رویداد 1 بازدید
کارشناس روابط بین الملل در گفت‌وگو با بامدادجنوب:

گروسی میان جنگ و صلح نقش‌آفرینی می‌کند

بامدادجنوب_مریم خوئینی

پرونده هسته‌ای ایران بار دیگر به یکی از مهم‌ترین موضوعات دستور کار شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تبدیل شده است. این توجه پس از آن افزایش یافت که رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، در تازه‌ترین گزارش خود به شورای حکام اعلام کرد که آژانس به جز نیروگاه اتمی بوشهر، به سایر تأسیسات و مکان‌های هسته‌ای اعلام‌شده ایران دسترسی میدانی نداشته و اطلاعات لازم برای انجام فعالیت‌های راستی‌آزمایی را نیز دریافت نکرده است. به گفته وی، در نتیجه این محدودیت‌ها آژانس در شرایط کنونی قادر به راستی‌آزمایی وضعیت برخی تأسیسات و مواد هسته‌ای مرتبط با آن‌ها نیست. گزارشی که البته با واکنش معاون حقوقی و بین‌الملل وزیر امور خارجه روبه‌رو شد.

کاظم غریب‌آبادی با بیان اینکه نمی‌توان تأسیسات تحت پادمان را بمباران کرد، دسترسی و ایمنی لازم برای بازرسی را از بین برد، و سپس پیامد همان حمله را به عنوان ابهام علیه ایران به کار گرفت، تأکید کرده است اگر آژانس می‌خواهد بخشی از راه‌حل دیپلماتیک باشد، باید از تبدیل گزارش فنی به ابزار فشار سیاسی پرهیز کند. در این میان پرسش‌های مهمی درباره آینده تعاملات ایران و آژانس، سرنوشت مذاکرات هسته‌ای و پیامدهای احتمالی تصمیمات شورای حکام مطرح می‌شود.

آژانس به دنبال کار سیاسی است نه فنی

علی ودایع کارشناس روابط بین الملل در گفت‌وگو با بامداد جنوب یادآوری کرد پرونده هسته‌ای ایران را نمی‌توان جدا از تحولات کلان نظام بین‌الملل تحلیل کرد. زیرا امروز به نوعی شاهد بازگشت رقابت‌های هسته‌ای میان قدرت‌های بزرگ هستیم؛ از نوسازی زرادخانه‌های اتمی و رزمایش‌های هسته‌ای گرفته تا بحث گسترش چتر هسته‌ای در اروپا.

وی تصریح کرد: در چنین شرایطی، برخورد با برنامه هسته‌ای ایران با نوعی تناقض همراه است از یک سو قدرت‌های بزرگ در حال تقویت توان بازدارندگی هسته‌ای خود هستند و از سوی دیگر بر برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران فشار وارد می‌کنند. این تناقض زمانی آشکارتر می‌شود که در مورد حملات صورت‌گرفته علیه تأسیسات هسته‌ای ایران، حساسیت و واکنش چندانی از سوی نهادهای بین المللی مشاهده نمی‌شود.

این کارشناس روابط بین‌الملل با اشاره به مهم‌ترین نکته‌ای که از گزارش اخیر آژانس درباره برنامه هسته‌ای ایران می‌شود برداشت کرد، افزود: فکر می‌کنم آژانس و شخص آقای رافائل گروسی بیش از آنکه به دنبال ایفای یک نقش صرفاً فنی باشند، به دنبال نقش سیاسی در پرونده هسته‌ای ایران است. اگر به ادبیات و مواضع آقای گروسی دقت کنیم، می‌بینیم که ایشان تلاش دارد در روند مذاکرات ایران و آمریکا نیز به‌عنوان یک بازیگر اثرگذار ایفای نقش کند. به بیان دیگر، آقای گروسی سعی می‌کند نقش یک کاتالیزور میان جنگ و صلح را بر عهده بگیرد به این معنا که اگر آتش‌بس یا توافقی حاصل شود، آژانس بتواند مدعی ایفای نقشی مؤثر در آن باشد و اگر تنش‌ها به سمت درگیری پیش برود نیز این‌گونه القا شود که آژانس از قبل نسبت به مخاطرات و نگرانی‌های امنیتی هشدار داده و در این روند نقش‌آفرینی کرده است.

