به ریشههای فرهنگی وفادار ماند و هم نگاه مدرن و نوگرایانه داشت. او به فرهنگ بومی، آیینها، روایتها، موسیقی و خردهفرهنگهای مردم بوشهر توجه ویژهای داشت، اما این عناصر را صرفا ثبت نمیکرد؛ بلکه آنها را در قالبی تازه و خلاقانه بازآفرینی میکرد. همین ویژگی سبب شد آثار او محدود به یک زمان یا یک جغرافیا نباشد و بتواند برای نسلهای مختلف همچنان قابلفهم و موثر باقی بماند.
اگر بخواهید در یک جمله مهمترین «دغدغه فرهنگی» ایرج صغیری را بیان کنید آن را چگونه توصیف میکنید؟
به گمان من، مهمترین دغدغهی فرهنگی ایرج صغیری این بود که هنر باید از دل زندگی واقعی مردم برخیزد. اثری که ریشه در تجربه زیسته، شناخت دقیق انسانها و توجه به جزئیات زندگی داشته باشد، میتواند صادقانه و ماندگار باشد.
زندهیاد صغیری معتقد بود هنرمند نباید از جامعه جدا باشد؛ بلکه باید نبض جامعه را بشناسد و با زبان هنر آن را بیان کند. اگر بخواهم این نگاه را در یک جمله خلاصه کنم، باید بگویم که هنر زمانی ماندگار میشود که هم به ریشههای فرهنگی خود وفادار بماند و هم جسارت نو شدن و بازآفرینی داشته باشد.
نظر خود را بنویسید
نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.