پرونده هسته‌ای ایران فراتر از روابط تهران-واشنگتن

ودایع همچنین در خصوص اینکه در صورت تصویب قطعنامه جدید، چه تأثیر عملی بر وضعیت ایران خواهد داشت؟ گفت: بر اساس آخرین اخبار، به نظر می‌رسد آمریکا در حال آماده‌سازی پیش‌نویس جدیدی درباره پرونده هسته‌ای ایران است. با این حال نباید این موضوع را صرفاً از زاویه نقش آمریکا بررسی کرد. رویکرد کشورهای اروپایی نیز در این میان اهمیت زیادی دارد و در کنار آن نباید از نقش چین و روسیه غافل شد.

وی افزود: واقعیت این است که پرونده هسته‌ای ایران تنها در چارچوب روابط تهران و واشنگتن قابل تحلیل نیست، بلکه مجموعه‌ای از بازیگران در آن نقش دارند. نکته مهم این است که هرچه زمان بیشتری سپری شود و رفتارهای تخاصم‌آمیز آژانس و آمریکا افزایش یابد، به اعتقاد من گره پرونده هسته‌ای ایران کورتر خواهد شد.

این کارشناس روابط بین‌الملل درباره اینکه چنین قطعنامه‌ای الزام‌آور است یا بیشتر جنبه سیاسی دارد؟ بیان کرد: پیش از پرداختن به الزام‌آور بودن یا نبودن قطعنامه، باید به یک تجربه مهم اشاره کرد. در گذشته نیز شاهد تصویب قطعنامه‌هایی بودیم که بعدها اسرائیل با استناد به همان فضا و ادبیات سیاسی، اقدامات تخاصم‌آمیز خود را توجیه کرد. از این منظر، اهمیت قطعنامه‌ها صرفاً در جنبه حقوقی آن‌ها نیست، بلکه آثار سیاسی و تبلیغاتی آن‌ها نیز قابل توجه است.

ودایع تصریح کرد: به اعتقاد من، اسرائیل در جنگ دیپلماتیک علیه ایران تلاش می‌کند دست برتر را در اختیار داشته باشد. با این حال تجربه نشان داده که قطعنامه‌های آژانس به‌تنهایی راه به جایی نبرده‌اند. البته آمریکا همچنان تلاش می‌کند شرایطی را فراهم کند که پرونده ایران بار دیگر ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد قرار گیرد و از این منظر باید تحولات آینده را با دقت دنبال کرد.

بی‌اعتمادی شدید میان ایران و آژانس

وی همچنین در خصوص مهم‌ترین چالش موجود میان ایران و آژانس، گفت: به نظر من مهم‌ترین چالش در روابط ایران و آژانس، بی‌اعتمادی عمیقی است که میان دو طرف شکل گرفته است. از نگاه من، آژانس در این سال‌ها نتوانسته تصویری از بی‌طرفی و صداقت کامل ارائه دهد. در حالی که این نهاد می‌توانست در جریان بحران‌های اخیر برای خود جایگاهی صلح‌طلبانه و میانجی‌گرانه تعریف کند، چنین اتفاقی رخ نداد.

این کارشناس روابط بین‌الملل یادآور شد: امروز شاهد فضایی از سوءظن و بی‌اعتمادی شدید میان ایران و آژانس هستیم؛ فضایی که به اعتقاد من امکان تنفس و مانور را برای فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران کاهش داده و همزمان مسیر مدیریت تنش‌ها و حتی افزایش سطح همکاری‌های متقابل را با دشواری مواجه کرده است.

وی درباره پیش‌بینی چشم‌انداز شش ماه آینده پرونده هسته‌ای ایران و تعامل با آژانس، گفت: فکر می‌کنم آینده  اگر چه به سمت حل و فصل قطعی و کامل موضوع حرکت نکند، اما با توجه به بحث سود و زیان جنگ علیه ایران برای طرف مقابل، تصور می‌کنم طرف‌ها تلاش خواهند کرد که به سمت مدیریت سطح تنش و کنترل ریسک‌پذیری تخاصم‌ها پیش بروند چراکه نمی‌خواهند جنگ از سر گرفته شود. البته نخست وزیر اسرائیل فکر می‌کنم بر خلاف همه بازیگرها به دنبال جنگ باشد.

اشتراک‌گذاری:

نظرات

نظر خود را بنویسید

نام و ایمیل اختیاری هستند. فقط نظر شما ضروری است.